15_god_deytona_REKTORAT_publika

در تاریخ 18 و 19 ژانویه 2011 با سازماندهی دانشگاه سارایوو، همایش علمی تحت عنوان "بوسنی و هرزگوین – 15 سال بعد از قرارداد صلح دیتون " برگزار گردید. در این همایش ، 33 مقاله ارایه گردید و 32 نفر از این تعداد سخنرانی ارایه کردند. همایش برای خود این وظیفه را معین کرد تا به گفتگو پرداخته و به ارزیابی نتایج تاثیراتی بپردازد که دیتون بر زندگی مردم و حکومت بوسنی و هرزگوین دارد. هدف همایش آن نبود تا وارد بررسی خاصی گردیده و تنها خود قرارداد دیتون را مورد بررسی قرار دهد . این همایش بدون درنظر گرفتن شرایط تاریخی ، سیاسی و وضعیتی که منجر به عقد قرارداد شد ، به کار پرداخت. واقعیت این است ، مشکلات بسیار بزرگی از این نوع وجود دارد که منجر به عقد قرار داد دیتون شد. از جمله؛ این قرارداد تحمیلی بود ، پاسخی به تجاوز علیه حکومت و سرزمین بوسنی و هرزگوین است، و این که متجاوزان ، روسای جمهور صربستان و کرواسی ، اسلوبودان میلوشویچ و فرانیو توجمان بوده و قرارداد، شاهدی آشکاری بر تایید ماهیت بین المللی جنگ است و این مساله را مشخص می کند که جنگ با قرارداد بین المللی صلح خاتمه یافت ، ولی حق ویژه برای اجرا و کنترل قرارداد را دولتهای متجاوز نیز بدست آوردند ، در حالی که قرارداد مبتنی بر دیدگاه جنگ داخلی تدوین یافته و نه بر اساس تجاوز به کشور مستقل و مورد شناسایی سازمان ملل . این وضعیت که ، قرارداد دیتون را به عنوان قرارداد غیر عادلانه توصیف می کند ، بر اساس واقعیت حقوقی و نرمهایی است که روابط بین الملل را تنظیم می کند. قرارداد دیتون ، نشانگر راه حلهای تحمیلی قدرتها علیه قربانی نسل کشی و تجاوز بود.

در بحثهایی که شرکت کنندگان بدان پرداختند ، توافق کلی بر این بود که قرارداد دیتون به جنگ در بوسنی و هرزگوین خاتمه داده است. بسیاری از شرکت کنندگان معتقدند این تنها وجه مثبت قرارداد از دیدگاه بقای حکومت و زندگی مردم بوسنی و هرزگوین است. هر جنگی می تواند به روشهای مختلفی تمام شود، پیروزی یک طرف بر طرف دیگر ، ایجاد شرایطی که جنگ برنده ای ندارد ، یا وضعیت به حالت قبل از جنگ بازگردد و یا مشکل نه به شیوه نظامی بلکه به شکل دیگری حل گردد. ولی شرایط و ماهیت پایان یافتن چنین جنگهایی ، در ارتباط با با نقش عنصر خارجی است . هیچ جنگ و هیچ معاهده صلحی را نمی توان از نظر حقوقی یا اخلاقی ارزیابی کرد ، فقط از نظر سیاسی و از دیدگاه حقوق مسلط  می توان به داوری در باره جنگ و پاسخ به سه سوال اساسی پرداخت . اولین سوال این است آیا این جنگ بین کشورها و یا جنگ داخلی بوده است ؟ دومین سوال این است که آیا این جنگ ، بدون در نظر گرفتن این که آیا بین المللی بود یا داخلی ، توسط یکی از طرفهای خارجی به عنوان متجاوز بر طرف دیگری ؛ یعنی حکومت ، نهادها و سرزمین بطورکلی اعمال شد؟ سوال سوم این است که آیا جنگ با توجه به مشاهده رفتار بازیگران آن ، با وسایل مشروع انجام شده یا جنگ از طریق وسایل غیر مشروع توسط هر کدام از بازیگران آن پیش رفته است؟ با توجه به این که قرارداد دیتون برای صلح نتوانسته به یکی از این سوالات پاسخ دهد  ، سوالاتی که شرط اولیه برای برقراری صلح عادلانه است، بنابراین باید نتیجه گرفت که این قرارداد در باره صلح، عادلانه نبود و شرایط اساسی حقوقی را برآورده نساخته است. و این حقوقی که به دلیل نتایج کلی اجرای قرارداد مشاهده می شود ، بطور مستقیم به نتایج جنگ و نسل کشی مشروعیت بخشیده است. بدون در نظر گرفتن این که این چگونه جنگی بود و با توجه به وضعیت موجود ، این قرارداد بطور کامل به توقف جامعه و دولت بوسنی و هرزگوین کمک کرده و نتایج وخیمی برای زندگی شهروندان این کشور بوجود آورده است.

15_god_deyton_REKTORAT_publika3همه اینها بطور آشکاری موید این نکته است و موانع بزرگ توسعه بوسنی و هرزگوین را مشخص می کند. این تفکر کلی شرکت کنندگان این همایش است که مشکلات وضعیت موجود و ارتباط  آن در زندگی جامعه و دولت بوسنی و هرزگوین را نمی توان حل کرد مگر آن که یک تغییر و تحول کلی در تمامی ابعاد قرارداد دیتون انجام شود . بوسنی و هرزگوین به تنهایی قادر به انجام این کار نیست و کمک جامعه بین الملل لازم است تا یک قانون اساسی مبتنی بر بستر تاریخی این کشور و بدون سلطه منافع خارجی و متکی بر حقوق و عدالت ایجاد شود.

 متن سخنرانی آقای سلیمانی مدیر موسسه ابن سینا در همایش بین المللی"بوسنی و هرزگوین – 15 سال بعد از قرارداد صلح دیتون"

 ضرورت تبیین استراتژی علمی بومی

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه حضار، خانم ها و آقایان، اساتید، متفکران و دانشجویان سلام عرض میکنم. عنوان مقاله من ضرورت تبیین استراتژی علمی بومی است.

امروزه جایگاه علم و دانش در توسعه و پیشرفت ملی هر جامعه ای بسیار خطیر و حیاتی است؛ ازاین رو، ضروری است برای بهره مندی از توانمندی ها و مزیت های علم و فناوری، استراتژی های ملی پژوهش و تولید علم در گروههای علمی بویژه فنی ، مهندسی ، پزشکی، علوم پایه و علوم انسانی بر اساس تحلیل عوامل متغیر درونی و بیرونی، در دانشگاه ها و مراکز علمی  طراحی و اجرا شود.     پیشرفتهای جهان بر مبنای تکنیک هایی که اکثرا بر کشفیات علمی استوارند ، شکل می گیرد و به وسیله آن پایدار می ماند. تکنیک به عنوان فرآورده تحولی تمدن جدید بشری به عنصری اساسی و تعیین کننده در مبادلات اقتصادی و سیاسی جوامع درآمده و بیانگر سطح پیشرفت و توانمندی یک جامعه و عامل برتری آن محسوب می شود. بنابراین، عنصر اکتشاف و تحقیق در همه شاخه های علوم، بویژه صنعت و کشاورزی به تولید قدرت می انجامد و این قدرت، نقش اساسی را در زندگی روزمره ما ایفا می کند. برخی از محققان ، عصر حاضر را عصر جوامع با اقتصادها و نهادهای مبتنی بر علم می دانند و توسعه ملی و ارتقای جایگاه کشورها در رقابتهای جهانی در گرو تولید و بکارگیری دانش است. تولید علم به مانند دو سر یک طیف شبیه است که از سویی، خواستار تولید علم و عرضه آن با توان حداکثری و بهره گیری از فشار تولید انبوه علم و دانش برای استفاده در عرصه های مختلف است و از سویی دیگر، تولید علم، براساس تقاضا و کشش  بازار و عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی به صورت کنترل شده و بر اساس خواست بازار می باشد.

دانشگاهها دو نقش موازی را بر عهده دارند : یکی تامین کادر دیوانسالاری ، آموزشی و اجرایی یک کشور و دوم تولید تکنیک ، پژوهش و نوآوری و نظریه پردازی . اگر دانشگاهها صرفا در هدف اول که تامین کادر مورد نیاز برای کشور است، متوقف شوند ، زوال تفکر عقلانی و علمی در جامعه پدید می آید و جریان فرار و مهاجرت مغزها به خارج ادامه پیدا می کند. نخبگان و پژوهشگران علمی مایلند تا نتیجه کار خود را به شکل ارایه یک نظریه و تئوری نوین، تولید، خلاقیت و حل مسایل ببینند.

آموزش، مؤثرترین عامل شکل دادن به شخصیت و هویت افراد و جامعه در دراز مدت می باشد. رویکرد کشورهای پیشرفته نسبت به آموزش با وجود سرمایه گذاری زیادی که در دو قرن گذشته داشته اند این است که، برای حفظ برتری و پیروزی در رقابت و تداوم حیثیت و اعتبار سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین المللی، توجه ویژه به نظام آموزشی و دستگاه های مرتبط با آن ضروری است. زیرا آموزش در تمامی بخش های کشور در میان مدت و دراز مدت تأثیرگذار و شکل دهنده است. از اینرو برای ریشه یابی هرگونه مشکلی، غالبا نظام آموزشی مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.

توسعه علم، صرفا مبتنی بر آموزش و افزایش دانشگاهها، اساتید و دانشجویان نیست بلکه به تولید علم بستگی دارد. تولید علم، فرایندی است که نهایتا باید به پژوهش و تکنیک ، یعنی توجه بیشتر به تحقیق و پژوهش و در نتیجه به تولید منجر شود. دانشگاهها باید نقش بیشتری به پژوهش و تحقیق بدهند. افزایش بی رویه نقش آموزش در برابر کم توجهی به پژوهش در دانشگاهها ، مانع از بروز خلاقیت و نوآوری می گردد.

اما در ارتباط با نظام آموزش عالی بوسنی و هرزگوین ، اینگونه بنظر می رسد که بایستی سیاست و استراتژِی علمی مناسب و بومی برای تعیین اهداف، اولویتها و برنامه های آموزشی و پژوهشی، تدوین شود تا نظام آموزش عالی در این کشور ، نظامی مولد باشد و به تولید علم و قدرت نائل شده و سهمی مهم در تولید ناخالص ملی داشته باشد. تا زمانی که  سیستم دانشگاهی این کشور از حالت مصرف گرایی علمی به سیستم تولید کننده علم تبدیل نشود، تاثیر چندانی نه در جامعه علمی جهانی که در اتحادیه اروپا و حتی جامعه خود نیز نخواهد گذاشت.

فقدان سیاست و استراتژی علمی در بوسنی و هرزگوین ، به انحا گوناگون مورد توافق محققان و کارشناسان است و کمبود مطالعات علمی در زمینه توسعه علم و دانش مبین این نکته است. هر چند در برخی از زمینه ها مانند انرژی و کشاورزی کوششهایی صورت گرفته ولی استراتژی و سیاست علمی جامعی در بوسنی و هرزگوین تدوین نشده است. در این راستا چند نکته بنظر مهم می آید :

نگرش درست علمی مهمترین عامل ایجاد تحرک و پویایی در محیط های علمی است. نگرشی که نه تنها به تحقیق و پژوهش به عنوان ابزاری تجملاتی و شعارگونه نمی نگرد بلکه آن را یکی از مهمترین راههای رسیدن جامعه به پیشرفت می داند. چنین سیاست گذاری علمی نه تنها باعث تشویق و ترغیب استادان و محققانی می شود که کارهای پژوهشی انجام می دهند، بلکه باعث تحرک افرادی هم می شود که رغبتی به این کار ندارند. تغییر نگرش آموزشی به پژوهشی در آئین نامه های ارتقاء افقی و عمودی اساتید، محققان و دانشجویان، بررسی کیفی کارهای پژوهشی و بها دادن به نتایج علمی معتبر از جمله مواردی هستند که می توانند نقش مهمی در چنین سیاست گذاریهایی ایفا کنند.  چاپ مقالات علمی و انتشار مجلات علمی و پژوهشی آکادمیک و اتصال آنها به سیستم ISI ، ماخذ مهمی برای علمی بودن مقاله ها است و نمودار مهمی برای رشد علم .

یکی از موضوعات مهم  دیگر در سیاست گذاری علمی و نظام آموزشی، توجه به علوم پایه و سرمایه گذاری در آن است. علوم پایه بعنوان پایه و اساس تمامی علوم کاربردی است. تا زمانی که پایه های ریاضی، فیزیک و زمین شناسی محکم نباشد،  داشتن رشته های فنی و مهندسی قوی و مولد، بی معنی خواهد بود و مادامی که زیست شناسی و شیمی قوی نباشد ، رشته های پزشکی و کشاورزی در تولید علم جدید، حرفی برای گفتن نخواهند داشت. چنانچه قدری با تامل بنگریم، بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی خود نوعی نگرش نو و استفاده جدید از علوم پایه محسوب شده و از قلب علوم پایه برخواسته اند.

یک مساله مهم در ساختار دانشگاههای بوسنی و هرزگوین ، نبود یک سیاست ملی است. دانشگاهها بر اساس فرمول دیتونی به دو بخش و سه قومیت ، تجزیه شده اند و در رقابتی غیر ملی و شاید ناسالم برای جذب دانشجو و تولید بیشتر فارغ التحصیلان بسر می برند. این رقابت قومی ( ناسیونالسیتی ) ربطی به علم و تولید ندارد و بایستی دانشگاهها فارغ از این فضا ، رابطه علمی منسجم و هماهنگی با هم داشته باشند و در باره سیاست و استراتژیهای علمی توافق بکنند. در این صورت می توان امیدوار بود ، نظام دانشگاهی بوسنی به سمت تولید پیش خواهد رفت. 

پیوند و همگرایی بوسنی و هرزگوین با اتحادیه اروپا و سایر روندهای منطقه ای و جهانی به تنهایی نمی تواند توسعه و پیشرفت را به این کشور اهدا کند، بلکه فرصتهای جدیدی ایجاد میکند که البته استفاده از این فرصتها در بخش علم و توسعه ، بستگی به طراحی و تبیین نظام علمی کشور دارد. نظام علمی بایستی به صورت فعال و هدفمند مسیرهای پیشرفت و توسعه در شاخه های مختلف علمی را طراحی و اجرا نماید تا پیوند با اتحادیه اروپا ، پیوندی فعال، سازنده و مولد باشد و از این پیوند بهره گیرد. بوسنی می تواند نقشی فعال و هر چند کوچک در اقتصاد جهانی ایفا کند. مثال کشور فنلاند و کارخانه نوکیا ، مبین این نکته است که کشوری کوچک چگونه می تواند نقش مهمی در اقتصاد جهانی ایفا کند. و یا کشورهای دانمارک و هلند که در توسعه صنعت کشاورزی و دامداری موفق عمل کرده اند . همگرایی بوسنی با اتحادیه اروپا ، بایستی در همگرایی با روندهای تولید علم ، ایجاد تکنیک ، پیوند بیشتر دانشگاهها با صنایع و خلاقیتها و نوآوریها باشد. مسلما اختصاص بخش مهمی از بودجه دانشگاهها به تحقیق و پژوهش ، ارتباط دانشگاهها با صنایع ، راه اندازی واحدهای تولیدی کوچک در درون موسسات تحقیقاتی دانشگاهها و موارد دیگر، شیوه های مناسبی برای تسریع در عمل فرایند تولید علم می باشند که هدف اصلی نظام علمی و دانشگاهی است.

                                                                           متشکرم