popis_timaraعنوان: فهرست افراد و املاک سنجک کلیس سال 1550 میلادی

مترجم / پدیدآورنده: فضیلتا حافظ اویچ

شابک: 9789958845130

ناشر: موسسه ابن سینا

سال :2014م

معرفی:

مقدمه ناشر

تاریخ، آیینه یِ درخشانی برای آگاهی از هویت و قطعه ی برجسته ای است که در باب هویت بخشی مردم یک سرزمین به مدد آنان می آید. نمی توان و نباید نسبت به تاریخِ گذشته بی توجه بود. گذشته، چراغ راهی است که مسیرِ آینده را با روشنی ترسیم می سازد و حال و شرایطِ کنونی، علاوه بر این که ریشه در گذشته دارند، فرارویِ آینده و آیندگان نیز خواهد بود.

هویت، عاملِ شناساییِ آدمی و حقیقتِ یک شخص است که مشتمل بر ویژگی هایِ متنوع او نیز هست و در علوم مختلفی نظیر فلسفه، عرفان، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی و اجتماعی و... مطرح می شود. واقعیتی چندبعدی است که در نهایت با ارائه ی ویژگی های مشترک، تصویر خاص و روشن از خود و جامعه را به دست می دهد. شاید تعبیر «مانوئل کاستلز» این جا خواندنی باشد که هویت را «روند ساخته شدن معنا بر پایه ی یک ویژگی یا یک دسته ویژگی های فرهنگی تعریف می کند که بر دیگر منابع معنایی برتری دارند». در این تعریف، به وضوح، بر معناساز بودن هویت تأکید رفته است، هویتی معناساز که البته هماره نیز در حال ساخته شدن و تولید و بازتولید است.

امروزه این مسأله، جزو مسایل پیچیده ای است که ضمناً در زمره ی دل مشغولی های متفکران دینی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی در همه جوامع گشته است و چالش های هویتی، هنوز هم سرنوشت ساز است. عنصر اصلی زندگی افراد در هر کشوری، داشتن هویت مشخص و مستقل است که هم معنادهی به زندگی فردی و اجتماعی را سامان می دهد و هم در پویایی عمل فردی و جمعی کارساز است.

در نگاه «لئونارد بایندر»، در کنار بحران های «مشارکت»، «نفوذ»، «مشروعیت» و «توزیع»، «بحران هویت» یکی از بحران های جدی است که باید هر کشوری در مسیر رشد و توسعه ی خود، آن را پشت سر بگذارد تا به سرمنزل مقصود برسد.

مفهوم هویت، مفهومی «چند لایه» یا «چند سطحی» است که زندگی انسانی را از هستیِ درونیِ فرد تا هستیِ جهانی وی در بر می گیرد و با لایه های «خاکی»: تاریخ، جغرافیا و دولت؛ «خونی»: ریشه، نژاد و ترکیب؛ و «فرهنگی»: زبان، مذهب، علم و هنر، در مقیاس های «فردی، گروهی، ملی و فراملی» قابل بررسی است. از سوی دیگر، هویت امری پویا - و نه ایستا - است و البته موجب «پویایی» فرد و جامعه نیز می شود. بگذریم از این که، نمی توان از امکان تقویت یا تضعیف آن بر اثر بروز شرایط مختلف در یک کشور و جامعه ی جهانی نظیر تغییر شرایط زمانی و مکانی، وقوع حوادث تاریخی سیاسی و اجتماعی و... سخن نگفت. هم چنان که باید در باب «تعارض هویت ها» در سطوح و لایه های مختلف آن و چالش های قومیتی بررسی کرد. به ویژه آن هنگام که هویت سازی با چاشنی قدرت صورت گیرد.

از یک سو، شکل گیری و ثبات «هویت ملی» عاملی مهم و قوی برای ایجاد خودپنداره ی مثبت در افراد یک جامعه مهم است و بی تردید به ارزش گذاری آن جامعه نیز منجر شود. به اتفاق اکثر محققان، سه رکن مهم و عمده ی هویت ملی عبارت از «جغرافیا و سرزمین»، «زبان» و «دین» است که به «احساس رضایت از بودن به عنوان عضو یک جامعه و کشور»، «علاقه به زندگی در یک کشور»، «علاقه به دین، فرهنگ و میراث فرهنگی آن کشور»، «اعتقاد به توانایی مردم آن کشور در حل مشکلات»، «نبود احساس حقارت فرهنگی در برابر دیگران»، «مرعوب نبودن در برابر پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی کشورهای صنعتی و پیشرفته»، «آگاهی تعلق خاطر و پایبندی به ارزش ها و باورها، هنجارها، نمادها و اسطوره های ملی» و مواردی از این قبیل می انجامد.

از سوی دیگر، «هویّت قومی»؛ چه اقلّیّت و چه اکثریّت، به عنوان نیازی اساسی برای هر انسانی برای ایجاد یک احساس مشترک تاریخی و یک احساس تعلّق ضروری است که به عنوان هویتی فرایندی، در طول زمان و با فرهنگ پذیری، مجموعه ای از ویژگی ها، نگرش ها، سبک زندگی و رفتارهای خاص را پدید می آورد.

از سوی سوم، «هویّت دینی» فرایند است که نشان از اتّکای فرد به یک نظام یا پایگاه اعتقادی دارد که در جهت گیری او در زمینه های مختلف فردی و جمعی تأثیر می گذارد و طی آن، افراد با برخورداری از دین و تعالیم مذهبی مشترک، پایبندی و وفاداری خود را به آن ها حفظ نموده و با تمایل به انجام مناسک و آیین های مذهبی فراگیر به شکل دهی و تحکیم آن می پردازد و با رشدی فرایندی، مداوم و متراکم، در کنار رشد زیستی، شناختی، عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی، و البته با ارتباط متقابل با آن ها، دلگرمی و سرزندگی عمومی را در جامعه پدید می آورد که اولاً ریشه در خانواده دارد و در مرحله ی بعد، ریشه در آموزش های جامعه، نهادها، مدارس و... خواهد داشت. این هویّت، هم احساس ارتباط با خدا و اعتقاد به الوهیّت را بر می انگیزد، هم موجب انجام مناسک خاص می شود، هم بعد عقلانی آدمی را سیراب می سازد و هم رفتارهای فردی و جمعی او را سامان می بخشد.

از سوی چهارم نیز «هویّت تاریخی و فرهنگی» چشم نوازی می کند. هویتی بسیار فراگیر که افراد یک جامعه و شهروندان یک کشور را از هویت های دیگر جهان پیرامون او و کشورهای دیگر متمایز می سازد و بیانگر تفاوت ها - و نه اختلاف ها و تقابل ها - با دیگران است. این هویت، با ایجاد توافق فرهنگی، مهم ترین اجزای هویّت جمعی است و شامل کلیه ی ابعاد فرهنگی و نظام اجتماعی است که به نوعی خودآگاه یا ناخودآگاه، افراد جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد و صد البته، نشانه ی تاریخ یک فرهنگ و یک ملت نیز به شمار می رود که در قالب آیین ها و سنّت های عام، جشن ها و اعیاد فرهنگ عامه، ارزش های سنتی، لباس و طرز پوشش، معماری بناها و مکان ها، رسوم و عرف هنرهای ملی و بومی و مواردی از این قبیل هویت تاریخی و فرهنگی یک جامعه را می سازد.

اساساً ریشه های تاریخی، ادبی، زبانی و قومی بر هویّت فرد در یک جامعه، تأثیرگذار بوده و خواهد بود. نگاه به گذشته با چشم اندازی امیدوارانه به آینده، می تواند در آدمیان شور و شوق بی پایانی ایجاد نماید و آن را به سوی شناخت هویت خویش رهنمون سازد. به درستی، اگر گذشته و تاریخ و ادبیات و زبان و قومیت ها از یک فرد گرفته شود، او دیگر هیچ چیز با ارزشی نخواهد داشت تا به آن ببالد و اگر این چنین شد، زمینه های پذیرش فرهنگ های دیگر را نیز خواهد یافت و همین، یکی از علل آغاز سرگشتگی هویتی و بحران هویت است که با ایجاد بی ثباتی و اختلال در کارکردها یا اجزای موجود در نظام یا گسیختگی ساختی در یک منِ فردی یا اجتماعی، هویت یابی افراد را در جامعه؛ یعنی داشتن تصویر روشنی از خود را با ابهام و چالش های فراوان روبرو می سازد.

در این میان، چگونه باید هویت یکپارچه را حفظ کرد؟ در نگاه «ساموئل هانتینگتون» در سال ۲۰۰۸، در کتابی با نام «ما که هستیم؟» (Who Are We?) ، هویت یکپارچه، گاهی در معرض تهدید هویت های هیبریدی یا ترکیبی قرار می گیرد. او هویت را به سوپ گوجه فرنگی تشبیه می کند که اگر چه در طول تاریخ خود، ادویه ها و سبزی های خارجی متفاوتی را در درون خود جذب کرده، ولی در محتوای اصلی آن تغییری پدید نیامده است.

برای حفظ هویت و تداوم نیکوی آن چه باید کرد؟ قطعاً یکی از راه ها - و نه تمام آن – آگاهی از تاریخ است که گذشته را به مدد آینده سازی کمک می گیرد و در این مسیر، آگاهی از تاریخ گذشته ی سرزمینی و فرهنگی، بسیار ضروری است.

 

در باره این کتاب

قلعه کلیس در نزدیکی اسپیلیت، از دوران کهن از نخستین جایگاه های سکونت ایلیرها در دالماسیا بود، بعدها این قلعه مقر پادشاهان کرواسی گردید. قلعه کلیس به دلیل موقعیت سوق الجیشی آن نقش مهمی در جنگ های بین عثمانی ها، کروات ها و ونیزی ها ایفا کرد. کنترل این قلعه به مبنای اشراف و احاطه بر این نقطه مهم از ساحل دریای آدریاتیک بود. این قلعه از سال 1537 تا 1669 تحت کنترل دولت عثمانی بود و از غربی ترین ایالات این قدرت بزرگ آن روزگار محسوب می شد.

کتاب حاضر ترجمه تحقیقی نسخه خطی دفتر سرشماری ایالت کلیس است. ایالت کلیس بخش هایی از غرب بوسنی و جنوب کرواسی کنونی را در بر می گرفت. این دفتر در 1550میلادی در اداره مربوطه دستگاه دولت عثمانی تهیه و نسخه مطابق با اصل آن به صورت خطی در کتابخانه انستیتوی شرق شناسی موجود است. در این دفتر بر دژها و دژبانان این ایالت تأکید شده و تمام دارایی های آن ها به ثبت رسیده است. دفتر کلیس اطلاعات متنوعی را در باره جمعیت این ایالت، میزان دارایی های افراد و خانواده ها، میزان و انواع مالیات، نوع اقتصاد، زمین های کشاورزی و تیول و اقطاعات را ارایه می کند و منبع بسیار مهمی در بررسی تاریخ اجتماعی، اقتصادی این ناحیه است. ترجمه چنین دفاتری از زبان ترکی عثمانی به بوسنیایی از آن جهت حایز اهمیت است که سندی بر زندگی سیاسی و اجتماعی مسلمانان در غربی ترین نقطه دولت عثمانی و چگونگی تعامل دولت عثمانی با رعایای مسلمان و غیر مسلمان است. سیستم اداری عثمانی از نظم و سلسله مراتب خاصی برخوردار بود که لازمه اداره یک امپراتوری پهناور بود.

دفتر سرشماری ایالت کلیس، بخشی از تاریخ مشترک کرواسی و بوسنی و هرزگوین است. بدون شک شناخت زوایای مهم این تاریخ، کمکی به فهم متقابل بین مردمان کشور و توسعه دانش تاریخی در باره سیستم اداری عثمانی و نقاط ضعف یا قوت آن ها خواهد داشت. ترجمه و تصحیح این اثر موضوع پایان نامه دکترای خانم فضیلتا حافظ اویچ بوده است.

سخن آخر

به عنوان سخن آخر، باید سپاس صمیمانه ام را نسبت به تمامی عزیزانی که در سامان یابی نهایی این اثر با بن مایه ی تاریخی در مؤسسه تلاش کرده اند، تقدیم دارم و از خدای سبحان برای همگان توفیق در زندگی فردی و جمعی آرزو نمایم.

در این جا لازم می دانم به طور خاص، از مدیریت محترم انستیتو شرق شناسی برای موافقت با چاپ این اثر در انستیتو علمی و پژوهشی ابن سینا تشکر کنم. انستیتو شرق شناسی سارایوو و خانم دکتر فضیلتا حافظ اویچ، در واقع صاحبان معنوی و مادی این اثر هستند و سهم انستیتو علمی و پژوهشی ابن سنیا در سارایوو، حمایت از انتشار این اثر گرانقدر است.

مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا در سارایوو که سال ها است در این عرصه به خدمت علمی و فرهنگی برای این مردم و سرزمین مشغول است، این کتاب را نیز در کنار سایر آثار علمی و فرهنگی، به ساحت علاقه مندان تقدیم می نماید و امیدوار است که این خدمت کوچک، مقبول درگاه ذات باری تعالی قرار گیرد و به عنوان تحفه ای فرهنگی، اندیشمندان و علاقه مندان را به کار آید و موجبات آگاهی آنان را از بخشی از گذشته ی تاریخی و فرهنگی خود فراهم آورد.

محمدعلی برزنونی

استاد دانشگاه و مدیر مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا

سارایوو؛ اکتبر 2013