1همایش یک روزه بین المللی جهان عاری از خشونت و افراطی گری در سارایوو در تاریخ 19 آذرماه با حضور سخنرانانی از ایران ، صربستان ، کرواسی و بوسنی و هرزگوین به کار خود پایان داد. در این همایش که به ابتکار رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بوسنی و هرزگوین و موسسه علمی و پژوهشی ابن سینا و با حمایت شهرداری شهر سارایوو ، گروه روشنفکران 99 ، انستیتو بوشنیاک، مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه سارایوو و انجمن دوستی بوسنی و ایران صورت گرفت ، سخنرانان از افزایش خشونت و افراطی گری در سطح منطقه ای و بین المللی ابراز نگرانی کردند. همایش با حضور اقشار مختلف مردم سارایوو در محل برگزاری آن در انستیتو بوشنیاک همراه بود.

 

در مراسم افتتاحیه این همایش پس از نواختن سرود ملی بوسنی و هرزگوین و جمهوری اسلامی ایران دکتر محمد رضا آرام رایزن فرهنگی در سارایوو با اشاره به تحولات اخیر گفت : دغدغه انسان معاصر، چالش با بحران هایی چون افراطی گری و رفتارهای خشونت آمیز است و در این میان نخبگان و فرهیختگان هر قوم و جامعه ای نقش بسیار مهمی در بیدار سازی، آگاهی بخشی و هدایت انسان ها دارند. امروز بشر بیش از هر زمان دیگری به گفتگو نیازمند است تا به همدیگر احترام گذاشته و دیگران را به عنوان افرادی با فرهنگ ها و رسوم متفاوت، به رسمیت بشناسند.

در ادامه سید حسن رجبی ، سفیر جمهوری اسلامی ایران در بوسنی و هرزگوین با اشاره به ساختار نظام بین المللی گفت : برخی قدرتهای جهانی با تکیه بر منابع مالی ، نظامی و رسانه ای ، خویش را مالک و قانونگذار نظام بین المللی دانسته و خود به تنهایی ترتیبات حاکم برنظام بین الملل را بدون رایزنی بر دویست کشور دیگر تعیین می نمایند . از سوی دیگر نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در درون جوامع ملی و جامعه بین الملل از دیگر عوامل ایجاد خشونت است . 7 دهم درصد (7/0 )از جمعیت جهان مالک 41درصد از ثروت جهان هستند و 7/68 درصد جمعیت جهان تنها 3 درصد از کل ثروت جهان را در اختیار دارند . بنابراین افزایش فاصله میان فقرا و اغنیا در جهان وتفاوت فاحش استانداردهای زندگی در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته نسبت به کشورهای جهان سوم خود از دلائل خشونت افزایی است .

دکتر شوکت کرچیچ ، استاد دانشکده علوم اسلامی نووی پازار در اشاره به اهمیت تفکر فلسفی گفت : بدون گفتگوی فلسفی مستمر بین غرب و شرق امکان فهم متقابل واقعی و غلبه بر مشکلات ناشی از عقل گریزی وجود ندارد. دنیای معاصر بیش از هر زمان دیگری نیازمند اندیشه و فهم فلسفی و اندیشه ورزی است . بنابراین باید به هگل و کانت ، ابن سینا ، فارابی و سایر متفکران توجه جدی بشود تا شاید بتوان دنیای بهتر عقلانی و دور از دنیای احساسات شدید غیرعقلانی و خشن داشت. در طی چند دهه اخیر این احساسات کاذب منشا جنگها و نژاد پرستی ها بوده است.

انور علی بگویچ ، رییس انجمن دوستی بوسنی و ایران در سخنانی با اشاره به ماهیت صلح آمیز فعالیتهای هسته ای ایران گفت : رسانه ها در خدمت امپریالیسم جهانی ، تصویری کاذب از ایران در دهه های مختلف ایجاد کرده اند. تصمیم ایران برای ساخت نیروگاه اتمی بوشهر و تامین سوخت لازم برای این نیروگاه و فعالیتهای صلح آمیز هسته ای در رسانه ها به شکل نادرست مطرح شد و ایران هراسی و اسلام هراسی به جای برخورد درست با ایران در جهان شکل گرفت.اکنون نیز جهان شاهد آن است ایران تنها کشوری است که صادقانه در خاورمیانه با افراط گرایی مبارزه می کند.

در ادامه برنامه دکتر ولادیمیر پرمتس از دانشکده فلسفه سارایوو گفت : ما در جهانی زندگی می کنیم که با هم در یک وحدت و ارتباط بسر می برد . هر اتفاقی در این کره خاکی می افتد بلافاصله بر رخدادهای دیگر در نقاط دیگر زمین تاثیر می گذارد. ما نمی توانیم در جایی مروج خشونت و افراط گریی باشیم ولی در جای دیگر دم از آزادی و حقوق بشر بزنیم. این استاندارد دوگانه خود عامل مروج خشونت در جهان است و باید به مساله وحدت جامعه معاصر بیش از هر زمان دیگری توجه کنیم.

استاد محمد علیا هاجیچ نویسنده و دیپلمات سابق بوسنیایی با سخنرانی در باره کرامت انسانی گفت : جهان معاصر ما دقیقا نمونه ای از آنچه است که امام علی(ع) می فرماید. به فرمایش امام علی دنیا می تواند بر عدل و کفر باقی بماند ولی با ظلم و دین نمی تواند باقی بماند. خشونت و افراط گریی که به نام دین در جهان معاصر رخ می دهد ، ارتباطی به آموزه های اصیل دینی ندارد و مردم را به دین گریزی سوق می دهد. این خشونت نه تنها ربطی به دین ندارد بلکه علیه حقیقت دینی است و جهان خشن و ترسناکی ایجاد کرده است. از پیام امام علی می فهمیم که تفکر و عمل دینی باید به دنبال حقیقت جویی ، برپایی عدل و معنویت باشد و هر گونه تفسیر دینی بدون معنویت و بدون عدالت نهایتا به خشونت منجر می شود. بعد دیگر خشونت آن است که ماگفتگویی در جهان انجام نمی دهیم. برای ورود به گفتگو باید ادب گفتگو را داشت و گفتگو را باید از خود شروع کنیم.

دکتر مارکو جوریچ از صربستان در باره ماهیت تفکر افراط گریی و با اشاره به تفاسیر نادرست از دین گفت : دین زدایی که در قرون اخیر در جوامع غربی حاکم بوده و همچنین بروز نهضتهای بنیادگرایانه ، راه را برای بروز خشونت باز کرده است. بنیادگرایی چه در شکل دینی یا سکولار ، مسیحی یا اسلامی و یا یهودی همه راه خطا می روند. بنیادگرایی راه را برای تفسیر عقلانی و معنوی از دین می بندد و یک دین خشک و تاریخی محض تحویل می دهد. بازگشت به الگوهایی چون مسیح و محمد را نباید به مفهوم بنیادگرایانه انجام داد و باید در معنای دین و زمان تعقل کرد.

خانم لیلا اسانلو قاضی دادگستری از تهران در باره نقش زن و خانواده در پیشگیری از جرایم و خشونتهای اجتماعی گفت : خشونت علیه زنان ، خشونت عاطفی ، جسمی و جنسی را در بر می گیرد . هر روز زنان زیادی در دنیا مورد خشونت قرار می گیرند – زخمی می شوند ، شکنجه می بینند ، تحقیر می شوند و محروم می مانند و توسعه یافتگی و صنعتی شدن و تصویب قوانین و کنوانسیون های مربوط به زنان ، نه تنها وضعیت کلی زنان و دختران را از جهات مختلف بهبود نبخشید ، بلکه در جوامع امروز ، زنان در مواردی با آسیب های متعدد رو به رو هستند . هم اینک پدیده قاچاق زنان ابعاد بین المللی به خود گرفته است . پدیده ی قاچاق زنان بعد از قاچاق اسلحه و مواد مخدر ، سومین تجارت پر منفعت و غیر قانونی جهان به شمار می رود که به عنوان یکی از جرائم سازمان یافته محسوب می شود.

عالم چرنکیچ از روحانیون مسلمان کرواسی در سخنرانی خود با تاکید بر گفتگوی بین ادیان گفت : برای غلبه بر تفاسیر افراطی دینی ما ناگزیر به گفتگوی ادیان در ابعاد مختلف هستیم. این گفتگوها بایستی به صورت محور اندیشه سازی در جوامع شکل گرفته تا بتوانند بر گرایشهای افراطی و خشن غلبه کنند.

دکتر سامیر بگلراویچ در باره پدیده خشونت گفت : پدیده خشونت و افراطی گری دینی و سیاسی با پدیده جهانی نئولیبرالیسم ، پروژه های قدرتهای بزرگ در گسترش ناتو و تقابل دو قدرت جهانی در منطقه یورو آسیا و یورو آتلانتیک مربوط است. نئولیبرالیسم با کمک شرکتهای چندملیتی و قدرتهای فراملی نرمها و هنجارهای ملی و دینی را به چالش می کشند و وضعیت جدید فرهنگی و سیاسی ایجاد می کنند . در این وضعیت انسانها دچار بحران هویت می گردند و این بحران هویت که بعضا نیز کاذب است به بروز پدیده خشونت و افراطی گری کمک می کند.

دکتر میرکو پیانیچ ، استاد دانشکده علوم سیاسی سارایوو در سخنرانی خود در باره نقش ناسیونالیسم قومی در بروز خشونت گفت : بوسنی و هرزگوین قربانی خشونت و جنگی است که طی سالهای 1992 تا 1995 میلادی این کشور را در برگرفت. ناسیونالیسمی که در منطقه یوگسلاوی سابق شکل گرفت ، بر پایه توهمات قومی ، اسطوره ها و مقابله با دیگران بنا شده بود و این اندیشه به تخریب و ویرانی و کشتار مردم در بوسنی و هرزگوین کمک کرد. بوسنی و هرزگوین برای رهایی از ناسیونالیسم قومی باید در ساختارهای اروپای متحد همگرایی کند .

زلاتکو دیزدارویچ دیپلمات و روزنامه نگار بوسنیایی در سخنرانی خود با اشاره به سطوح مختلف قدرت جهانی گفت : بدون تحلیل و درک سیستمی از ماهیت قدرت جهانی درک خشونت و افراطی گریی سخت است. قدرت مسلط جهانی به دنبال ایجاد دنیای یک قطبی و انحصاری است و تمام آنچه که در جهان به عنوان خشونت اتفاق می افتد تا حد زیادی پروژه قدرت مسلط جهانی برای درهم شکستن ساختار دولت ملتها است. جنگهای نیابتی در دنیا انجام می شود تا راه برای سقوط نظامهای سیاسی باز باشد . در این حال نظم نوین جهانی عمدا بدون تعریف مانده تا جا برای مداخلات باز باشد . از پوشش سازمان ملل برای تصویب قطعنامه هایی مشکوک استفاده می شود و جهانی شدن به گونه ای تعریف می شود تا حاکمیت انحصاری برای قدرت جهانی محفوظ باشد. در سطح خاورمیانه و کشورها آتش اختلافات قومی و دینی و ایدئولوژیک مشتعل می گردد و در تمامی این فراینده ها خشونت و افراط گریی در خدمت توسعه قدرت مسلط جهانی فعالیت می کند.

سخنران بعدی خانم مریم رضاییان در سخنرانی خود در باره امنیت زیست محیط در جهان عاری از خشونت گفت : محیط زیست، توسعه پایدار و صلح پایدار اضلاع سه گانه مثلثی هستند كه محیط امن و مناسبی را برای انسان فراهم نموده و انسان در این محیط مناسب می تواند به آرامش رسیده، آرمانها و آرزوهای دیرینه خود را محقق و به زندگی ایده آل خود دست یابد. بستر اصلی برای فهم چنین نسبتی ، ایجاد فهم مشترک در میان انسان ها است تا خشونت علیه محیط زیست به مثابه «تهدید مشترك بشریت» انگاشته شود .

امیر حاجی کادونیچ ، سفیر سابق بوسنی و هرزگوین در ایران طی سخنانی با اشاره به ابتکار دکتر روحانی گفت : ابتکار رییس جمهور ایران دکتر روحانی تا حد زیادی در ادامه ابتکارهای مشابهی است که به انواعی در مالزی و ترکیه مطرح شده است. در تمامی این ابتکارها هدف وارد شدن به دنیای گفتگو همکاری و غلبه بر خشونت و افراطی گریی است. متاسفانه افراطی گریی چنان در سالهای اخیر افزایش پیدا کرده که باید تلاشهای جدی در بعد محلی و بعد بین المللی در برخورد با این پدیده صورت بگیرد.

میروسلاو ژیوانویچ از مرکز حقوق بشر دانشگاه سارایوو درسخنان خود با اشاره به مشکل برخورد با مساله خشونت گفت : خانواده و گروههای اجتماعی مهمترین نهادهای اجتماعی برای فرهنگ سازی و مبارزه با پدیده خشونت می باشند. رعایت ارزشهای انسانی را باید به انسانها تعلیم داد و اگر این فرهنگ سازی در خانواده ها صورت نگیرد ، محیط را برای بروز انسانهای خشن آماده کرده ایم.

دکتر روح الله قادری مدیر موسسه علمی و پژوهشی ابن سینا با سخنرانی در باره امنیت انسانی؛ چارچوبی برای فهم روابط بین الملل کنونی گفت : افراط گرایان با ریختن خون بیگناهان به دنبال جایگزینی «گفتمان تکفیر و واگرایی» به جای «گفتمان تقریب و همگرایی» هستند. مبارزه با تفکر افراط گرایی و تروریسم مقدم، حساس تر و مهمتر از مبارزه با افراط گرایان و تروریست ها است. چرا که تقدم معلول بر علت عقلاً محال است و در این مبارزه باید به تقویت تفکر عرفانی ، فلسفی و عقلانی پرداخت. ایجاد گروههای تروریستی و افراط گرا آسان است اما کنترل آنها غیرممکن است. ایجادکنندگان و حامیان این گروهها بدانند که تاریخ از آنها به نیکی یاد نخواهد کرد و دیر یا زود تروریسم ساخته شده دست خودشان دامن آنها را نیز خواهد گرفت.

در پایان این مراسم سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در بوسنی آقای رجبی ضمن جمعبندی همایش و بیان گزارش مختصری از سخنان دکتر حسن روحانی رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران و مبتکر طرح جهان عاری از خشونت و افراطی گری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از حضور همه اندیشمندان، محققان و سفرای حاضر در جلسه تقدیر و تشکر به عمل آوردند.

2345678910

 

بنام خدا

سخنرانی جناب آقای سید حسین رجبی

سفیر جمهوری اسلامی ایران در بوسنی و هرزگوین

جایگاه ایده جهان عاری از خشونت و افراطی گری در اصول سیاست خارجی

جمهوری اسلامی ایران

خانم ها ، آقایان ، حضار محترم

بسیارمفتخرم که امروز در جمع شما اند یشمندان و محققان کشور بوسنی و هرزه گوین به عنوان سفیرجمهوری اسلامی ایران حاضرشدم .

قصد دارم در اندک فرصتی که دراختیار بنده قرار داده شده است ، درخصوص موضوع جهان عاری از خشونت و افراطی گری - که البته برای شما که دوران جنگهای خونین و هولناک دهه 90 را با پوست و گوشت خود تجربه کرده اید ، چندان ناآشنا نیست ، مطالبی بیان نمایم . صلح و آرامش موضوعی است که امروزه جهان بیش از هر زمان دیگر به آن نیاز دارد ولی به دلیل سوء مدیریت نظام بین الملل و نادیده گرفتن حقوق دیگران از سوی برخی قدرتهای جهانی و از سوی دیگر خودخواهی و سهل انگاری ایشان نسبت به منابع طبیعی و نعمت های خدادادی باعث شده که این مهم درحد موضوعی دست نیافتنی جلوه نماید . جهان عاری از خشونت مسئله ای است که در صورت تحقق ، مقدمه ای برای صلح جهانی و آسودگی تمام ابناء بشر خواهد بود .

 

علل و عوامل خشونت در جهان

اجازه می خواهم درابتدا از علل و عوامل خشونت در جهان سخن بگویم . متاسفانه ساختار و مناسبات قدرت در جهان کنوني خشونت افزا است و افراطي گري در متن آن بازتوليد ميشود. هيچ نقطه اي از جهان نيست که شاهد افراطي گري و خشونت طلبي نباشد. قرنهاست که بشر براي تغيير اين وضعیت در حال مبارزه و تلاش است و اين مبارزه، هزينههاي انسانی و اقتصادی گزافي را به جهان تحميل کرده و شرايط زيست بشر رادر این کره خاکی با مخاطرهبسيار روبرو ساخته است. اکنون شاهد آن هستیم علیرغم این مخاطرات روند تصمیم گیریهای جهانی در نقطه مقابل صلح طلبي و آرامش افزايي قرار دارند. و امروزه سياستها و نگاه استعماري و خود برتر بيني در مناسبات جهاني از مصاديق بارز خشونت بحساب ميآيند.

متاسفانه برخی قدرتهای جهانی با تکیه بر منابع مالی ، نظامی و رسانه ای ، خویش را مالک و قانونگذار نظام بین المللی دانسته و خود به تنهایی ترتیبات حاکم برنظام بین الملل را بدون رایزنی با 200 کشور دیگر ، تعیین می نمایند . که البته این نگاه قدرت مابانه و دیکتاتوری- خود عاملی برای نضج احساسات و اندیشه های مقابله جویانه از سوی دیگران و در نتیجه بروز خشونت را فراهم خواهد آورد .

نابرابری های اقتصادی و اجتماعی در درون جوامع ملی و جامعه بین الملل از دیگر عوامل ایجاد خشونت است . به این ارقام دقت کنید برابر گزارش مجمع جهانی اقتصاد ( WORLD ECONOMIC FORUM) 7دهم درصد (7/0 )از جمعیت جهان مالک 41درصد از ثروت جهان هستند و 7/68 در صد جمعیت جهان تنها 3 درصد از کل ثروت جهان را در اختیار دارند . بنابر این افزایش فاصله میان فقرا و اغنیا در جهان وتفاوت فاحش استانداردهای زندگی در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته نسبت به کشورهای جهان سوم خود از دلائل خشونت افزایی است . دراین میان دولتها که بعنوان نهاد مقتدر (در سطح ملی ) و سازمانهای فراملی همچون سازمان ملل متحد ( در سطح روابط بین دولتها ) وظیفه اصلی و خطیر ایجاد برابری و رفع ظلم را دارند - امروزه به امری تشریفاتی تبدیل شده است .

دخل و تصرف بشر در نظام طبیعی به منظور بهره برداری های منفعت طلبانه و خارج از ضابطه وبدوراز قوانین زیست محیطی از دیگر چهره های خشونت در جهان امروزی است . متاسفانه در این میان برخی کشورها با تکیه بر دانش و ابزارهای مدرن ( که دانش ساخت و استفاده از آن را به صورت انحصاری در اختیار خود دارند ) با تخریب وسیع محیط زیست و برهم زدن چرخه طبیعی و عادی حیات سعی در کسب منافع بیشتر و در مقابل ایجاد ضرر و زیان به کشورهای دیگر را دارند .احداث سدها، تخریب جنگلها و مراتع ، انتشار گازهای گلخانه ای ، عدم تعهد به پیمانهای زیست محیطی مانند پیمان کیوتو و دهها مورد دیگر از مواردی است که باعث بهره برداری ظالمانه از محیط طبیعی و در نتیجه خسارت هنگفت به آن شده و اعتراض جوامع فقیرو کمتر توسعه یافته راسبب می گردد که این نیز،چهره ای از افزایش خشونت در جهان است .

خشونت علیه زنان و کودکان از دیگر چهرهای خشونت پنهان در جهان کنونی است درحالی که خداوند تمام انسانها را یکسان آفریده و کرامت و عزت برابر برای زنان و مردان قائل شده اما با چهره های متفاوتی از خشونت علیه زنان مواجه می باشیم . استفاده ابزاری از زنان در هنر و اقتصاد ، قاچاق زنان و کودکان و آسیب به زنان و کودکان در جریان جنگهای قومی و مذهبی در نقاط مختلف جهان و برده داری جنسی از نمونه بارز بی عدالتی است .

خانم ها و آقایان

اجرای سیاست هرج و مرج سازنده از سوی برخی قدرتها و بهره گیری از سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن توسط استعمارگران قدیمی ، خشونت های سازمان یافته دولتی و وجود جریان های افراطی که بر طبل نژاد پرستی ، ،نزاع و تفرقه می کوبند در کنار قرائت های نادرست و تفسیرهای غیر واقعی از دین و مذهب و دور شدن از حقیقت و آموزه های اصلی ادیان از دیگر موارد علل بروز خشونت در جهان است. تفسيرهاي خشونت افزا از مفاهيم ديني نيز افراطي گري را در متن طرفداران مذاهب گوناگون تئوريزه ، مشروعيت سازي و اجرایی مينمايد. این مسئله چیز جدید و یا مربوط به دین خاصی نیست . جهان در ادوار گذشته نیز جنگها و آشوبهای خونینی را در این زمینه تجربه کرده که جنگهای صلیبی و جنگهای مذهبی در اروپا از مثالهای بارز آن است - که با توجه به اشراف حضار به تاریخ اروپا و ادیان بنده قصد ورود به گذشته و جزئیات ان را ندارم - اما باید خاطرنشان نمائم که فهم افراطي از دين سالهاست که بهانه خشونتهاي منطقه اي گرديده ودر نقاط مختلف جهان بخصوص خاورميانه ابزاری شده برای اجرای سیاست های جدید استعماری که در صدر بدان اشاره شد و این اهداف منطقه را به میدان آتش و دود تبدیل نموده است . حاصل اين وضع اینکه جهان پر از خشونت، افراط و جنگ شده و در مقابل احساس امنيت به مهمترين آرزوي بشر کنوني تبديل شده است.

متاسفانه ایجاد نحله های فکری انحرافی و افزودن ایدئولوژیهای افراطی و شخصی از سوی برخی به ظاهر پیشوایان دینی دستاویز برخی کوته فکران و برای برخی مایه ترویج خشونت شده است البته همین جا شایسته است اشاره نمایم که تمام ادیان آسمانی مبشر و نادی صلح و آرامش و احترام به غیر بوده اند . همچنانکه در کتاب آسمانی ما مسلمانان - قران مجید - نیز همه را دعوت به آرامش و صلح می نماید . - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ - (اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد همگى در صلح و آشتى درآييد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد؛ كه او دشمن آشكار شماست)

 

 

خانم ها و آقایان

با کمال تاسف باید گفت عده اي از انديشمندان بجاي تلاش براي رهايي بشر از نا امني خشونت و افراط و سوق دادن سياستمداران بطرف رفتارهاي صلح طلبانه ، عزم خود را به منظور تئوريزه نمودن فضاي خشن در قالب ايده جنگ تمدنها بکار بسته و بر طبل عدم دست یابی به صلح در جهان به دلیل تفاوتهای فرهنگی و تعارضات تمدنها کوبیدند . در این میان حدود 15 سال پيش صداي صلح طلبي از طريق ايده گفت وگوي تمدنها از سوی جمهوری اسلامی ایران در مقابله با جنگ خواهان و خشونت افروزان برخاست و چونان ترمزي بر حرکت شتابان جهان بطرف جنگ و آشوب رخ نمایان نمود . ايده اي متکی بر آموزه های الهی و برابری و برادری بین ابناء بشر که بسرعت به مصوبه سازمان ملل در سال 2001 تبديل شد.

اگرچه آن موج با اقدام گروه تروریستی القاعده در حمله به برجهاي دو قلو در آمريکا و خشونت طلبي جنگ افروزان نئو محافظه کار به کما رفت و فرصت بهره مندي بشريت از ميوه آن فراهم نشد . اما اکنون پس از يک دهه جهان مملو از آتش و دود و خشونت طلبي بي سابقه و سناريو سازيهاي پي در پي در خصوص اسلام هراسي و ايران هراسي با ابتکار دکتر حسن روحاني رئیس جمهوری ایران ، زنگ صلح طلبي بار دیگر توسط جمهوري اسلامي نواخته شده و ايده جهان عاري از خشونت و افراط سال گذشته توسط مجمع عمومي سازمان ملل با يکصد و نود رأي به تصويب رسيد اين قطعنامه يک بار ديگر موازنه را به نفع صلح طلبان واقعی و به ضرر جنگ سالاران ، خشونت طلبان و افراطي گرايان جهان تغيير داد. چنانچه عزمی همگانی از سوی جامعه ملل برای اجرایی نمودن این قطعنامع هویدا شود بی شک اين قطعنامه ميتواند قدرت گفتمان ضد خشونت و ضد افراط را جهاني نمايد.

بي ترديد پس زمینه های این پیشنهاد را بايست در متن گفتمان و سیاست خارجي اعتدال جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر صلح طلبي و تقابل با خشونت و افراط ميباشد جستجو نمود . با ظرفیتی که اکنون در صحنه جهاني براي شنيدن صداي صلح فراهم آمده، ميتوان گامهاي مناسب در جهت مناسبات عادلانه قدرت و ايفاي حقوق ملتهاي ستمديده برداشت. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر قانون اساسی خود که برگرفته از قوانین اسلامی و تجربه فرهنگی و تمدنی چند هزار ساله است ، در جهانی که دراغلب سیاستها و راهبردش ، بر جنگ تمدنها تکیه می شود ، منادی گفتگو وهمکاری با فرهنگ و اندیشه های دیگران است و این در حالی است که دنیا از تندروی و بنیادگرایی و خشونت و تعصب قومی و نژادی ، لبریز شده و به دنبال راه های مسالمت آمیز و ایجاد فضای عاری از خشونت و تندروی می باشد

عدم خشونت برای دیپلماسی و سیاست خارجی ایران نه یک راهبرد برای پیشبرد منافع و اهداف ، بلکه آرمانی است که همواره برای رسیدن به آن تلاش می کند و حتی از منافع خود می گذر د . لذا گوش دان و شنیدن حرف ها و نظر دیگران ، نخستین پله عدم خشونت و آشتی میان مردمان است و ایران در تاریخ خود همواره با تفاهم با ملل دیگر همزیستی داشته است . و این یک واقعیت مستدل تاریخی است که در تاریخ ایران طی 300 سال گذشته ایران هیچ گاه آغازگر جنگی نبوده و تنها از خود دفاع نموده است .

درانتها لازم میدانم به این یک واقعیت عینی تاکید کنم که حتی اگر دولتها بخاطر منافع شان از رفتارهای خشونت زا پرهیز نکنند و با اعتدال همراه نشوند ، ملت ها بخوبی با این زبان آشنا هستند " . امروزه مردم سراسر جهان از سوریه وعراق تا نیجریه و سومالی ، از اوکراین تا کوزوو ، ازفلسطین و افغانستان تا برمه و یمن از سونامی خشونت به ستوه آمده اند و از اندیشه و پیشنهادی که مردم را برای مبارزه با انواع خشونت ، میانه روی و اعتدال فرا می خواند استقبال میکنند .

با تشکر از توجه شما حضار محترم

19 آذر ماه یکهزار سیصدو نود سه

 

بسمه تعالی

با عرض سلام و ادب

حضور و مقدم کلیه اندیشمندان، اساتید و محققان و همه ی علاقمندان حاضر در این همایش را صمیمانه گرامی داشته و نیز تشکر ویژه داریم از میهمانان و اساتید بزرگواری که با تحمل سختی های دوری راه، از کشورهای صربستان و کرواسی در این همایش شرکت نموده و با حضور خود، به محفل علمی ما غنای بیشتری بخشیده اند.

جامعه معاصر بیش از هر زمان دیگری، جهان تنوع های فکری و فرهنگی است. دغدغه انسان معاصر، چالش با بحران هایی چون افراطی گری و رفتارهای خشونت آمیز است و در این میان، نخبگان و فرهیختگان هر قوم و جامعه ای نقش بسیار مهمی در بیدار سازی، آگاهی بخشی و هدایت انسان ها دارند. امروز بشر بیش از هر زمان دیگری به گفتگو نیازمند است تا به همدیگر احترام گذاشته و دیگران را به عنوان افرادی با فرهنگ ها و رسوم متفاوت، به رسمیت بشناسند. متاسفانه چند دهه ای است که جهان درگیر صحنه های خشونت آمیز و افراطی گرایانه ای است که دل هر انسانی را می آزارد و این در حالی است که فطرت و طبیعت انسانها بر مبنای همگرایی و عشق و محبت به همنوع آفریده شده و اعتدال گرائی ریشه در عواطف انسانی و انسانیت انسان به معنای عام خود دارد و از این رو، تامین زندگی متعادل و مشی انسانی در فضایی امنیت بخش و پرهیز از اعمال خشونت آمیز و افراط مآبانه، هدف غایی همه ی انسانها و همه ی اقوام و ملل بوده است و قطعا دستیابی به این نیاز حیاتی بشر، جزء با تمرین آن در زندگی فردی و گسترش آن در زندگی اجتماعی میسور و ممکن نخواهد بود.

امروز علیرغم پیشرفتهای شگرفی که در عرصه های مختلف عاید بشر در قرن بیست و یکم شده است، اما همچنان یکی از نگرانی ها و دغدغه های اصلی انسانها، تامین و حفظ امنیت در پرتو گسترش آرمان اعتدال گرائی و نفی هر حرکت و رفتارخشونت آمیز و غیر عقلائی است. اینک نیاز حیاتی و اولیه بشر برای داشتن زندگی آرام و مسالمت آمیز، دستخوش نامهربانی های متعددی شده است و نگرانی های شدیدی را ایجاد نموده است، بگونه ای که همه ی آزادیخواهان جهان از همه ی اقوام و ملل، ضمن نفی هر نوع عمل خشونت آمیز و افراط گرایانه، طالب امنیتی پایدار درسایه عقلانیت و اعتدال می باشند.

آنچه که ما را واداشته تا ما نیز هم نوا با این ندای انسانی و جهانی، در این همایش علمی گرد هم آییم چیزی جزء دفع و رفع همین دغدغه ها و نگرانی های مربوط به اعمال خشونت آمیز و افراط گرایانه در جهان، نیست. ما معتقدیم یکی از راه حل های بحران معاصر، گفتگو نمودن با سعه صدر توأم با اجازه دادن و فهم یکدیگر می باشد چرا که رویارویی فرد با فرد، فرهنگ با فرهنگ و دین با دین نه تنها امکان توسعه روحی را فراهم می کند بلکه فرصتی برای رشد و بلوغ فکری و فرهنگی را مهیا می کند.

امیدواریم مجموعه مقالات و سخنرانی های علمی و ارزنده ی اساتید و محققانی که امروز تقدیم حضورتان می کنند، ضمن جلب رضایت خاطر شما، گامی مستحکم در جستجوی راهکارهای وصول به آرمانهای دیرینه بشر در دستیابی به جهانی عاری از خشونت و افراطی گری باشد و صد البته این مهم ، با همدلی و تمرین مهربانی و مهرورزی در عرصه های عمل فردی و اجتماعی امکان پذیر خواهد بود.

بار دیگر مقدم کلیه اساتید، اندیشمندان و محققان برجسته حاضر و نیز همه علاقمندان شرکت کننده در این همایش را گرامی میداریم و از توجه وحضورتان صمیمانه تقدیر و تشکر می نماییم.

دکتر محمد رضا آرام، رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در بوسنی

 

نقش زن و خانواده در پیشگیری و کاهش جرایم و خشونت های اجتماعی

لیلا اصانلو؛ قاضی دادگاه خانواده؛ تهران

یکی از موضوعاتی که از گذشته های دور، افکار بسیاری از اندیشمندان رشته های مختلف علمی ، نظیر فلاسفه ، حقوقدانان ، روانشناسان و خصوصا جامعه شناسان را به خود معطوف کرده است ، مساله ی خشونت ها و انحرافات اجتماعی است . پیشگیری از انحرافات اجتماعی ، یکی از راهکارهایی است که در بخش نظارت و کنترل اجتماعی مطرح می شود و نقش اساسی در آن حوزه ایفا می کند .

یکی از مهم ترین راه های پیشگیری افراد از انحراف و ناهنجاری ها ، تاثیر خانواده و بخصوص والدین می باشد ، لذا اگر محیط خانواده در دوران کودکی فرد ، یک محیط سالم ، مناسب و بسامانی باشد ، احتمال مصونیت این فرد از انجام رفتار های انحرافی و نا به هنجار بسیار فراوان است . از این رو خانواده در تعلیم و تربیت افراد ، نقش اصلی و اولی را به عهده دارد و اولین مراحل فرهنگ پذیری افراد ، از نهاد خانواده شروع می شود . والدین نخستین کسانی می باشند که در محیط خانواده بر خلق و خوی فرزندان تاثیر می گذارند ؛ آنها با برخورد ها و حرکات و سکنات خود ، پایه های فضائل یا رذائل را در نهاد فرزندانشان پایه گذاری می کنند و زمینه های شکل گیری حالات و ملکات اخلاقی ِ خوب یا بد را فراهم می کند .

یکی از جرم شناسان بنام "دوگرف" در این رابطه می نویسد : اثرات سال های عمر بر روی تکوین و تحول آتی شخصیت افراد بسیار بدیهی است ، و اگر خانواده به وظایف تربیتی خود عمل نماید و روابط بین والدین و فرزند طبیعی بوده و در محیط خانواده جو ّ دوستی و محبت حاکم باشد و در نهایت اگر تمام نیاز های طبیعی فرزند تامین گردد و طفل به راحتی اجتماعی شده و همچنین در روابط خانوادگی و خارح از آن ، رفتارهای طبیعی و متعادل خواهد داشت ؛ اما اگر شرایط و موقعیت به صورت دیگری باشد ، یعنی خانواده از نظر تربیتی دچار نقیصه شده و طفل از کمبود شدید عاطفی رنج ببرد اگر والدین از هم جدا شده باشند ، بدیهی است که نتایج زیان بار آن دیر یا زود در طفل مشاهده خواهد شد .

خانه ای که از سخن محبت آمیز خالی است آفت رشد ذهنی ، عاطفی و اجتماعی نوجوان است . عدم عشق و محبت و نبود ثبات و هماهنگی در خانواده ، زمینه ساز رفتار بزهکارانه است . هرگاه بنیان عاطفی و اخلاقی خانواده سست گردد ، روی نظم خانواده (طلاق) تاثیر گذاشته بزهکاری نیز رخ می نماید . نظم و تعادل در خانواده ، رابطه ی معکوس با روند بزهکاری دارد ، آنگاه که طلاق رو به فزونی می رودد ، کشمکش های درونی خانواده اوج می یابد و فرزندان در سنین نوجوانی به دور از نظر والدین در ورطه آلام و مصائبی چون اعتیاد ، بزهکاری و ... گرفتار می آیند .

خانواده گروه کوچکی است که ویژگی اساسی و غیر قابل تفکیک آن ، صمیمت آن است . اجتماعی کردن نسل آینده جزء بدیهی ترین و اساسی ترین وظایف خانواده است . محبت موجب استواری کانون خانوادگی است و از طرفی آنچه موجب نگرانی شده است ، صدمات و لطمات جبران ناپذیری است که بر اثر فرو پاشیدن کانون خانواده ایجاد می شود ؛ صدماتی که متوجه تمام اعضای خانواده من جمله فرزندان می شود . مهر و محبت در تکوین شخصیت افراد نقش قابل توجهی دارد ؛ در مقابل محرومیت عاطفی موجب بروز اختلال منش و انواع انحرافات و خشونتها می گردد . یعنی در صورتیکه فرد از سوی والدین خود احساس بی محبتی کند چه بسا ممکن است برای جبران آن درصدد انتقام جویی بر آمده و اعمال خطرناکی را بر خلاف قانون و هنجار های اجتماعی مرتکب شود ، اما اگر والدین با یکدیگر و با فرزندان خود رابطه ی عاطفی متعادلی برقرار کنند ، می توانند در قلب و روح فرزندان نفوذ کرده و ضمن نظارت بر اعماال و رفتار فرزندان ، انها را در مسیر صحیح هدایت و رهبری کنند . در قوانین جاری نظام جمهوری اسلامی ایران به نهاد خانواده اهمیت خاصی داده شده و کتاب نهم از قانون مدنی مربوط به مبحث خانواده بوده و در مواد 1195 تا 1206 به آن پرداخته است . در فصل هشتم آن نیز در مواد 1102 ، 1103 ، 1104 حقوق و تکالیف زوجین و وظیفه ی آنان به حسن معاشرت با یکدیگر و همکاری در تقویت مبانی خانواده و تربیت فرزندان بیان نموده است . هم چنین در اجرای بند سوم اصل بیست و یکم قانون اساسی که یکی از وظایف دولت ایجاد دادگاه صالح است ، تاکیدا برای حفظ کیان و تعالی خانواده می باشد و قانون حمایت خانواده را در این زمینه تصویب و قوه قضائیه را مکلف به تشکیل دادگاه خاص خانواده نموده و وظیفه رسیدگی به دعاوی خانوادگی را به این دادگاه محول نموده که حضور قاضی زن در این دادگاه الزامی می باشد .

موضع حقوق کیفری جمهوری اسلامی ایران در برابر جرائم خشونت آمیز نسبت به زنان با بررسی قوانین موجود در "حمایت زنان در برابر قتل عمد" ، " حمایت از زنان در برابر ضرب و جرح " ، " حمایت از زنان در برابر قطع اندام جنسی و ازاله ی بکارت " ، " حمایت از زنان باردار در برابر ضرب و جرح و اذیت و آزار " ، " حمایت از زنان در برابر خشونت های جنسی " ، " حمایت از زنان در برابر ربایش " ، " حمایت از زنان در برابر توهین و تعرض در اماکن عمومی " عنوان شده است.

اصل بیستم قانون اساسی عنوان نموده که همه ی افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه ی حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند و اصل بیست و یکم قانون اساسی ، دولت را موظف کرده است که حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و طبق بند یک این اصل باید زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او ایجاد شود و از مادران بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند حمایت نماید .

دین اسلام برای نهاد خانواده در امور تربیت فرزندان خصوصا در مراحل اولیه زندگی ، نقش به سزایی قائل است و قلب و روح جوان را بستر مناسبی برای پذیرش هر نوع تربیتی می شمارد و آن را به زمین مناسبی برای پرورش هر نوع بذری تشبیه می کند. از منظر اسلام یکی از مهم ترین ارکان خانواده ، وجود زن یا مادر می باشد . پیامبر اکرم (ص) فرموده اند : زنان را جز بزرگواران بزرگ نمی دارند و جز لئیمان پست نمی شمارند . با بررسی در آیات قرآن ، روشن می شود که اسلام ، زن را در رتبه ی واقعی خود قرار داده است و در قرآن در بیش از ده سوره در مورد زن بحث می کند و حتی دو سوره را بنام آنها نامگذاری کرده است ؛ سوره ی نساء و سوره ی طلاق . اسلام در جامعه ای ظهور کرد که دختران بی گناه را زنده به گور می کردند چون ایشان را مایه نکبت و شرمساری می پنداشتند .

از منظر قرآن کریم زن و مرد هر دو بطور تساوی منشاء ازدیاد و کثرت نسل های پس از خود می باشند و هرگونه اجتماعی که ساخته شود ، ساخته ی آن دو خواهد بود و هیچ کس بر دیگری فضیلت و برتری ندارد ؛ جز با تقوا و پاکدامنی ، اسلام اعلام نموده زن دارای شخصیت انسانی آزاد است . آزاد در عقیده و آزاد در تصرف در امور مالی و زنان را لباس مردان و مردان را لباس زنان خوانده است و همسری را وسیله آرامش خاطر و رحمت و مودت دانسته است و اصل دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در بند 6 به صراحت بیان می کند که جمهوری اسلامی ایران ، نظامی است بر پایه ی ایمان به کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا ؛ همه ی افراد در کرامت برابرند و هیچ کس با هیچ حقی نمی تواند این کرامت را مخدوش کند .

زنان ، آسیب پذیرترین قشر جوامع هستند که در معرض خشونت قرار دارند ؛ پنجم آذر (25 نوامبر) روز جهانی حذف خشونت علیه زنان نامگذاری گردیده است . خشونت علیه زنان ، خشونت عاطفی ، جسمی و جنسی را در بر می گیرد . هر روز زنان زیادی در دنیا مورد خشونت قرار می گیرند – زحمی می شوند – شکنجه می بینند – تحقیر می شوند و محروم می مانند و توسعه یافتگی و صنعتی شدن و تصویب قوانین و کنوانسیون های مربوط به زنان ، نه تنها وضعیت کلی زنان و دختران را از جهات مختلف بهبود نبخشید ، بلکه در جوامع امروز ، زنان در مواردی با آسیب های متعدد رو به رو هستند . هم اینک پدیده قاچاق زنان ابعاد بین المللی به خود گرفته است . پدیده ی قاچاق زنان بعد از قاچاق اسلحه و مواد مخدر ، سومین تجارت پر منفعت و غیر قانونی جهان به شمار می رود که به عنوان یکی از جرائم سازمان یافته محسوب می شود . این توع قاجاق ، تجارت غیر قانونی و نامشروع است . به اعتقاد متخصصان ، تخمین آمار دقیق قاچاق زنان و دختران به دلیل زیر زمینی بودن اینگونه فعالیت ها بسیار دشوار است . بر اساس گزارش سال های اخیر سازمان بین المللی کار ، سالانه 2 و 1 دهم میلیون نفر قربانی قاچاق زنان و کودکان در داخل و خارج از مرزها هستند و آنچه که بیش از هر چیز نگران کننده است روند رو به رشد خشونت و انجام رفتار هایی بربرگونه و وحشیانه علیه زنان است . در وهله اول باید دانست که تبعیض و مفاهیم جانبی آن مثل خشونت در فرهنگ اسلامی مطرود و باطل بوده و پیشینه ی مبارزه با این مفاهیم در اسناد دینی به جای مانده از 14 قرن پیش سابقه ی طولانی دارد و ره آورد نهضت قولی و عملی پیامبر اسلام مبارزه ی همه جانبه با جلوه های ستم ، حمایت از ضعفا ، ارتقای خودباوری در انسان ها و اهدا رحمت و دوستی به جامعه ی انسانی بوده است .

در پایان باید گفت که ارتقای سلامت خانواده در همه ابعاد آن (جسمی و روانی) مطمئن ترین راه جهت دستیابی به سلامت و بهبود سطح کیفی جامعه است. از سوی دیگر با توجه به نقش مادری و پررنگ زنان در خانواده، سعادت و سلامت زنان به عنوان نیمی از جمعیت بشری نه تنها اثرات مثبتی را برای زندگی آنها و نسل های آینده به ارمغان می آورد ، بلکه می تواند موجبات رشد و توسعه پایدار جامعه را نیز فراهم آورد . از این رو دولت ها می توانند با تصویب قوانینی در حمایت از زنان و کانون خانوده که پایه و اساس سلامت یک جامعه است در این مسیر پیش قدم باشند.

به امید جهان عاری از خشونت / .

 

والسلام

 

 

امنیت زیست محیط در جهان عاری از خشونت

Environment Security in The Free Violence World

 

مریم رضائیان رامشه (کارشناس ارشد باستان شناسی – دانشگاه تهران)

 

 

آقایان و خانم های محترم؛

محيط زيست پاك، آب و هواي سالم و زمين بارور، از جمله نعمت هاي بزرگ الهي است كه روز به روز، بخش زيادي از آنها در اين كره خاكي از بين مي رود و تنها نگاهی گذرا به وضعیت محیط زیست جهان، مبین این واقعیت است که در چند دهه اخیر در نتیجه فعالیت هاي بشر، کره زمین متحمل صدمات جبران ناپذیري شده، بی توجهی به ظرفیت هاي قابل تحمل محیط زیست، بهره برداري نامناسب از منابع طبیعی، آزمندي و خشونت انسان در بهره کشی از محیط زیست و در آخر بی توجهی در سیاستگزاري هاي جهانی برای بهره برداري از منابع طبیعی شرایطی را پدید آورده که همه جوامع به نوعی با معضلات زیست محیطی دست به گریبان شده اند؛ معضلی که خاص ایران، بوسنی و هرزگوین، خاورمیانه و یا بالکان نیست، بلکه تمام جهان را با خطری جدی روبرو ساخته است. عواملي كه مي توانند در آینده ای نه چندان دور بشریت را با کمبود منابع زیستی مواجه، كشورها را متزلزل و منجر به افرایش خشونت ها . حتی جنگهاي ملی و قومي گردد. امروزه بايد به عامل محيط زيست برای پیدایش جهانی عاری از خشونت توجه بيشتري كنيم.

در این فرصت اندک قصد بیان تئورهای و یا بیان قوانین حقوقی که لازمه تامین امنیت زیست محیط جهانی است را ندارم، زیرا همه کم و بیش با آن آشنا هستیم و در مقاله ای که نگاشته ام نیز به آن پرداخته ام. هدفم در این سخنرانی کوتاه ان است که با بیان برخی واقعیت های موجود در دو بخش "امنیت زیست محیط در جنگ های بشری" و "امنیت زیست محیط در توسعه بشری" توجه شما حاضرین را به مخاطرات کنونی جلب نمایم.

خانم ها و آقایان

در بخش نخست به لزوم توجه بیشتر به "امنیت زیست محیط در جنگ ها" می پردازم. باید گفت جوامع انسانی همواره تلفات و صدمات جنگ‌ها را با شمارش تعداد کشته‌ها و زخمی‌های نظامی و غیرنظامی، خرابی شهرها، روستاها و معیشت افراد محاسبه می کنند و به همین دلیل همواره محیط زیست قربانی فراموش شده جنگ های بشر بوده است. اما واقعیت آن است بخش مهمی از نتایج جنگها خسارات هایی است که به محیط زیست وارد شده و متاسفانه تكنولوژي پيشرفته در جنگ ها نیز به وسيله اي برای خسارات گسترده تر بر زیست محیط بدل شده است.

در جريان جنگ بمباران های چاه های نفتی و کارخانه های محصولات شیمیایی عموماً منجر به نشر و پخش غير قابل كنترل مواد سمی می شود و خسارات های بي سابقه زيست محيطي و اكولوژيكي به همراه دارد. به عنوان نمونه می توان به جنگ اول خلیج فارس اشاره کرده که در آن زمان رژیم وقت عراق به دستور صدام حسین تنها در يك ناحيه ٨٠٠ چاه نفت كويت را به آتش كشيد. وسعت اين فاجعه به قدري زياد بود كه از آن با عبارت « تروريسم زيست محيطي » ياد كرده اند.

علاوه بر موارد فوق، استفاده از سلاحهاي هسته اي و شيميايي در جنگ ها، خود داستان تلخ ديگري است كه به راحتي نمي توان از آن گذشت. براي نمونه می توان به استفاده از بمب اتمي در هیروشیما و ناکازکی در ژاپن در نیمه قرن گذشته و یا استفاده گسترده نيروهاي عراقي از سلاح هاي شيميايي در جنگ عليه ايران را نام برد که خسارات های زیست محیطی آن غیر قابل ارزیابی است.

از سوی دیگر در كنار اين فعاليت هاي ويرانگر، نسل امروز روي انباري از سلاح هاي نابودكننده اتمي، شيميايي و بيولوژيكي زندگي مي كند؛ سلاح هايي كه در صورت انفجار يا نداشتن توان كنترل، انسان ها و محيط زيست را به كام مرگ و نابودي ابدی فرو خواهد برد. به این مسائل زمین های مین گذاری شده، استفاده از سلاح های اتمی ضعیف شده و صدها اثر تخریبی دیگر را نیز باید اضافه کنیم.

دنیا تاکنون شاهد جنگ‌های زیادی بوده که به نام تامین امنیت، عدالت و صلح رخ داده اند، اما در همه این جنگ ها از همان ابتدا محیط زیست و منابع طبیعی قربانیان ساکت بوده اند. درگیری هایی که طی آن زیست بوم ها به شدت مورد اسیب قرار گرفته و خسارات وارده بر منابع آب و خاک و تنوع زیستی از این رهگذر می تواند در مواردی غیر قابل برگشت باشد و یا برای چندین نسل جبران نشود. بنابراین جا دارد از اعضای جامعه بین‌الملل و کشور‌های طرف اختلاف مصرّانه درخواست شود تا به جای درگیری به خویشتن داری، گفت و گو و حل مسالمت آمیز درگیری‌ها روی آورند و خلاصه این که، جنگ و محیط زیست با یکدیگر هیچ همخوانی ندارند.

خانم ها و آقایان

اما در بخش دوم می خواهم به خطری به مراتب بزرگتر از جنگ ها برای محیط زیست اشاره داشته باشم. براي نابودي حيات و زندگي در كره زمين، ديگر احتياجي به برخوردهاي نظامي و به كارگيري سلاح هاي مخرب که آثار تخريبي گسترده دارند، نيست. بلكه اگرشيوه زندگي و روش هاي توليد و مصرف را تغيير ندهیم، به همان اندازه جنگ ها يا حتی بيشتر، نابودي کره زمین را با سرعتی باور نکردنی شاهد خواهیم بود. تنها براى نشان دادن گوشه‏اى از دامنه وسیع این بحران، به چند خطر مهم زیست محیطی که در آینده ای نزدیک به فاجعه‏اى جهانى مى‏انجامد، اشاره ای کوتاه مى‏نماییم:

در خصوص آب؛ هر روز بيش از ٢٥ هزار نفر در جهان در اثر مديريت ناصحيح آب، جان خود را از دست مي دهند و تقريبًا دو سوم جمعيت جهان از فقدان آب بهداشتي رنج مي برند. این درحالی است که فقط قسمت اندكي از آبهاي سيار ه ما قابل استفاده است و ٩٧ % آب هاي كره زمين را آب هاي شورِ اقيانوس ها و درياها تشكيل ميدهد.

در موضوع هوا باید بدانیم که فعالیت‏هاى بشرى، شرایط آب و هوا را به قدرى بى‏ثبات نموده است که تنها در بخش گازهاى گلخانه‏اى، میزان کنونى این گازها فراتر از میزان کل آن در بیست میلیون سال قبل شده است و حدود نيمي از مردم مناطق شهري جهان، يعني نزديك به یک میلیارد نفر در فضايي با آلودگي سطح بالاي دي¬ اكسيد گوگرد قرار دارند و بيش از يك ميليارد نفر نيز در معرض آلودگي هاي ديگر هستند و در بعضي از مناطق، از دست رفتن لايه اُزُن، نگراني هاي جدّي را پديد آورده است.

در خصوص فقر باید گفت طبق برآورد سازمان ملل، تعداد فقرا در جهان از رقم 1.5 ميليارد نفر فراتر رفته و پيوند دوجانبه فقر و تخريب محيط زيست كه تحت عنوان اصل "نابودسازي اكوسيستم از سرناچاري" توسط فقرا توصيف ميشود، نیز تخريب محيط زيست را تسريع مي كند.

در خصوص افزایش جمعیت باید بدانیم که شمار ساکنان کره زمین تا سال 2050 افزایش چشم گیری پیدا کرده و به بیش از هشت و نیم میلیارد نفر خواهد رسید و این افزايش جمعيت موجب افزايش نیاز و به تبع بهره برداري گسترده تر و کمبود بیشتر منابع طبیعی و شاید بروز درگيري هاي بيشتر جهانی گردد.

در خصوص انقراض گونه‏هاى زیستى نیز دانشمندان پیش‏بینى مى‏کنند که در سى سال آینده، 20% گونه‏هاى گیاهى و جانورى و در یکصد سال آینده، 50% این گونه‏ها براى همیشه منقرض مى‏شوند.

در مورد زمین نیز باید بگویم که تنها 22 درصد از خشكيهاي زمين قابل كشت هستند اما نكته اينجا است كه خاكهاي حاصلخيز و مرغوب در اغلب نقاط جهان در معرض فرسايش و نابودي قرار دارند. نتايج بررسيهاي علمي نيز بيانگر آن است كه 10 تا 11 درصد از خاكهاي حاصلخيز جهان به اندازه اي آلوده گرديده اند كه احياء مجدد آنها تقريباً غيرممكن است.

حاضرین گرامی آنچه بیان شد تنها مواردی اجمالی از آسیب هایی بود که زیست محیط ما در اثر فعالیت های بشری که عموماً ناشی از توسعه است به آن دچار شده است. لذا منطقی است که دولت ها و سازمان های بین المللی این مهم را بصورت جدی تر در دستور کار قرار دهند و اجازه ندهد که محیط زیست قربانی توسعه گردد. در این میان جمهوری اسلامی ایران با پیوستن به کنوانسیون های بین المللی و تصویب برخی قوانین گام های مهمی برداشته که از جمله مهمترین آنها اصل 50 قانون اساسی ایران است که صراحتاً اعلام میکند: "در جمهوری‏ اسلامی فعالیت‌های‏ اقتصادی‏ و غیر آن‏ كه‏ با آلودگی‏ محیط زیست‏ یا تخریب‏ غیر قابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا كند، ممنوع‏ است".

 

خانم ها و آقایان

نبايد فراموش نمود كه توسعه پايدار، محيط زيست پايدار لازم دارد. از سوي ديگر محيط زيست خود بستر صلح و امنيت است. همچنانكه اگر صلح و امنيت نباشد محيط زيست جداً در معرض خطر قرار مي گيرد. در يك جمع بندي نهايي مي توان، محيط زيست، توسعه پايدار و صلح پايدار را به اضلاع سه گانه مثلثي تشبيه نمود كه محيط امن و مناسبي را براي انسان فراهم نموده و انسان در اين محيط مناسب ميتواند به آرامش رسيده، آرمانها و آرزوهاي ديرينه خود را محقق و به زندگي ايده آل خود دست يابد. در پایان باید بدانیم تلاشهای صورت گرفته بین المللی در جهت مقابله با خشونت زیست محیطی اگرچه با تصویب اسناد بین‏المللی فراوان از جمله «اعلامیه استکهلم»، «اعلامیه ریو»، «منشور جهانی طبیعت» چارچوبی حقوقی یافته ولي اين حق هنوز بعنوان قاعده الزام آور حقوق بين الملل با مقبوليت جهاني روبرو نشده است. از این رو ایجاد فهم مشترک در میان انسان ها به آن معنی که خشونت علیه محیط زیست به مثابه «تهديد مشترك بشریت» انگاشته شود از وظایفی است که نویسندگان، رسانه ها و سیاست مداران باید آن را برجسته نموده و زمينه هاي همكاري متقابل را جهت نيل به ايجاد جهانی عاری از خشونت با تمام ابعادش فراهم سازند.

به امید جهانی عاری از خشونت ...

 

"پایان"

 

متن سخنرانی دکتر روح الله قادری؛ مدیر موسسه ابن سینا

امنیت انسانی؛ چارچوبی برای فهم روابط بین الملل کنونی

(مطالعه موردیِ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)

با عرض سلام و احترام خدمت همه حضار خصوصاً عزیزانی که از آغاز این همایش علمی ما را همراهی کردند. من برحسب عادتی که در سخنرانی هایم دارم ابتدا سه سوال مطرح می کنم و در ادامه سعی می کنم بدون پرداختن به حواشی به آنها پاسخ بدهد و در آخر چند توصیه و پیشنهاد:

1-منظور ما از امنیت انسانی چیست؟

2- چه ارتباطی بین افزایش امنیت انسانی و کاهش خشونت و افراطی گری وجود دارد؟

3- امنیت انسانی چه جایگاهی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد؟

4-جمعبندی و چند توصیه؛

 منظور ما از امنیت انسانی چیست؟

امنیت انسانی مفهومی است که مشخص می کند امنیت همه جانبه انسان مهمترین هدف سیاست امنیتی در سطوح ملی و بین المللی است. بر این اساس امنیت انسانی در واقع همان اطمینان خاطر و احساس ایمنی است که افراد انسانی نسبت به حفظ جان، حیثیت، حقوق مادی و معنوی و بهره‌مندی از حقوق و آزادی‌های اساسی شان دارند. درواقع امنیت انسانی براساس گزارش 1994 برنامه عمران ملل متحد UUNDP دارای ابعاد مختلفی همچون:(1) امنیت اقتصادی Food Economic (رهایی از فقر؛ رضايت و اطمينان از درآمد؛ اشتغال و عدم بيكاري؛ عدالت؛ رشد اقتصادي مناسب؛ سياست هاي رفاهي و وجود درآمد پايه و مطمئن براي افراد)؛ (2) امنیت غذایی Food security (دسترسي به منابع كافي؛ خوراك مناسب؛ دسترسي فيزيكي و اقتصادي به غذاي اوليه؛ خوراك سالم و كافي؛ توزيع عادلانة غذا )؛ (3)امنیت بهداشتی Health security (دسترسی به مراقبت بهداشتی؛ حمایت از بیماران بيماري هاي مسري و انگلي؛ آب آشاميدني سالم؛ هوای پاک؛ دسترسي به تسهيلات و مراقبت هاي بهداشتی؛ تغذيه مناسب؛ تأمين كافي دارو؛ كيفيت و تعداد و نوع واكسن تزريقي به افراد جامعه؛ دسترسي افراد جامعه به خدمات بهداشتي آسان، مطمئن و ارزان؛ تأمین هزينة بهداشتي شهروندان)؛(4) امنیت زیست محیطی Environmental security (حمایت در برابر آلودگی‌ها؛ دسترسي به آب بهداشتي و سالم؛افزایش اراضي حاصلخيز؛ بيابان زدايي؛ جنگل زايي؛ کاهش آلودگي هوا؛ محافظت از محيط زيست؛ کاهش گازهای گلخانه ای)؛ (5)امنیت شخصی Personal security (كرامت انساني؛ بهره مندي از حقوق انساني؛ حمایت فیزیکی در برابر شکنجه، جنگ و حملات جنایی؛ محافظت در مقابل جرايم خشن و قاچاق اعضاء انسان؛ مبارزه با برده داری و بیگاری؛ جلوگیری از بدرفتاري نسبت به زنان و كودكان)؛(6) امنیت اجتماعی Community security (حفظ فرهنگ‌های سنتی؛ عدالت اجتماعي؛ آموزش رایگان و همگانی؛ كارآمدي نظام آموزشي و تناسب آن با نيازهاي ملّي و محلي؛ مبارزه با تبعيض و تضاد قومي، نسل كشي و پاك سازي قومي، فروپاشي خانواده، نابودي زبان ها و فرهنگ هاي سنتي)؛ و(7) امنیت سیاسی Political security (آزادی‌های سیاسی؛ حقوق مشروع؛ احترام به حقوق اوليه؛ ثبات سياسي) است. در این میان طرح مقوله امنیت انسانی تاکید مجددی بر توجه به حقوق بشر و حقوق بشردوستانه است چرا که حلقه وصل این دو یعنی «حق حیات»Right to life ، بن مایه امنیت انسانی است.

امنیت انسانی، انسان(شهروندان) را مرجع امنیت می داند نه دولتها و حتی حاکمان را و به معنای دقیق کلمه بدنبال تأمین امنیت ملی national securityاست نه امنیت رژیم regime security. به عبارت دیگر امنیت انسانی برپایه گفتمان ایجابی و نه سلبی امنیت یعنی «افزایش کارآمدی حکومتها» و «رضایتمندی مردم» استوار است. بنابراین امنیت انسانی امنیت جسمی، جانی و روحی انسان هاست یعنی حفظ رفاه و امنیت دنیوی و سعادت و رستگاری اخروی. و این مهم مستلزم توجه به یک جهان بینی توحیدی نه جهان بینی الحادی است.

 چه ارتباطی بین افزایش امنیت انسانی و کاهش خشونت و افراطی گری وجود دارد؟

پاسخ به این سوال برمی گردد به سوال جدی تری که ریشه های خشونت و افراط گرایی چیست؟

به طور کلی ریشه خشونت و پرخاشگری در محرومیت یا حتی احساس محرومیت است. هر نوع محرومیت بسته به نوع، میزان، سطح و شدت و عمق آن بدنبال خود سه نوع خشونت «ذهنی»، «زبانی» و یا «عملی» را بدنبال دارد. بنابراین ریشه خشونت در دو عنصر کلی نهفته است:1- عناصر مادی و فیزیکی:physical security (فقر، بیکاری، مسکن، بهداشت، و... ) و 2- عناصر معنوی و هستی شناختی: ontological security(احساس حقارت و بی هویتی) ، عنصر سوم (عامل مداخله کنشگران خارجی).

 امنیت انسانی چه جایگاهی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارد؟

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در آذرماه 1358 و با تأكيد بر دو اصل بنیادین «جمهوريت» و «اسلاميت» به منظور تأسيس نظام سياسي جديد در یک همه پرسی عمومی به تصویب قاطبه ملت ایران رسید. نظام جمهوري اسلامي، مطابق قانون اساسي، نظامي است بر پايه «ايمان به كرامت و ارزش والاي انسان و آزادي او» (بند ششم از اصل دوم ) و «سعادت انسان در كل جامعه بشري را آرمان خود مي داند و استقلال و آزادي و حكومت حق و عدل را حق همه مردم جهان » مي¬شناسد(اصل يكصد و پنجاه و چهارم).

قانون اساسی جمهوری اسلامي ايران گرچه در زمانی تدوين و تصويب شد كه مفهوم امنیت انسانی در ادبيات سياسي و مطالعات اجتماعي هنوز تئوریزه نشده بود، اما جهت گيري معطوف به امنيت انساني در متن آن بخصوص اصول 9، 12،13، 14، 19 ،20، 22، 23 ، 24 و 29 (امنیت بهداشتی)، 38 (امنیت شخصی)و 50 (امنیت زیست محیطی) وجود دارد و بر روح آن حاكم است و این بدلیل برگرفتن قانون مذکور از تعالیم الهی و توجه به فطرت پاک آدمی است . در این مقاله تأکید ما برروی دو اصل طلایی 9 و 22 است:

اصل نهم قانون اساسي از اين نيز فراتر مي رود و بر تفكيك ناپذيري اين دو مفهوم در جمهوري اسلامي ايران تأكيد مي كند: «در جمهوري اسلامي ايران، آزادي، استقلال، وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه اي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور، آزادي هاي مشروع را هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند».

اين تلقي كه مي توان آن را درهم تنيدگي آزادي هاي مشروع و امنيت ملي در ايده جمهوري اسلامي دانست، نشان مي دهد امنيت ملي در ايده جمهوري اسلامي، مفهومي مردم پايه يا مردم محور است و از اين رو با ايده كلي امنيت انساني و نسبت آن با امنيت ملي تناسب دارد . همچنانكه ديگر اصول قانون اساسي از جمله اصول 68 و 78 و 79 و 82 بر مردم پايگي امنيت ملي در ايده جمهوري اسلامي تصريح دارند و شاهدی بر این مدعا هستند.

اصل بیست و دوم قانون اساسی؛ «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز نماید». در گستره امنیت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، با توجه به تعریفی که از امنیت انسانی در بخش پیشین ارائه شد، مدعای ما این است که اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران امنیت انسانی را در مفهومی گسترده تضمین نموده است. این اصل، حوزه ها و زمینه های گوناگون برخورداری از حقوق و آزادی های بنیادین را در بر می گیرد. در اصل ۲۲ حریم خصوصی (شامل مسکن و شغل)، امنیت حقوقی (تضمین حقوق سیاسی و مدنی شهروندان) ، امنیت شخصی (امنیت جسمانی، مالی و معنوی) و امنیت قضایی (این حقوق به گونه ای تفصیلی در اصول ۳۴ و ۳۵ مورد تأکید قرار گرفته اند هر چند حق دادخواهی مذکور در اصل ۳۴ که متضمن برخورداری از دادرسی منصفانه است محتاج تفصیل فزونتر در قوانین عادی است. به علاوه، اصول قانونی بودن جرائم و مجازات ها (اصل ۳۶) و برائت (اصل ۳۷) تضمیناتی برای حفظ امنیت قضایی شهروندان هستند) در کنار یکدیگر از سوی قوه مؤسس تضمین شده اند.

 جمعبندی و چند توصیه:

- فرقه گرایی sectarianism و افراط گراییextremism دو چالش و تهدید جهانی هستند.

- خشونت و افراطی گری محصول دو تفکر منحوس و ارتجاعی فرقه گرایی و افراط گرایی است.

- تکفیر محصول تفکرات ضدعرفانی، ضدفلسفی و ضدعقلانی است.

- افراط گرایان به دنبال جایگزینی «گفتمان تکفیر و واگرایی» به جای «گفتمان تقریب و همگرایی» هستند.

-مبارزه با تفکر افراط گرایی و تروریسم مقدم، حساس تر و مهمتر از مبارزه با افراط گرایان و تروریست ها است. چرا که تقدم معلول بر علت عقلاً محال است.

-ایجاد گروههای تروریستی و افراط گرا آسان است اما کنترل آنها غیرممکن است. ایجادکنندگان و حامیان این گروهها بدانند که تاریخ از «آنها به نیکی یاد نخواهد کرد و دیر یا زود تروریسم ساخته شده دست خودشان دامن آنها را نیز خواهد گرفت. شاید تیغه تروریسم تنها تیغه ای است که دیر یا زود دسته خودش را می برد. به قول ما ایرانی ها «دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد». و باز طبق این ضرب المثل معروف ایرانی «کسی که باد بکارد، طوفان درو می کند».

- تروریسم در همۀ اشکال و مظاهر آن، از سوی هر کسی، هر کجا و برای هر هدف و مقصودی که باشد، مطرود و محکوم است. و از این روست که همواره بر این اعتقاد بوده و هستیم که «هدف-هر چند مشروع و قانونی- وسیله را توجیه نمی کند». در اسلام برخلاف آموزه ماکیاولیسم، هدف، وسیله را انتخاب می کند و نه توجیه!!

- براستی اگر خداوند متعال کرامت انسامی را مورد احترام و توجه قرارداده است «لقد کرمنا بنی آدم»، ما انسان ها چرا به کرامت هم احترام نگذاریم اگر که معتقدیم خلیفه الله و جانشین خدا بر روی زمین هستیم که هستیم.