korica_Kaligrafija

عنوان: خوشنویسی و فرهنگ اسلامی

مترجم: دکتر رشید حافظویچ

شابک: 9789958845130

ناشر: موسسه ابن سینا

سال :2014م

معرفی:

مقدمه در باب خوشنویسی اسلامی

هنر، ودیعه ی ارزشمند خداوند سبحان به آدمی است. خدای سبحان هم زیباست و هم زیباآفرین و آدمیان با توسعه ی ظرفیت هنری خویش، روح زیبایی خواهانه ی خویش را متجلی می سازند و با انواع هنرهای سمعی و بصری و...، تلاش در ارائه هنر متعهدانه می نمایند. در این میان، یکی از برجسته ترین هنرها، خوشنویسی است.

خوشنویسی و خطاطی هنر زیبانویسی و نگارش متن همراه با خلق ارزش های زیبایی شناختی، به عنوان شاخص‌ترین هنر در سرزمین‌های اسلامی، بر خلاف سایر هنرها که در اسلام با فراز و نشیب روبرو بوده، به نوعی «زبان هنری مشترک» برای تمامی مسلمانان بوده و هست که با ارزشی ویژه بصری، هنر تجسّم کلام وحی نیز بوده و علاوه بر قرآن، در هنرهای مختلف به ‌کار ‌برده می شده است. چه بسا این ارزش، برگرفته از اشاره ای است که در قرآن کریم در آیات «ن، و القلم و ما یسطرون» (القلم، ۱) و «الّذی علّم بالقلم» (العلق، ۴) به قلم رفته ‌است.

وقتی قلم خوشنویس، اشک ضمیر خویش را روانه ی دفتر می کند، دنیایی سرشار از شکوه و زیبایی را نصیب بیننده می سازد. تعادل خلاقانه ای که میان اجزا و عناصر تشکیل دهنده ی خطوط خوشنویسی مشاهده می شود، در کنار نیازمندی به آن در کارهای عادی، اداری، مذهبی و عالی، همراه با پویایی و تغییر شکل های متنوع آن به تناسب تغییر زمان و مکان و شرایط، و همراه با تعادلی شایان توجه در قالب و محتوای خطوط، چنان آراستگی را به نمایش می گذارد که درک و لذّت بصری بیننده را در کنار درک و لذّت عقلانی او سیراب می سازد و این همه، بحثی نیست که بتوان در یک مقدمه کوتاه به آن پرداخت و از آن ساده گذشت.

قصد تکرار ندارم اما نمی توانم از بیان زیبای مترجم محترم دکتر رشید حافظویچ در پیشگفتارش بر این کتاب یادی نکنم. او خوشنویسی را «زبان دست» نامید که به الفاظ کلام الهی الهام یافته بر پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم، «وجودی کتبی» می بخشد. سبک آن «زبان عقل» و قلم آن «زبان خوشنویس» است که این همه در خدمت برانگیختن «حس»، «عاطفه»، «خیال» و «ذهن» مخاطب است و با سطوح و ابعاد وجودی انسان سخن می گوید.

درواقع، خوشنویس با هنر ارزشمند خویش «زبان دل» را به «دست قلم» می سپارد تا به وسیله ی آن، از «عاطفه» پلی به سوی «خِرد ناب» بزند و با برانگیختن «حس» زیبایی شناسی بصری، «ذهن متعالی جوی» آدمی را اقناع سازد.

این هنر به نوعی در تمام فرهنگ ها مطرح است. راهیابی این واژه در دایره لغات فرهنگ های لاتین نیز از حدود قرن 15 میلادی بوده است که واژه Calligraphy مطرح شد ولی از قرن 19 به بعد، اصطلاحی شناخته شده محسوب گردید. کتیبه های رومی و برخی نسخ خطی انجیل نشان می دهد که به زیبانویسی در اروپا اگرچه به عنوان هنری فرعی و وابسته به کتابخانه ها و محافل دینی توجه می شده است. از خوشنویسی چین و در کنار آن ژاپن و کره هم می توان یاد کرد، اما این خوشنویسی، گذشته از این که نزد کاهنان و متولیان امور مذهبی رایج بود، به خاطر نوع زبان و الفبا، از کیفیت انتزاعی و تصویری خاص برای بیان اندیشه و احساس برخوردار است که قرابت تامّی با نقاشی می یابد و امروزه با «نقاشی خط» رایج در ایران قابل مقایسه است که ابداعی نوین از تلفیق خط و نقاشی است. اما به این هنر ارزشمند، در مشرق زمین؛ در سرزمین های اسلامی و ایران باید به طور ویژه نگریست، چه این هنر، گذشته از کارکرد هنری، نوعی تلازم وجودی با فرهنگ مسلمانان و قرآن کریم و روایات شریف یافته است.

با گسترش اسلام و رواج زبان و خط عربی به عنوان حامل پیام وحی الهی در سرزمین های مختلف ایران، ماوراءالنهر، بخش‌هایی از هند، شمال آفریقا و اندلس، و در آمیختن با خطوط دیگر، در اثر نفوذ و توسعه ی مباحث زیبایی و زیبانویسی، این خط از صورت اولیه و ساده خود به نام «کوفی» با صورت ها و اشکال مختلف در سده های بعدی رشد یافت و رفته رفته به کمال رسید و صورت تزیینی و هندسی ویژه در قالب هایی نوین پیدا کرد. درواقع، کلمه و نوشتار خوش، که علاوه بر خواندنی بودن، «هنری بصری» نیز هست، به جای پیکره و نقاشی در تمدن غربی، جای خود را در آثار اسلامی باز کرد و شکوهی مقدّس را برای اماکن مذهبی نظیر محراب و مسجد، قبور، تکایا و... به ارمغان می آورد و با نقشی محوری در هنر، برتری خود را بر سایر هنرها به نمایش می گذارد. این هنر ظریف که با تقدّسی ویژه همراه شده است، موجب تجلّی ذوق زیبایی شناختی هنرمندان مسلمانان و به ویژه ایرانیان شده و می شود.

ابن مقله بیضاوی شیرازی به عنوان خوشنویسی نامی (328 ق) خطوط متعدد رایج را بازبینی و خطوط شش گانه یا اقلام سته یا «خطوط اصول»: محقق؛ ریحان؛ ثلث؛ نسخ؛ رقاع؛ توقیع را مطرح ساخت که با ابتکارهایی در زیباسازی خطوط همراه بود. نیز قواعد معینی را تحت عنوان «اصول دوازده‌گانه خوشنویسی» وضع کرد که هنوز هم قابل توجه است. پس از او، ابن بواب با ایجاد قواعد تازه برای خط نسخ، این خط را کامل نمود. بعدها در قرن هفتم جمال‌الدین یاقوت مستعصمی خط نسخ را بازاحیا کرد و چند بار قرآن کریم را کتابت نمود. خط ثلث را کامل کرد و در کتیبه نگاری ها از آن بهره گیری شد. در پی حمله مغول و با فروپاشی خلافت عباسیان، شاگردان یاقوت مستعصمی (۶۹۸ ق)، مرکزیت خوشنویسی اسلامی را از بغداد به ایران و تاحدی به ترکیه عثمانی انتقال دادند.

در ایران قبل از اسلام، خطوط میخی، پهلوی و اوستایی رواج داشت، اما پس از ظهور اسلام، الفبا و خطوط اسلامی مقبولیت تام یافت و پس از آن، هنر خوشنویسی به کمال ویژه ی خود رسید. می توان از خطاطی به شیوه ی نسخ، اوراق تذهیب یافته ی کتاب‌ها با نقوش تزیینی، خط کاملاً ایرانی تعلیق و نیز ابداع خط ترکیبی نسخ و تعلیق تحت عنوان «نستعلیق»، توسط میرعلی تبریزی (۸۵۰ ق) در قرن هشتم هجری که رفته رفته به عنوان «عروس خطوط اسلامی» شناخته شد و با طی مراتب کمالی توسط میرعماد حسنی (۱۰۲۴ ق)، تحول عظیمی را در خوشنویسی ایجاد کرد، و نیز خط شکسته نستعلیق به سبب نیاز به تند و راحت نویسی و کمال آن توسط درویش عبدالمجید طالقانی (۱۱۸۵ ق) سخن گفت. در دوران معاصر نیز از خط معلی و سبحان می توان نام برد. بگذریم از این که خط نسخ نیز در اواسط قرن ۱۲ توسط میرزا احمد نیریزی دچار تحولات خلاقانه ای گردید. خوشنویسی، امروزه به خاطر فناوری های نوین، اگرچه کارکرد مصرفی گذشته خود را برای نگارش آثار و کتب و نیز مکتوب های اداری، تا حدی از دست داده است، اما هم چنان در اوج است و تنوع آن در آثار هنرمندان با خلق جلوه های بصری ویژه مشهود است.

در این کتاب

این کتاب از آثار ارزشمند خانم آنه ماری شیمل، شرق شناس آلمانی است که توسط استاد ارجمند دکتر رشید حافظویچ به زبان بوسنیایی تقدیم علاقه مندان عرصه هنر گردیده است. در این کتاب، پس از سخن گفتن از سبک های خوشنویسی، از خوشنویسان، درویشان و پادشاهان سخن گفته شده است. پس از بررسی رابطه میان خوشنویسی با عرفان و نیز شعر، شرحی از الفبای رمزی عرفانی بر اساس ترتیب حروف زبان سانسکریت طبق کتاب «سرّ دلبران» شاه سید محمد شوقی از طریقت نقشبندیه ارائه شده و کتاب با شعری از ادراکی بیگلری در مدح خوشنویسی مزین گشته است.

در این فرصت، از مترجم ارزشمند کتاب برادر بزرگوار دکتر رشید حافظویچ که کار ترجمه این اثر را بر عهده داشتند سپاس ویژه را اعلام می دارم. نیز از همکاران محترم و فعال در مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا در سارایوو که با تلاش وافر خویش سعی در ارائه ی این اثر به شکل حاضر داشتند، فروتنانه تقدیر می نمایم.

مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا در سارایوو، این اثر را در کنار سایر آثار علمی به ساحت علاقه مندان علم و هنر اسلامی تقدیم می کند و امیدوار است که این اثر، گامی در راه آشنایی با میراث کهن هنر متعهد اسلامی باشد.

محمدعلی برزنونی

استاد دانشگاه و مدیر مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا سارایوو

مارس 2014