IMG_1

همایش یک روزه «سنت معنوی» در شهر موستار در آخرین روز سال 1392، روز پنجشنبه 29 اسفند به ابتکار مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا و اداره مفتی گری موستار برگزار شد.

برگزاری این همایش به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت سناد میچی اویچ، درویش و پژوهشگر تاریخ فرهنگی و تصوف بود. در این همایش نظیف افندی غریب، محمدعلی برزنونی، مبینا موکر، احمد زیلجیچ، علیا دلبراویچ، سعید عابدپور، ابراهیم کایان، سامیر بگلراویچ، زلاتکو زونیچ، آلن کالایجیا، حسن امین اویچ، معمر کودریچ و عمار امام اویچ مقالات خود را ارایه دادند.

سخنرانان در باره سنت معنوی، زنان صوفی، تاریخ تصوف و تاریخ فرهنگی به بحث و گفتگو پرداختند. بخش عمده مقالات اختصاص به زندگانی و تحقیقات و پژوهش های سناد میچی اویچ داشت. در این همایش دو کتاب از آثار سناد میچی اویچ، فرهنگ واژه های قومی بوسنی و هرزگوین و ساری سالتوق بین افسانه و تاریخ معرفی و نقد شد.

سناد میچی اویچ (1960. - 2013.) پژوهشگر برجسته و خستگی ناپذیر تاریخ تصوف بود. آثار او در باره شهرهای هرزگوین، سنت معنوی، اهل بیت (ع)، طریقت بکتاشی، ساری سالتوق، رابطه بوشنیاک ها با سایر ملت ها و موضوعات متنوع دیگر است.

IMG_2092IMG_2132IMG_2072IMG_2121

باسمه تعالی

 

به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت سناد میچی اویچ، پژوهشگر تاریخ فرهنگی، همایشی با عنوان همایش «سنت معنوی» روز پنجشنبه 29 اسفند ماه 92 در شهر موستار برگزار شد. برگزاری همایش به ابتکار مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا و با همکاری اداره مفتی گری موستار صورت گرفت.

در ابتدای همایش، نظیف غریب معاون مفتی موستار با تأکید بر اهمیت حفظ سنت معنوی گفت: سناد میچی اویچ یکی از بزرگ ترین پژوهشگران تاریخ معنوی و فرهنگی بوسنیایی بود. او یک دانشنامه زنده بود، شمعی بود که تمامی عمر خود را وقف احیای میراث معنوی مسلمان ها کرد. وی در ادامه افزود: سناد از دوران کودکی وارد حلقه درویشان شده و از سن 14 سالگی در مسیر ارشاد معنوی قرار داشت.

در ادامه برنامه استاد محمد علی برزنونی، مدیر مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا در باره سنت معنوی سخنرانی کرد. وی گفت: اساس نظام هستی بر ارتباط بین نظام طبیعت و ماورای طبیعت قرار دارد. این نظام بر رابطه بین واقعیت و حقیقت، ظاهر و باطن و خودشناسی و خداشناسی بنا نهاده شده است. کیفیت زندگی انسان به ایجاد رابطه ای معقول بین این دو وجه از حقیقت هستی بستگی دارد. حمد و ثنای خداوند توسط انسان در نظام هستی رابطه ای تکوینی با حقیقت وجودی او دارد و این حقیقت وجودی نمی تواند بدون قرارگرفتن در مسیر لطف الهی متحقق شود. عبادت مبتنی بر درک توحیدی از خداوند است. از سوی دیگر، شریعت نقطه شروع دقیق برای ارتباط گیری با حقیقت دین است که باید مبتنی بر کتاب و سنت نبوی باشد و معنویت راستین، چگونگی گذار انسان به قرب الهی را نشان می دهد و عنصر اصلی دینداری و هدف اساسی بعثت انبیای الهی است. درک تأثیر «لا حول و لا قوه الا بالله» و باور آن، جهان بینی توحیدی را نصیب انسان می کند و این همه، نیازند استمداد ویژه از ذات حق و بهره گیری از تعالیم قرآن و سنت و عترت نبوی است که در پرتو خودشناسی حاصل می شود و خودشناس، خداشناس خواهد شد.

خانم دکتر مبینا موکر، محقق مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا، در باره زنان صوفی سخنرانی کرد. وی گفت: فعالیت زنان صوفی در بوسنی و هرزگوین بیش تر در ارتباط با تکیه حاجی سنان در سارایوو است. حسن قایمی در سال های بین 1660تا 1664 میلادی، اموالی را وقف تکیه کرد و با اجازه ایشان، مجلس تربیت معنوی و ذکر برای خانم ها برگزار می شود. نام مجالس ذکر زنان به نام باجیانه در ادبیات صوفیانه یاد می شود. در ادبیات تصوف به اسامی چون باجی، گل باجی، باجی خادون و باجیانه برخورد می کنیم. باجیانه در چهارچوب طریقت قادری در بوسنی و هرزگوین فعالیت می کردند. گل باجی، زنی بود که گل سرخ در مراسم خاص ذکر در طریقت حمل می کرد و این زمانی بود که وی به عضویت طریقت درآمده بود. در سنت معنوی طریقت ها، زن نمی توانست شیخ طریقت باشد.

دکتر احمد زیلجیچ از مؤسسه شرق شناسی سارایوو در باره بویروک به عنوان یکی از منابع شناخت طریقت بکتاشی سخنرانی کرد. وی گفت: بویروک ها در واقع مربوط به سبک ادبی مناقب هستند. بویروک صرفاً مربوط به بنیانگذار طریقت صفوی، شیخ صفی الدین اردبیلی است. در سنت علوی – بکتاشی بویروک متنی است که اساس باورها و عمل، هنجارهای اجتماعی و اخلاق اعضای وابسته به این سنت صوفیانه را توضیح می دهد. بویروک از آرشیو ازمیر از امام جعفر صادق (ع) آغاز و با داستان معراج، مقام حضرت علی (ع) در آفرینش و آسمان ها در داستان معارج، اشعار شاه اسماعیل و مراسم جمع صحبت می کند.

علیا دلبراویچ پژوهشگر موستاری به تاریخ طریقت های درویشی در این شهر پرداخت. وی گفت: موستار از نخستین شهرهایی است که در دوره عثمانی شکل گرفته و در آن زندگی معنوی دینی پربار بود. موستار از غرب تا شرق شهر در فاصله بین دو مزار صوفی بنا شده است. طریقت نقشبندیه، فعال ترین طریقت صوفیانه در موستار از اوایل قرن 18 میلادی است. در تکایای موستار مردان و زنان جداگانه آیین ذکر و سایر آیین های دینی را برگزار می کردند و سنت ادبی – صوفیانه موستار در قرن های 16 تا 19 میلاید پربار بود. حیات معنوی موستار با روی کار آمدن کمونیسم از بین رفت و تکایای آن تخریب شدند.

سعید عابدپور از محققان مؤسسه علمی و پژوهشی ابن سینا در باره جایگاه سیاسی و اجتماعی صوفیان سخنرانی کرد. وی گفت: مخالفت با جایگاه تصوف در جهان اسلام پس از آغاز جریان بهار عربی رو به افزایش نهاده است. بهار عربی به جریان بازگشت اسلام سلفی و رادیکال و مخالفت با دگر اندیشی دینی از جمله برخورد با صوفیان منجر شده است. در این چند سال اخیر بناهای مقدس صوفیان در لیبی، سوریه، مصر، افغانستان و پاکستان مورد حمله بمب گذاران بوده و از همه مهم تر پاکستان کانون این خشونت دینی علیه صوفیان است. در بوسنی و هرزگوین نشانه هایی از بهار عربی یعنی جریان سلفی وهابی وجود دارد که در برخی رسانه ها دیده می شود. ولی خوشبختانه به دلیل قدرت تصوف و مقاومت جامعه اسلامی نتوانسته رشد چندانی بکند.

در آغاز بخش دوم، شیخ آزمیر مفتیچ از نکیه وارش به سخنرانی پرداخت. وی سناد را یک صوفی واقعی توصیف کرد. وی گفت: سناد خدمتگذاری به معنای واقعی کلمه بود. فردی که زندگی اش آیینه ای از ادب و فروتنی و عشق به معنویت و اهل بیت (ع) بود.

در ادامه همایش سخنرانان در باره خدمات علمی و فرهنگی سناد میچی اویچ سخنرانی کردند. دکتر ابراهیم کایان، نویسنده بوسنیایی سناد را شخصیتی استثنایی توصیف کرد. وی گفت: سناد در حرکت دایمی برای یادگیری و نگارش و تحقیق بود.او دارای دانش و اطلاعات وسیعی از جزییات تاریخی منطقه بالکان از جمله فرهنگ دینی آلبانی بود. سناد نخستین فردی است که در بوسنی مطالبی در باره الحمیاد، ادبیات آلبانیایی در زبان عربی منتشر کرد.

دکتر سامیر بگلراویچ از دانشکده علوم اسلامی سارایوو در باره سناد میچی اویچ گفت: سناد ابعاد مختلف فکری و شخصیتی داشت. اوتنها منتقد وهابیت یا پژوهشگر تاریخ تصوف و یا یک صوفی عاشق نبود، او فردی بود که شایسته است وی را خدمتگذار تصوف بنامیم. سناد از 14 سالگی وارد حلقه طریقت شد و زندگی همواره در جستجوی دانستن را آغاز کرد. زندگی سناد کاملا فقیرانه و در عین حال با شکوه بود. از نوجوانی تحت راهنمایی شیخ بها افندی حاجی میلیچ قرار گرفت. هیچ گاه خود را شیخ ننامید. منتقد نمایندگان دروغین طریقت بود و سال ها مورد بی مهری جامعه اسلامی قرار داشت.

زلاتکو زونیچ مدیر موزه هرزگوین در سخنان خود، به رابطه و آشنایی دیرین با سناد اشاره کرد و گفت: سناد از دوران کودکی، فردی کاملا متفاوت با دوستان خود بود. وی فردی بسیار صمیمی بود و ادب و تواضع بیش از اندازه ای در زندگی داشت.

حسن امین اویچ سخنران بعدی در باره رابطه سناد با رسانه ها گفت: سناد پیش تر از روشنفکران مسلمان به خطر آموزش وهابی اشاره کرد. به مناظره در باره میراث کمونیسم پرداخت و نشان داد که طرفداران تیتو در باره جنایاتی که در زمان او صورت گرفت، سکوت کرده اند. سناد از سوی دیگر محقق بناهای مذهبی بود و در زمان بازسازی مسجد استولاتس به خوبی علیه مخالفان بازسازی مسجد پاسخ داد.

معمر کودریچ سخنران بعدی در باره کتاب تاریخ استولاتس نوشته سناد میچی اویچ و صالح یالیمان سخنرانی کرد. وی گفت: روش تاریخ نگاری سناد بیش تر تاریخ نگاری فرهنگی است. او در نگارش تاریخ استولاتس، به گورستان های قدیمی، بناهای تاریخی و آرشیوها سر زد و با شوق و از سر کنجکاوی کوشش کرد تا تاریخ این منطقه از هرزگوین را بخوبی به تصویر بکشد.

دکتر آلن کالایجیا، از مؤسسه زبان شناسی سارایوو در سخنان خود گفت: کتاب فرهنگ واژه های قومی بوسنی و هرزگوین نوشته سناد، نخستین کوشش در واژه شناسی قومی است. این کتاب حاصل تحقیق میدانی سناد برای جمع آوری واژه های قومی است. کتابی که باید به تحلیل و ارزیابی آن پرداخت و آن را سنگ بنای تحقیقات بعدی دانست. سناد در هنگام نگارش و چاپ به دنبال تکرار تحقیقات دیگران نبود و دست به تحقیقات وسیعی زد.

آخرین سخنران عمار امام اویچ به معرفی کتاب ساری التوق از افسانه تا تاریخ نوشته سناد میچی اویچ پرداخت. وی گفت: سارای سالتوق مشهورترین صوفی قرن سیزدهم میلادی است که از او به عنوان پیش قراول ورود اسلام به بالکان بحث می شود. مزارها و مقام های زیادی منسوب به وی است که یکی از آن ها تکیه بلاگای است. کتاب سناد در نوع خود نخستین کتاب در بررسی ساری سالتوق در بوسنی است.