religija i etika sajtعنوان: دین و اخلاق

مترجم: گروهی از مترجمین

شابک: 9789958845130

ناشر: موسسه ابن سینا

سال :2015م

معرفی:

فهرست کتاب مجموعه مقالات دین و اخلاق
1- دین اخلاقی یا اخلاق دینی ، محمد جواد پیرمرادی
2- قدرت مطلق و فهم عقلانی دین ، انشالله رحمتی
3- نگاهی به فلسفه اخلاق ، مرتضی مطهری
4- سوال بنیادی در باره رابطه سیاست و اخلاق ، عماد افروغ
5- رابطه بین دین و اخلاق از دیدگاه علامه طباطبایی ، محمد اخوان
6- در باره تساهل از دیدگاه دینی ، مارکو جوریچ
7- رابطه دین و اخلاق ، آیت الله سبحانی
8- دین و اخلاق، رابطه متقابل ؛ محمد علی برزنونی
9- دین و اخلاق ، ریچارد جی مورو
10- تصوف ، فلسفه اخلاق و سیاست نزد ابن سینا ، محمد بلخاری
11- هست و باید از دیدگاه قرآن ، سید حیدر علوی نژاد
12- در باره نسبیت و مطلق در اخلاق ، سی

جامعه سکولار و اخلاق ، سعید عابدپورد ابراهیم سجادی- 13

 

سخن ناشر
هدف از انتشار این کتاب ، بحث و گفتگو در باره رابطه بین دین و اخلاق است. رابطه دین و اخلاق یکی از مسایل مهم فکر ی از زمان فیلسوفان یونان باستان تاکنون بوده و طرح این مساله همواره با موقعیت انسان در جهان و رابطه او با خدا ارتباط دارد. هر انسانی به تفکر در باره جهان ، آفرینش ، خدا و اخلاق می پردازد. اخلاق در تمامی جوامع انسانی و جوامعی که دین بدانها راه نیافته از جمله جوامع بدوی افریقایی و جنوب شرق آسیا حضوری مهم در انتظام امور فردی و جمعی دارد . هیچ جامعه ای بدون اصول اخلاقی نیست. در جامعه معاصر غرب که ریشه های آن در تفکر فلسفی هگل و کانت است ، اخلاق مساله محوری حضور انسان در جهان را در برمی گیرد . حتی در دورانی که نیچه اعلام کرد ، خدا مرده است ، سخنی که در واقع ناظر به برداتش انسان از جهان و خودمحوری او است ، اخلاق به کناری گذاشته نشده و خود نیچه فیلسوفی بود که سعی زیادی در ایجاد جامعه اخلاقی داشت. ولی با این حال این سوال باقی می ماند آیا می توان جامعه ای اخلاقی بدون خدا ایجاد کرد ؟ چه تضمینی وجود دارد گزاره های اخلاقی بر انسانها و جوامع حاکم شود ؟ چگونه می توان مطمئن بود این گزاره ها در خدمت برخی انسانها و علیه برخی انسانهای دیگر نباشد ؟ وقتی سخن از معیارهای اخلاقی است باید پرسید چگونه می توان معیار های چون فداکاری و از خود گذشتگی را بدون اتصال به خداوند به عنوان امر متعالی تعریف کرد و انسانها را بدان ملتزم ساخت؟ غالبا برداشتهای متعدد از جمله دو نوع برداشت از رابطه بین دین و اخلاق وجود دارد. عده ای مفهوم اخلاق را جدا از مفهوم دین دانسته و معتقدند مساله اخلاق ریشه در فطرت انسان و عقلانیت او قرار دارد. دومین دیدگاه بر ارتباط تنگاتنگ بین دین و اخلاق تکیه دارد. و البته گرایشهای متعدد دینی و از جمله گرایشهای رادیکال دینی سعی دارند مفهوم اخلاق را جدا از تجربه و عقلانیت انسانی کنند. از اینرو گفتگو در باره رابطه دین و اخلاق بنظر نمی رسد کار سهل و آسانی باشد و باید با ذهنیت فعال و نقادانه ای به رابطه دین و اخلاق نگریست.
برای بررسی رابطه دین و اخلاق لازم است میان دو کاربرد متفاوت اخلاق دراین بحث تفکیک قائل شویم.اخلاق به معنای مجموعه ای از فضایل و رذایل در حوزه های مختلف فردی ، اجتماعی ، سیاسی و امثال آنها و اخلاق به عنوان مجموعه ای از گزاره هایی که موضوع آنها را افعال اختیاری انسان یا صفات و ملکات حاصل از آنها تشکیل می دهد و محمول آنها نیز مفاهیمی مثل «خوب»، «بد»، « باید»، «نباید» است .
وقتی از رابطه میان دین و اخلاق سخن به میان می آید ، اگر منظور از اخلاق کاربرد نخست آن باشد و منظور از دین مجموعه ای از عقاید و اخلاق و احکام لازم برای سعادت ابدی بشری ، روشن است که اخلاق جزء دین است و رابطه میان دین و اخلاق رابطه ای دقیق و تشکیلاتی است و بر این اساس می توان اخلاق و اخلاقیات را همچون دایره ای کوچک که در درون دایره بزرگ دین قرار گرفته ترسیم کرد .
اما اگر منظور از اخلاق ، همان مسایل و موضوعات و محمولات خاص باشد ، می توان اخلاق را مستقل از دین دانست . یعنی برای تعریف مفاهیم اخلاقی و تبیین گزاره ها و احکام ارزشی ، نیازی به دین و پیام الهی نیست و فردی می تواند بدون التزام به هیچ دینی ، از اخلاق سخن گوید و دیدگاهی اخلاقی را بر گزیند . هر چند براساس این دیدگاه نیز نوعی تعامل و رابطه منطقی میان دین و اخلاق وجود دارد . به این صورت که پذیرش برخی گزاره های دینی به پذیرش برخی از مفاهیم و قضایای اخلاقی وابسته است و تعریف برخی مفاهیم اخلاقی و تصدیق پاره ای از گزاره های اخلاقی و علم به بسیاری از جزئیات احکام اخلاقی همگی با دین و گزاره های دینی در ارتباط می باشد .بر اساس تحلیلی که از مفاهیم و احکام اخلاقی بدست دادیم و انها را گویای روابط واقعی میان افعال اختیاری و صفات انسانی و کمال نهایی او دانستیم روشن می شود که مفاهیم اخلاقی به دین و گزاره های وحیانی هیچ وابستگی ای ندارد.
رابطه دین و اخلاق از جمله مسایل با سابقه فلسفه اخلاق به شمار می رود و شاید بتوان آن را نخستین مسئله فلسفه اخلاق در یونان باستان معرفی کرد که هنوز هم به طور جدی در میان اندیشمندان مختلف مطرح است . حتی فیلسوفانی که گرایش های ضد دینی داشته اند نیز خود را با این موضوع درگیر می دیدند . برای مثال افرادی مانند مارکس ( 181 – 1883 م) و نیچه (1844 – 1900 م) را می توان نمونه هایی برجسته از ملحدان و دین ستیزانی دانست که مسئله دین و اخلاق را از دغدغه های خود می دانسته اند. در میان اندیشمندان و فیلسوفان اسلامی نیز می توان این موضوع را از کهن ترین و پرنزاع ترین موضوعات فلسفه به شمار آورد . البته چنانکه می دانیم دانش فلسفه اخلاق، به طور کلی، از دانش های جدید است . هر چند بسیاری از مسائل اخلاقی و مسئله دین و اخلاق ، با نام ها و عناوین دیگری از دیر زمان در میان اندیشمندان اسلامی مطرح بوده است . برای مثال موضوع مهم و اختلاف برانگیزی مانند « حسن و قبح» که در میان متکلمان اسلامی مطرح بوده، در حقیقت در زمره مسائل جدید « دین و اخلاق » است. مساله حسن و قبح نزاع متکلمان مسلمان را در رابطه با رابطه دین و اخلاق روشن می سازد.
اندیشمندان مسلمان در ارتباط با موضوع « حسن و قبح‌« دو نظرگاه کاملاً مختلف اتخاذ کرده اند . اشاعره ، حسن و قبح افعال را تابع اوامر و نواهی الهی می دانند . (نظریه « حسن و قبح شرعی » یا « نظریه امر الهی »). در مقابل ،عدلیه (معتزله و امامیه) حسن و قبح افعال را اموری ذاتی می پندارند و معتقدند عقل انسان از توانایی درک اصول احکام اخلاقی برخوردار است. ورود این موضوع کلامی و اخلاقی به علم اصول در سده های اخیر و تحقیقات ژرف اصولیان در این مورد بر غنای علمی آن افزوده و گنجینه ای فراهم آورده که فهم و تبیین دقیق آن، افق های جدیدی را فرا روی فیلسوفان اخلاق قرار داده که در نهایت به حل برخی از مشکلات آنان در این زمینه منتج خواهد شد.
مشکل عمده تعریف مفهوم اخلاق یا دین است. اخلاق یا صفت اخلاقی یا اندیشه اخلاقی احتیاجی به تعریف ندارد. اخلاق لغتی است شایع در زبان همه مردم دنیا. به هر زبانی لغتی معادل این لغت است. پس همه، اخلاق و قهرا ضد اخلاق را می شناسد و احتیاجی به تعریف ندارد و در عین حال از مشکل ترین لغات برای تعریف است. اتیکس (اخلاق) از واژه یونانی اتیکس اتوس گرفته شده و علمی است که حوزه فعالیت آن منش و رفتار است و می تواند به صورت فردی عناوینی به خود بگیرد مثل: خوب – بد – باید – نباید و ... . توضیحات ما در این مورد زمانی قابل قبول است که اختیار را به عنوان پیش فرض مسلم انگاشته باشیم.
برخی فلاسفه اخلاق را چننی تعریف می کنند : جیمز ریچلز : اخلاق در معنای حداقلی عبارت است از تلاش برای قرار دادن رفتار خود تحت هدایت عقل، یعنی کاری انجام دهیم که مناسب ترین دلایل برای انجام آن وجود دارد. هکتور زاگال : اخلاق از همان اوان کودکی همراه ماست و آن را می آموزیم و اخلاق در سه مقوله: 1- آزادی 2- تفاوت اخلاقی 3- در جستجوی سعادت ،معنا پیدا می کند.
تعریف دین در اصطلاح یکی از پیچیده¬ترین تعاریف است که توافق نظر کمی بر سر آن در بین متفکران و صاحب نظران وجود دارد. مفهوم دين مانند ديگر مفاهيم نظري مورد بحث و گفتگوهاي فراواني قرار داشته و دارد واز آنجا كه رشته‌هاي مختلفي با اين مفهوم سروكار دارند تعاريف متعددي از اين مفهوم ارائه شده است و تاكنون به يك توافق مشترك نرسيده اند البته اين پيچيدگي بدان معنا نيست كه انسان‌ها از درك دين عاجز باشند به تعبير رابرت هيوم،‌ «دين به اندازه¬اي ساده است كه هر بچه عاقل و بالغ و يا يك آدم بزرگ مي‌تواند يك تجربه‌ی ديني حقيقي داشته باشد و به اندازه اي جامع و پيچيده است كه براي فهم كامل و بهره‌گيري تام از آن نيازمند تجربه و تحليل مي‌باشد.
علامه محمد تقی جعفری در خصوص تعاریف متعددی که از علمای ادیان، فلاسفه و متکلمین وجود دارد می-گوید: «بسیاری از دین¬پژوهان برای ارائه‌ی تعریفی جامع و فراگیر نسبت به ادیان متعدد و متنوع سعی کرده¬اند وجه مشترک ادیان را مورد بررسی قرار داده و از عناصر مشترک تعریفی عام و فراگیر ارائه کنند. این شیوه با روش¬های متداول که به تعریف انتزاعی فیلسوفان از دین پردازند متفاوت است.».
پترسون و همکاران در کتاب عقل و اعتقاد دین را چنین تعریف می کند : «دین متشکل از مجموعه‌ی عقاید، اعمال وعواطف فردی و جمعی است که پیرامون یک حقیقت غائی سامان یافته است.» . متفکرین مسلمان دو نوع تعریف برای دین دارند : از سویی به تعالیم وحیانی که توسط انبیاء الهی برای بشریت به ارمغان آورده شده اطلاق «دین» شده است؛ مانند « و وصی بها ابراهیم بینه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین و لا تموتن الا وأنتم مسلمون»و از سوی دیگر در اطلاقی وسیع تر همه‌ی مکاتبی که حاوی دستورالعملی برای چگونه زیستن بوده¬اند، اعم از حق و باطل، دین نامیده شده است؛ مانند « وهو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله» و یا «لکم دینکم و لی دین». همچنین می¬توان دین را درمعنای وسیع¬تری به کار برد و آنرا اعم از دین حق و باطل در نظر گرفت همانگونه که یکی از متفکرین و صاحبنظران معاصر در تعریف دین گفته¬اند: « دین مجموعه¬ای از عقاید، اخلاق، قوانینی ومقرراتی است که برای اداره‌ی امور جامعه‌ی انسانی و پرورش انسان¬ها باشد. گاهی همه‌ی این مجموعه، حق و گاهی همه‌ی آن باطل و زمانی مخلوطی از حق و باطلند. اگر مجموعه-ای حق باشد آنرا دین حق و در غیر این صورت، آن را دین باطل و یا التقاطی از حق و باطل می¬نامند. دین حق دینی است که عقاید، قوانینی و مقررات آن از طرف خداوند نازل شده و دین باطل دینی است که از ناحیه‌ی غیر خداوند تنظیم و مقرر شده است.»
در رابطه دین و اخلاق پنج نظریه را می توان بررسی کرد .1- یکی از نظریاتی که درمورد دین مطرح است ،توقف دین بر اخلاق یا تحویل پذیری دین به اخلاق است. طبق این نظریه، پایه و پیکره اصلی، اخلاق است و دین جزء آن است. 2) دین در خدمت اخلاق ، دیدگاه دیگری که در مورد رابطه‌ی دین و اخلاق مطرح شده است، نقش کم رنگ¬تری را نسبت به دیدگاه قبل برای اخلاق قائل شده است و آن را نه جزء اخلاق بلکه وسیله¬ای در خدمت اخلاق می¬داند. در دیدگاه جزییت، وجود اخلاق متوقف بر دین شمرده شده بود به این معنا که بدون دین، اخلاقی نخواهیم داشت ولی دراین دیدگاه امکان وجود اخلاق بدون دین نفی نمی¬شود ولی برای دین کارکردهای بی¬بدیلی تعریف می¬شود که می¬تواند در راه تحقق اهداف اخلاق بسیار مفید واقع شود. دین می تواند کارکردهایی ( فونکسیون ) چون 1- نیاز به تحریک عاطفی افراد برای انجام فعل اخلاقی . 2- کارکرد اجتماعی برای حمایت از قوانینی که در جامعه برای رفاه و سعادت انسانها تدوین می شود . 3- ایجاد امنیت و احساس آرامش در بین انسانها.
3- نظریه‌ی استنتاج دین از اخلاق
این نظریه که به سقراط نسبت داده می¬شود و برگرفته از معمای معروف وی به نام «اوتیفرون» است با اصالت بخشیدن به اخلاق، دینداری را گامی در جهت اخلاقی بودن و عادلانه زیستن می¬داند. به تعبیر دیگر، اخلاق و عدالت به ما حکم می¬کند که دیندار باشیم و دین¬مدارانه زندگی کنیم. بر این اساس دین از اخلاق استنتاج می-شود و آنچه اصالت و تقدم دارد اخلاق است. «سقراط در گفتگوی خود با اوتیفرون در ارتباط با عدالت سخن به میان آورد و نظریه‌ی استنتاج دین از اخلاق و جزء بودن دین نسبت به اخلاق را مطرح کرد. وی بر این باور بود که عدالت، محیطی بزرگتر از دین دارد و دینداری جزئی از عدالت است.»
4- نظریه‌ تحویل دین به اخلاق
این نظریه که ناشی رویکردی کارکردگرایانه به دین است توسط بریت¬ویت مطرح گشت. در این نظریه گزاره-های دینی فاقد معنا شمرده می¬شود ومعناداری صرفا به قوانینی علمی، قضایای توتولوژی¬ منطقی و ریاضی و قضایای شخصی محصور می¬شود. بر این اساس وی گزاره¬های دینی را از حوزه‌ی معنا به تحلیل کارکری منتقل می¬کند و به جای پرسش از معنای آنها، کارکرد و نحوه‌ی استفاده‌ی از آنها را مطرح می¬کند. «بریت ویت کارکرد مدعیات دینی را همان کارکرد گزاره¬های اخلاقی دانسته و رغبت به زندگی را کارکرد آن دو گزاره می¬داند.»
ایشان در مقاله‌ دیدگاه یک تجربه¬گرا درباره‌ی ماهیت عقیده‌ دینی می¬گوید: «هنگامی که با موضوعاتی خاصی از قبیل اخلاق و دین برخورد می¬کنیم می¬توانیم معنی را بر حسب استعمال عبارات در این دو حوزه¬ها بررسی کنیم. هر گزاره تابع استعمال آن است.
به عقیده‌ی بریت¬ویت، گفته¬های دینی اولاً و بالذات به عنوان گفته¬های اخلاق استعمال می¬شود و بدین ترتیب می¬توانند به عنوان احکام اخلاقی تحویل شوند.
5- اخلاق جزء لاینفک دین
دین به عنوان مجموعه¬ای که دربردانده‌ی برنامه‌ی کامل وجامعه‌ی زندگی بشر برای رسیدن به سعادت است، متشکل از سه حوزه‌ی کلی احکام، عقاید و اخلاق می¬باشد. یعنی از سوئی حقایق موجود در عالم پرده بر می-دارد و انسان را از وقایع که در پیرامونش وجود دارد و یا در آینده با آن مواجه خواهد شد آگاه می¬سازد و از سوی دیگر متناسب با این هست¬ها و حقایق، قوانین و احکامی را برای رفتار و عمل فردی و اجتماعی انسان وضع می¬کند و در حوزه‌ی اخلاق و صفات نفسانی نیز دستورالعمل¬های اخلاقی را ارائه می¬دهد. در مورد مسیحیت و یهودیت عقیده بر این است که چنین نسبتی به اخلاق و دین برقرار است. «ده فرمان» و «قاعده‌ی ذرین» که به عنوان دو منشور کلی احکام و قوانین در این دو دین شمرده می¬شود حاوی بندهایی است که همگی دستورات و قواعدی اخلاقی شمرده می¬شود.
در این کتاب دیدگاه مختلف نویسندگان حاضر مورد بررسی قرار می گیرد. دکتر محمد جواد پیرمرادی استاد دانشگاه علامه طباطبایی تهران معتقد است :
مرتضی مطهری اندیشمند ایرانی در مقاله خود تحت عنوان نگاهی به فلسفه اخلاق که برگرفته از نوشته های این عالم برجسته دینی است ، می گوید :

این مقالات همگی به توضیح بخشی از پیچیدگی رابطه دین و اخلاق می پردازند. هدف ما ارایه یک پاسخ به این مقوله نیست بلکه گفتگو در باره آن. چه معتقدیم اندیشه و تفکر در فضای گفتگو میان دیدگاههای مختلف شکل می گیرد و از اینرو مجموعه مقالات این کتاب دربرگیرنده آرای مختلفی در باره دین و اخلاق است. پیشتر از مترجمان گرامی خانم دکتر مبینا موکر ، معمر کودریچ و نرمین هوجیچ که زحمت ترجمه مقالات را بر عهده گرفته اند .تشکر می کنیم. لازم به یاد آوری است برخی از مقالات این مجموعه در شماره های پیشن فصلنامه نشانه های زمان منتشر شده بود که اینک برای بار دوم در قالب این مجموعه مقالات به چاپ می رسد. لازم به ذکر است درج آرای نویسندگان مختلف به معنای تایید یا نفی موسسه ابن سینا با دیدگاههای مزبور نیست و هدف اشاعه فرهنگ گفتگو و فهم متقابل یکدیگر است.

پاورقی :
[1] - اصفهانی، راغب، معجم مفردات الفاظ قرآن، ص 159
[2] - خواجه نصیر الدین طوسی، اخلاق ناصری، تهران: کتابفروشی اسلامی،ص 14
[3] - مطهری، مرتضی، آشنائی با علوم اسلامی، تهران: صدرا، چ:6، 1368، ج2، ص190
[4] - ادیان زنده‌ی جهان، ص 18
[5] - جعفری، محمد تقی، فلسفه‌ی دین، ص 39
[6] - پترسون و همکاران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه‌ی احمد نراقی، ص 18
[7] - بقره/ 132
[8] - توبه/ 33
[9] - کافرون/ 6
[10] - جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آیینه‌ی معرفت، تهران: مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1373، ص 93