JAMIZAT_21همایش هویت اروپایی بوشنیاک روزهای 16 و 17 اردیبهشت 1390 در محل مرکز اسلامی زاگرب برگزار شد. این همایش در چهارچوب همایش های سالیانه این مرکز، امسال با مشارکت موسسه پرپورود زاگرب، انستیتو ابن سینا و جامعه اسلامی کرواسی برگزار گردید. برنامه همایش در ساعت 18 با تلاوت آیات قرآن کریم توسط قاری ممتاز عزیز علیلی، امام اصلی مسجد زاگرب آغاز شد. سپس جواد یوگونچیچ، رییس موسسه پرپورود زاگرب در سخنانی گفت: بوشنیاکها متعلق به

اروپا هستند و هویت اروپایی آنها تردید ناپذیر است ولی اکنون زمان شفافیت و بررسی علمی این رابطه فرا رسیده است و بایستی به شناخت هویت خود بیشتر کمک کنیم. وی افزود: این همایش با همکاری مشترک جامعه اسلامی و مجلس اسلامی کرواسی، موسسه پرپورود و انستیتو علمی پژوهشی ابن سینا برگزار می شود. دکترضیما رجبی، رییس مجلس اسلامی زاگرب سخنران بعدی مراسم افتتاحیه بود، وی با تشکر از حضور باقر عزت بگویچ، عضو بوشنیاک شورای ریاست جمهوری بوسنی و هرزگوین و محسن شریف خدایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در زاگرب و سایر نمایندگان سیاسی و فرهنگی گفت: علیرغم این که ما مسلمانان کرواسی از ملیتها و قومیتهای مختلف تشکیل شده ایم، نیاز به آن دیدیم که در باره مساله هویت اروپایی بوشنیاکها، بررسی علمی انجام دهیم.

پس از آن از آقای باقر عزت بگویچ عضو بوشنیاک شورای ریاست جمهوری بوسنی و هرزگوین به عنوان سخنران ویژه مراسم افتتاحیه، سخنرانی نمود. بنظر می رسد سفر آقای عزت بگویچ به زاگرب که سفر غیر رسمی بود، تنها برای شرکت در مراسم افتتاحیه این همایش بود.

قرار است در آینده نزدیک مجموعه مقالات اراده شده در این همایش به صورت کتاب چاپ و منتشر شود. موسسه ابن سینا چکیده ای از سخنرانی و مقالات را به شرح زیر تقدیم خوانندگان محترم می کند:

bakir_izetbegovicباقر عزت بگویچ، عضو بوشنیاک شورای ریاست جمهوری بوسنی و هرزگوین

به ما بیش از صد سال اجازه نداده بودند تا هویت قومی خود را داشته باشیم. اکنون این نام و هویت را داریم ولی باید ماهیت و حدود و روابط آن را با جهان تعریف کنیم. این رسالت علمی مقابل متفکران سیاسی و اجتماعی قرار دارد تا مرزبندیها و تعاریف هویت سیاسی و اجتماعی ما را مشخص کنند. سرنوشت بوشنیاکها با سرنوشت بوسنی و هرزگوین پیوند خورده و این ملت کوچک علیرغم فشارها و تهدیدها به حیات خویش ادامه می دهد. بوشنیاکها در بین غرب و شرق ایستاده اند و متاثر از هر دو جریان فرهنگی و تمدنی می باشند. ملت بوشنیاک، ساکن بومی این منطقه و بوسنیایی و اروپایی است. پدران و اجداد ما، در هر زمانی به دفاع از این سرزمین پرداخته اند.  ما عضوی از اروپا و بخشی از امت اسلامی هستیم و همواره سعی داریم عامل ترکیب بین دو تمدن اروپایی و اسلامی باشیم. بوشنیاکها با رویکرد به همگرایی اروپا، بطور طبیعی ماهیت اروپایی خویش را نشان می دهند. این رویکرد صرفا بخاطر برخوردار شدن از امنیت دست جمعی نیست، بلکه نشان دهنده تعلق ما به فرهنگ و تمدن اروپایی است. بوشنیاکها، صدها سال تجربه زندگی مشترک را با سایر ساکنان اروپا دارند و اکنون نیز تمایل خود به دیالوگ، همکاری و همزیستی را نشان می دهند.

hilmo_neimarlijaدکتر حیلمو نیمارلیا، دانشکده علوم اسلامی سارایو؛

" اروپای مسلمان بوشنیاکی"

مهمترین ویژگی دوران جدید، شناخت خویش است. در دوره های گذشته مردم از منظر و زاویه دیگری به دنیا می نگریستند ولی در دوران جدید مردم از خویش می پرسند و مساله هویت به عنوان یک مساله اساسی مطرح است. در گذشته دور اجداد ما شاید نیاز زیادی به این نداشتند تا از هویت خود سخن بگویند. آنها مسایل دیگری داشتند و مساله هویت در دوره های گذشته، مساله بدیهی بود ولی مساله هویت بوشنیاکها از دوران عقب نشینی عثمانیها و تصرف بوسنی و هرزگوین توسط دولت اتریش آغاز شد. بنابراین هویت بوشنیاکها در چیزی بین استانبول و وین تعریف گردید. اکنون زمان تغییر کرده و ما نیاز به تعریف هویت اروپایی خویش داریم. پس از سربرنیتسا و سارایوو، این سوال درست و منطقی مطرح است که اروپا چه نوع برخوردی با بوشنیاکها می کند و بوشنیاکها چه موضع و جایگاهی دارند. بوشنیاکها، ساکنان بومی مسلمان اروپا هستند. متاسفانه ما اکنون نیاز به این داریم که اروپایی بودن خود را اثبات کنیم، در حالی که قرنها در این قاره زیسته ایم.

ferid_muhicدکتر فرید موهیچ، دانشکده فلسفه اسکوپیه – مقدونیه؛

" اسطوره اروپایی مسیحی و شرق اسلامی، بوسنا پارادایم فرهنگی و تاریخی اروپا "

اسطوره اروپای مسیحی با این فرض ساخته شده که نشان دهد اسلام یک چیز عاریتی و اضافی به اروپا است و هویت اسلامی، موضع اروپایی نیست. این اسطوره به شکل وسیعی در مباحث علمی پذیرفته شده و متاسفانه ما نیاز به این داریم که از هویت خویش سخن بگوییم. وقتی می خواهیم از هویت خود دفاع کنیم این به این می ماند که ما هویتی نداریم و در صدد اثبات هویت خویش هستیم.

بوسنی و هرزگوین محل رویارویی  و درگیری شرق و غرب نیست بلکه جایی است که شرق و غرب با هم زندگی می کنند. از اینرو بوسنی، پارادایم فرهنگی و تاریخی است. اروپا همواره با هویت مشکل داشته و بنابراین برای پاسخ به آن به افسانه متوسل می شود. اسطوره اروپای مسیحی به این دلیل ساخته شده تا مسلمانان را به درون خود راه ندهد. اروپا به اسلام به عنوان یک چیز عجیب و غریب می نگرد. مگر غیر از این است که مسیحیت از جای دیگری به اروپا آمده، این وضعیت در باره دین یهود و اسلام نیز صدق می کند. مساله دیگر، حضور اسلام در اروپا است، بسیاری از مدارک و تحقیقات تاریخی معاصر نشان می دهد، اسلام پیش از مسیحیت در بخشهایی از اروپا بوده است. اسلام از اوایل قرن هشتم میلادی در اروپا حضور دارد و تمدن اسلامی در اسپانیا به عنوان مهد علم و فرهنگ و پیشرفت، یک مساله اروپایی است. اسلام در جنوب فرانسه، بخشهایی از ایتالیا و سایر مناطق از قرن هشتم میلادی حضور داشت ولی این واقعیت تاریخی مورد انکار قرار می گیرد. سومین اسطوره مسیحی می گوید، اروپا علیه اسلام جنگ کرد. این چیزی است که متجاوزین به بوسنی نیز اظهار می داشتند. اروپا حداقل هزار سال همان قدر که مسیحی بود، اسلامی بود.

fikret_karcicدکتر فکرت کارچیچ، دانشکده حقوق سارایوو؛

" موضع بوشنیاکها در دوره اسلامی ، اروپا به عنوان دیگری "

شناخت و موضع بوشنیاکها نسبت به اروپا، متاثر از دیدگاه و موضع اسلامی آنها در دوره عثمانی بود. این موضع را در مفاهیم و کلمات دوره عثمانی می بینیم. بوشنیاکها در دوره عثمانی، بخشی از آن قدرت بزرگ بودند و بنابراین نگاه، موضع و جایگاه فرهنگی و تمدنی آنها متاثر از آن دوران بود. مثلا کاربرد کلماتی چون فرنک یا فرنکستان برای اروپاییها، کانورک برای اتریشیها و کلمه کافر به غیر مسلمانان اروپا در ادبیات و گفتار روزمره بکار می رفت. به عنوان نمونه، ملامصطفی باشکسیا از کلمه فرانک برای اروپاییها استفاده می کند. تغییر در کاربرد کلمات و تغییر موضع از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. کلمه اروپای عثمانی نیز در قرن نوزدهم رواج داشت ولی پس از دست دادن این مناطق، کاربرد این کلمات تغییر کرد. بتدریج با ورود مفاهیم نوین، مفاهیم نیز دستخوش تغییر شد و بوشنیاکها در فضای جدید فرهنگی و تمدنی به تغییر موضع خود پرداختند و مسلما موضع جدید بوشنیاکها نسبت به غرب، موضع عثمانی نیست.

fahrudin_novalicدکتر فحرالدین نوالیچ، زاگرب؛

" بازسازی و معنای هویت بوشنیاکی "

در ذیل مفهوم هویت به عنوان ارزش با سه عنصر گرایش، رویکرد و چارچوب روبرو هستیم. بر اساس تقسیم بندی شوارتز، هر ارزشی دارای هویت جهانی و عام است. این ارزش را در تمامی افراد ملاحظه می کنیم. هویت اروپایی در این چشم انداز به معنای عام و گسترده مطرح است و نه به عنوان یک مفهوم بسته، بنیادگرایانه و محدود. انسان از طریق تعریف گذشته تاریخی خویش به عنوان تاریخ سعی می کند، به نیازهای آینده خویش پاسخ دهد. بنابراین هویت بوشنیاکی به مفهوم کوشش برای جستجو در تاریخ برای پاسخ به آینده است.

enes_karicدکتر انس کاریچ، استاد دانشکده علوم اسلامی؛

" انتقاد از خود بوشنیاکها در قرن بیستم "

من سعی دارم دیدگاه برخی از بوشنیاکها را در اواخر قرن 18 و 19  نسبت به خویش بیان کنم تا تصویری از خود در آن زمان داشته باشیم. از ابراهیم جان چیچ، محمد سردارویچ و دیگران مواردی را بیان می کنم. به عنوان نمونه جان چیچ می گوید:" اگر همشهریان (کاتولیک و ارتدوکس) با چنین گامهای بزرگی حرکت بکنند، دیری نخواهد پایید که از ما خبری نخواهد شد." یا محمد سید سردارویچ چنین وضعیت مسلمانان بوسنی را در اوایل قرن 19 تشریح می کند: "مسلمانان بوسنیایی، تحصیلکرده نیستند و آگاه به مسایل نمی باشند. آنها تنبل اند. نه تاجر به دنبال کار و نفع بیشتر است و نه صنعتگر به دنبال تولید بیشتر. بیشتر مسلمانها یا حمال اند ویا گدا." یا حافظ ابراهیم تربیناچ، نویسنده دیگر، وضعیت مسلمانها را در دهه 40 قرن بیستم، "فقر و فلاکت و بدبختی" توصیف می کند.

با ورود نهادهای نوین تمدنی و تغییر جو و فضای سیاسی، انتقاد از خویش در بین مسلمانها رشد می کند. این انتقاد زمانی رشد می کند که در طرف مقابل اروپا با حکومت اتریش وارد بوسنی و هرزگوین می شود و توجهی به مسلمانها ندارد. البته بخشی از مسلمانها با نظر مثبت به دستاوردهای اروپا می نگرند ولی جریان دیگر مسلمانها با درجه بیشتری از انتقاد به خود سخن می گویند. اینها با توجه به دستاوردهای فرهنگی و تمدنی اسلامی از موضع اسلامی به انتقاد از خود پرداخته  و به دنبال علل ضعف جامعه مسلمانها می باشند.

drnis_beireviدکتر دنیس بچیراویچ، دانشکده فلسفه توزلا؛

" روند جهانی شدن، فروپاشی یوگسلاوی و بوشنیاکها در دهه 80 و 90 قرن بیستم "

روندها و جریانهای مهمی چون موج صنعتی شدن، حرکتهای نوین چپ و بطور کلی جهانی شدن تاثیرات مهمی را در منطقه یوگسلاوی گذارد. جهانی شدن به بین المللی گرایی، لیبرال گرایی، عام گرایی، پست مدرنیسم و مسایل دیگر منتهی گردید. به موازات پدیده جهانی شدن، حرکت واگرایی در بین دولتها نیز تشدید یافت. واگرایی و غیر مرکزگرایی تاثیر مهمی در تضعیف قدرتهای مرکزی بویژه قدرت مرکزی یوگسلاوی، شوروی و چکسلواکی ایفا کرد. این حرکت نه تنها تفکر بسته سیستم کمونیستی را ضعیف کرد بلکه موجب آزادسازی قدرتهای محلی و بومی گردید. در یوگسلاوی پس از تیتو این بحران تشدید یافت. در زمان حیات تیتو، به دلیل شخصیت نیرومند وی، بحث واگرایی قدرت سیاسی کمتر مطرح بود ولی پس از وی قدرتهای واگرا، حرکت تجزیه یوگسلاوی را آغاز کردند.

adnan_jahicدکتر عدنان یاهیچ، دانشکده فلسفه توزلا؛

" چند نکته از تاریخ فرهنگی بوشنیاکها در فاصله دو جنگ جهانی اول و دوم "

فهم تاریخ یک کشور و یک مردم بدون فهم تفکر و ذهنیت آنها غیر ممکن است. در این مقاله سعی دارم تا ذهنیت بوشنیاکها را در فاصله دو جنگ اول و دوم توضیح دهم. روشنفکران بوشنیاک عمدتا رویکردی مشخص به ترکیب خویش در بین اقوام یوگسلاوی داشتند. ولی در زمانه بین دو جنگ اول و دوم جهانی، فرصت مناسب سیاسی و اجتماعی برای تبیین مفهوم بوشنیاک نبود. در این دوران حکومت پادشاهی یوگسلاوی حداقل در نخستین سالهای آن برخورد مناسبی با بوشنیاکها نداشت. آن حکومت به حمایت از تجاوز از بوشنیاکها پرداخت و با اقداماتی چون اصلاحات ارضی و تغییرات اداری، وضعیت بوشنیاکها را بدتر کرد. از سوی دیگر خود بوشنیاکها، نیز در بوجود آمدن چنین وضعیتی مقصر بودند. بوشنیاکها آماده انتقاد نبودند و با انفعال به مسایل نگاه می کردند. بی حرکتی بوشنیاکها، یک مساله مهم در این دوره است. از سوی دیگر، فهم بوشنیاکها از اسلام در این دوره بسته است و از دیدگاه قومی بدان می نگرند. این دو مساله به ضعف سیاسی و اجتماعی بوشنیاکها در دوره های بعدی منجر می گردد.

abid_djozicدکتر ادیب جوزیچ، دانشکده فلسفه توزلا؛

" بوشنیاکها در بین دو هویت دینی "

دو جریان عمده تاریخنگاری صرب و کروات معتقدند که بوسنی و هرزگوین، بخشی از هویت صرب یا کروات است و از اینرو بوشنیاکها با توجه به این تعاریف در شرایط بدی قرار می گیرند. هر دو دیدگاه نسبتا اشتباهی در باره هویت بوشنیاک دارند. نفی هویت بوشنیاک تنها از طرف تاریخنگاری صرب و کروات نیست بله تاریخنگاری سوسیالیستی یوگسلاوی چنین برخوردی در نفی هویت بوشنیاکی داشت. تاریخنگاران سوسیالیسیم بر این تصور بودند هویت بوشنیاکی چیزی برآمده از دوره اتریش و یک هویت شهری است. در این مقاله برخی از مشخصات بوشنیاکها را به عنوان هویت سیاسی ذکر می کنم. هویت تاریخی بوشنیاکها بر  اساس اسناد و مدارک غیر قابل تردید می باشد و یکی از مسایل تاریخنگاری معاصر ما، روشن سازی و شفافیت این مفهوم است.

sanaderدکتر ایو یوسیپوویچ، رییس جمهور کرواسی؛

برای من جای افتخار است که در این همایش مهم شرکت می کنم. برگزاری این همایش در زاگرب مهم و بجا است و من از جامعه و مجلس اسلامی، پرپورود و انستیتو علمی پژوهشی ابن سینا برای برگزاری این همایش تشکر می کنم. هر ملت و قومی، هویت و شخصیت ویژه خود را دارد. ملت بوشنیاک از تجربیات معنوی، سیاسی و تاریخی مختلفی گذر کرده و هویت خویش را حفظ نموده است و بنظر می رسد توسعه ملت بوشنیاک در چهارچوب اروپا و ملتهای اروپایی صورت می گیرد.

ملت بوشنیاک، حکومت خویش یعنی بوسنی و هرزگوین را دارد و این حکومت مورد شناسایی بین المللی است. بوشنیاکها قدرت و حکومت را با دو قوم دیگر صرب و کروات تجربه می کنند. بوشنیاکها با اسلام مربوط اند و این ویژگی مهم با تاریخ و سیاست ارتباط دارد. بوشنیاکها به عنوان یک ملت اروپایی، پل ارتباطی بین اسلام و مسیحیت می باشند. اکنون در چهارچوب همگرایی اروپا، بوشنیاکها نقش مهمی در این میانه دارند.

بنابراین هویت اروپایی و هویت اسلامی بوشنیاکها غیر قبال تردید است. تجربه کرواسی در این زمینه  مهم است. بوشنیاکها بخشی از شهروندان کرواسی هستند و قانون اساسی این کشور جایگاه بوشنیاکها را برسمیت می شناسد. کرواسی بطور عمیقی با بوسنی و هرزگوین ارتباط دارد و هیچ کشور همسایه ای برای کرواسی مهمتر از بوسنی و هرزگوین نیست. بوشنیاکها از موقعیت برابری در کرواسی برخوردارند و نشاندهنده این امر، حضور و مشارکت آنها در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. اکنون زمینه های گفتگو کرواسی و بوسنی و هرزگوین در زمینه های مختلفی فراهم می باشد. هر چند این روابط همیشه خوب نبوده است. یکی از مسایل منفی، سیاست نادرست کرواسیدر دهه 90 (دوره جنگ) نسبت به بوسنی و هرزگوین است و امیدوارم چنین اشتباهاتی در آینده رخ ندهد. هویت اروپایی در سالهای آینده، ابعاد و شفافیت بیشتری بخود خواهد گرفت و همگرایی بیشتر بوسنی و هرزگوین به اتحادیه اروپا با حمایت کرواسی روبرو است.

midhat_spahicدکتر مدحت اسپاهیچ، اداره تعلیم و تربیت توزلا؛

" ماموریت دیپلماتیک در بوسنی و هرزگوین نیمه قرن پانزدهم "

در نیمه دوم قرن پانزده میلادی، روابط دیپلماتیک بوسنی و هرزگوین با همسایگان مساله مهمی بود. از جمله روابط بوسنی و هرزگوین با جمهوری دوبرونیک اهمیت حیاتی داشت. در این دوره به علت خطر حمله عثمانی، فعالیت دیپلماتیک حکومت بوسنا با همسایگان بیشتر شد. نقش سفرا در این روابط دیپلماتیک زیاد بود. حکومت توماشویچ توجه خاصی به روابط دیپلماتیک می دهد و او به دنبال کسب مشروعیت بیشتر بود. او در ارتباط به دوبرونیک می خواست قدرت خویش را در مقابل عثمانی افزایش دهد و از اینرو از حکومت دوبرونیک تقاضای کمک نظامی و خرید سلاح می کند.

edin_radusicدکتر ادین رادوشیچ، دانشکده فلسفه سارایوو؛

" هویت بوشنیاکها در قرن نوزدهم "

بوشنیاکها در قرن نوزدهم با مساله مهم فروپاشی حکومت عثمانی و جایگزینی دولت اتریش مواجه اند. روابط سیاسی و دیپلماتیک بوسنی از اینرو با تغییر بزرگی روبرو می شود. ولی باید هویت اروپایی بوشنیاکها طی این قرن چگونه است. این مساله در رابطه بوشنیاکها با جهان خارج و کشورهای خارج نسبت به بوسنی مورد ملاحظه قرار می گیرد. در طی قرن نوزدهم با شکاکیت و تضعیف هویت بوشنیاک روبرویم. این مساله به دلیل تغییر ساختارهای سیاسی و اجتماعی امکان می یابد تا جایی که به ایجاد نسل کشیهای متعددی علیه بوشنیاکها می انجامد.

edin_mutapcicدکتر ادین موتاپچیچ، دانشکده فلسفه توزلا؛

" بانهای بوسنیایی و هویت اروپایی آنها "

بحث در باره تاریخ قرون وسطای بوسنی است. حکومتهای اولیه بوسنا در قلمرو حکومت روم شکل گرفت و تحت این قوانین بود. به این منطقه همچنین، مهاجرتهای بزرگی انجام شده و تغییر جمعیتی همواره از شاخص های منطقه بود. ناتم بوسنا در دوره قرون وسطا شناخته شده بود. ولی مساله تاسیس حکومت بوسنا خیلی مهم می باشد و در این مورد محمد حاجی یاهیچ مطالعاتی داشته است.

نام بوسنا به عنوانی یک سرزمین، یکی از باثبات ترین مناطق است. در این منطقه، مردم کمتر به سایر نقاط مهاجرت کردند ولی این مساله در سایر نقاط بالکان نمی بینیم. بوشنیاکها از ابتدای تاسیس حکومت، از زمان حکومت کولینا بان، هویت اروپایی خویش را نشان دادند. نامه ها و اسناد بجامانده از این دوره، هویت اتروپایی و قلمرو سرزمینی حکومت بوسنا را نشان می دهد.

zlatko_hasanbegovicدکتر زلاتکو حسن بگویچ، انستیتو علوم اجتماعی ایو پلار زاگرب؛

"بوشنیاکها و انقلاب کمالیسم – انقلاب کمال از دید منیر شاهین اویچ اکرم"

رشد و توسعه ترکیه، تمامی نگاهها را متوجه این کشور کرده است. این کشور به عنوان مدل موفق دموکراسی در یک کشور مسلمان نگریسته می شود، علت این امر چیست؟ ریشه های ترکیه کنونی کجا است؟ رابطه انقلاب مصطفی کمال با وضعیت جدید ترکیه چیست؟ طبیعتا بدون کنکاش و نگاه انتقادی در اصلاحات مصطفی کمال، رسیدن به مقطع کنونی ترکیه امکان پذیر نیست. البته پدیده نئوعثمانی نیز مطرح می شودکه به معنای عدول از اندیشه مصطفی کمال خواهد بود. ولی بطور کلی، اگر نئوعثمانیسم نیز چندان جدی نباشد، ولی تحولات در عرصه دیدگاه انتقادی به اندیشه مصطفی کمال گسترده است. در بین بوشنیاکها نیز از ابتدای ظهور مصطفی کمال این مساله مطرح بود. عده ای شیفته، عده ای مخالف و عده ای هم با دید انتقادی به این موضوع نگریسته اند. این را می توان در کتاب منیر شاهین اویچ دید که در دهه 30 قرن بیستم نوشته است.

sead_alicدکتر سعاد آلیچ، زاگرب؛

 "هویت یا هویتها "

من سعی دارم تا در چارچوب مساله جهانی سازی و رسانه ها به بررسی مساله هویت بپردازم. مساله هویت از نظر رسانه ها، با برخوردهای متفاوتی مواجه است. رسانه ها، سعی در سواستفاده و به استخدام درآوردن پدیده ها برای مقاصد سیاسی و بویژه در چارچوب مساله جهانی سازی دارند. آنچه که رسانه ها منتشر می کنند، تاثیر مهمی در شکل گیری افکار عمومی و آینده جهان دارد. رسانه های عمومی، خطرناکترین سلاح در جهان می باشند. امپریالیسم از طریق رسانه ها عمل می کنند. هر رسانه ای ما را با نحوه مصرف، عادات و زندگی وفق می دهد. این پدیده هویتهای ما را در هم می شکند هویتهای جدیدی خلق می کند. همه اینها در خدمت صنایع و کارخانه های بزرگ جهانی است. هویتهای بسته نمی توانند در مقابل این موج عظیم جهانی سازی مقاومت کنند، همانگوه که در مورد نظامهای کمونیستی دیدیم. بنابراین مساله هویت با سیاست رسانه ای در ارتباط است. اکنون جنگ در صحنه رسانه ها، مشهود می باشد و چاره ای جز مشارکت فعال در تبیین هویت خویش و دفاع از آن نیست.

ibrahim_pasalicدکتر ابراهیم پاشالیچ، دانشکده علوم انسانی جمال بیدیچ موستار؛

" نگاهی نوین به ریشه قومی بوشنیاکها و ریشه های اروپایی آن "

وقتی محمد هانچیچ در باره ورود اسلام به بوسنی نوشت، او تاکید کرد که بوشنیاکها علاقه ای به تاریخ و گذشته خویش ندارند. این مساله در باره بوشنیاکها صدق می کند.  بوشنیاکها با انفعال به تاریخ و فرهنگ خویش می نگرند. مسلمانان بوسنی و هرزگوین، به دین توجه داشتند و به هویت سیاسی قبل از اسلام خود توجهی نداشتند. نبود خودآگاهی و شناخت هویت سیاسی برای مسلمانان بوسنی و هرزگوین، تاریخنگاری صرب و کروات این خلا را گرفته و تلاش کرده اند تا بگویند بوسنی و هرزگوین صربی یا کرواتی است. این تلاشها از نیمه دوم قرن نوزدهم صورت گرفت. این مشکل اروپا نبود که ساکنان بوسنی و هرزگوین چه دینی داشته باشند، بلکه این مساله  صربها و کرواتها بود. تاریخنگاری بوشنیاک از اینرو تلاش کمتری نسبت به تاریخنگاری صربها و کرواتها دارد.

sefko_omerbasicشفکو عمرباشیچ، مفتی زاگرب؛

 " بحران در نقش روحانی "

هویت امام(روحانی) به عنوان عامل انتقال مفاهیم دینی، نقش مهم و پایه ای دارد. ما هنوز تصویر درستی از امام مسجد و هویت او نداریم و برایمان این سوال کماکان مطرح می باشد. جامعه بنظر می رسد اکنون توجه کمتری به امام دارد و مردم روز بروز بیشتر از مساجد فاصله می گیرند. علت این امر چیست؟ آِیا مشکلی در ارتباط با ائمه وجود دارد؟ آیا ائمه جماعات نمی توانند با مردم ارتباط شایسته ای برقرار کنند؟ شاید علت بحران در این است که انسان مدرن احساس می کند به دین نیازی ندارد و با برآورده شدن مادیات، خود را بی نیاز می بیند. باید وضعیت مدرن را بررسی کرد. آیا جامعه مدرن نیازی به جامعه اسلامی ندارد؟ این به هر حال یک سوال است. مساله ما این است که شاید ائمه جماعت مقبولیت زیادی در بین مردم ندارند و مردم کمتر به آنها مراجعه می کنند. علت چیست؟ باید ما به این سوال پاسخ دهیم که ما کیستیم و به دنبال چه می باشیم. انسان معاصر در یک بحران عمیق بسر می برد. بحرانی ناشی از بیگانگی و تنهایی و دوری از خداوند. بنظر می رسد ائمه جماعات در برخورد با این بحران، باید مجهز به تحصیلات بالای علمی و زبان و بیان جدید باشند. بدون ایجاد ارتباط با جامعه و فهم بحرانهای معاصر نمی توان به تبلیغ پرداخت. بحران در نقش امام به شخصیت و کارکرد این نقش بازمی گردد و نه به نقش دین در جامعه، چرا که جامعه روز به روز گرایش بیشتری به دین شنان می دهد.

dzevad_hodzicدکتر جواد هوجیچ، دانشکده علوم اسلامی سارایوو؛

" اداره مهاجرین جامعه اسلامی بوسنی و هرزگوین "

دیاسپور و یا مهاجرین بوسنیایی پس از جنگ اخیر، در تمامی کشورها بویژه کشورهای اروپا و امریکا زندگی می کنند. بوشنیاکها، امروزه یکی از بزرگترین ملتهای مهاجر اروپا می باشند ولی از نظر سطح زندگی اجتماعی و اقتصادی در این کشورهای ساکن، وضعیت عقب مانده ای دارند. متاسفانه ما تاکنون بررسی علمی در باره دیاسپورهای بوشنیاکها نداریم. جامعه اسلامی بوسنی و هرزگوین، نهادی در ارتباط با مهاجرین دارد. این نهاد از زمان جمهوری یوگسلاوی وجود داشت. این نهاد در حدود 40 سال فعالیت دارد و از اینرو جامعه اسلامی در 150 مرکز اروپایی، امریکا و استرالیا فعالیت می کند. این نهاد، در رابطه با هویت، تاریخ و فرهنگ مهاجرین بوشنیاک مهم است. این سوال مطرح است آیا این نهاد باید فعالیت خود را در ارتباط با هویت سیاسی و دینی بوشنیاکها دنبال کند یا این که در چارچوب هویت دینی و معنوی. این مساله، ما را با ضرورتها و چالشها روبرو می سازد.

amir_karicدکتر امیر کاریچ، مجلس اسلامی توزلا؛

" مسلمانها در اتحادیه اروپا، هویت جدید در حال شکل گیری"

در اروپای غربی، مسلمانان به دلایل مختلفی به آنجا مهاجرت کرده اند. این بخش اروپا، بزرگترین پذیرنده مهاجرین می باشد و مساله هویت مهاجرین در این منطقه مهم است. در اروپای غربی، بتدریج شاهد تکوین هویت جدید اروپایی هستیم. هویت جمعی نشاندهنده تصویری است که یک گروه از خویش می سازد و بستگی به مشارکت افراد دارد. هویت مساله پویا و بازی است و نقشهای مختلف افراد در ساخت آن نقش دارند. مسلمان ترک ساکن آلمان، تلقی متفاوتی از هویت دارد و این به محل جغرافیایی خیلی وابسته است. هویت مهاجرین الجزایری، تونسی و پاکستانی در اروپا هویتی دوگانه دارد. مساله هویت دینی و هویت ملی و شکل گیری هویت جدید اسلامی در این مقاله بر اساس دیدگاه طارق رمضان توضیح داده می شود. بطور کلی، یک مسلمان مشکلی با پذیرش هویت ملی در یک کشور اروپایی ندارد و جدایی بین دین و هویت سیاسی وجود دارد.

mirza_mesicمیرزا مشیچ، جامعه اسلامی زاگرب؛

" بوشنیاکها بین سکولاریسم و تجدید هویت اسلامی "

امروزه کسی از هویت خود سوال نمی کند، ما بوشنیاکها نیاز به تبین هویت خویش داریم. در واقع اروپا باید هویت خویش را نشان دهد. چرا که اروپا نتوانست و نخواست مانع از نسل کشیهای متعدد علیه مسلمانها و یهودیها بشود. مشکل این است بوشنیاکها و یهودیها از دینی غیر از مسیحیت می باشند. ولی علیرغم این همه برخورد ناروا، بوشنیاکها یک ملت اروپایی واقعی می باشند. نه از جایی آمده اند و نه به جایی می روند. اینها بومی این منطقه هستند. هویت بوشنیاکی از زمان گذشته وجود داشته ولی حکومتهای خودکامه مانع از تحقیق این هویت شده اند. همه اسباب فشار بر بوشنیاکها وارد آمده تا این ملت نتوانند خود را مطرح کنند. در بین خود بوشنیاکها نیز، عقب ماندگی وجود داشت و مانع از پویایی هویت آنها می شد. بنظر می رسد بوشنیاکها اکنون در حد بین سکولاراسیون و پدیده اسلامی سازی قرار دارند. این دو پدیده را باید  شناخت و به تعاریف و شناخت مفاهیم پرداخت.

muhamet_morinaمحمد مورین، جامعه آلبانیهایی مقیم زاگرب؛

" ارزشهای اروپا، دین و تساهل در مردم آلبانی "

فرایند همگرایی اروپا  مسایل زیادی را در باره هویتهای محلی باز کرده و سوال این است آیا هویتهای قومی و محلی از بین خواهند رفت؟ هویت یک فرایند و پدیده تاریخی است که از زندگی دسته جمعی انسانها بوجود می آید. هویتهای ناسیونالیستی قومی معمولا در تقابل با سایر هویتهای ناسیونالیستی قرار می گیرد. هویت اروپایی در سطح بالاتر از هویتهای قومی قرار دارد و شامل هویتهای قومی بر اساس احترام و همزیستی متقابل است. البته این هویت جدید اروپایی زیاد تعریف شده نیست. شاید این هویت بر اساس روندهای اقتصادی یا اجتماعی تقویت شود. یک نمونه هویت آلبانیایی است که در آن هویت سیاسی بالاتر از دین و نژاد است و توافقی عام در باره هویت در بین پیروان مسیحی ارتدوکس، کاتولیک و مسلمان آلبانی وجود دارد. بنظر می رسد تجربه آلبانی در این زمینه برای بوسنی مهم است، ما از صد سال قبل تقریبا توانسته ایم این هویت جدید سیاسی را تعریف کنیم.

saidسعید عابدپور، انستیتو ابن سینا

" در تعریف مفهوم هویت "

هویت مشترک فرهنگی اروپایی و بوشنیاکی بحث پیچیده ای است و بایستی با نگاهی نوین به تاریخ و فرهنگ مشترک نگریست. گرایشهای ضد دینی برای تعریف هویت فرهنگی، مسیر هویت مشترک اروپایی را با دشواری و مانع روبرو می سازد. فرهنگهای سنتی دینی اروپایی، با تعریف ضد دینی آن در تضادند و در مقابل آن مقاومت می کنند و چه بسا رشد گرایشهای اروپایی با ترویج نیهیلیسم و نسبیت گرایی به عنوان ارزشهای اروپایی، زمینه رشد واکنشهای  دینی بنیادگرایانه را فراهم می سازند. کوشش برای ترویج اندیشه غیر دینی با مقاومت هویتهای سنتی روبرو است. به عنوان نمونه هویت سنتی بوشنیاک که هویت دینی متاثر از تصوف است، مخالفتی اساسی با اندیشه پیشرفت و ترقی ندارد ولی اصرار بر صدور گرایشهای پست مدرن و تخریب گر فرهنگی، تمامی فرهنگهای سنتی مسیحی، یهودی و اسلامی اروپایی را تحریک و وادار به مقابله می کند. اگر ارزشهای اروپایی، عقلانیت، دیالوگ، سکولاریسم و لیبرالیسم است، جامعه سیاسی بوشنیاکها برای رویارویی با این ارزشها مشکل چندانی ندارند ولی وقتی ارزشهای اروپایی به مرزهای شکاکیت فلسفی و دینی، نیهیلیسم و نسبیت گرایی می رسد و پدیده هایی چون همجنس بازی، به عنوان فرهنگ و ارزش نوینی مطرح می گرند، هویت سنتی مانند هویت بوشنیاک در مقابل آن احساس خطر می کند. 

sacir_filandraدکتر شاچیر فیلاندرا، دانشکده علوم سیاسی سارایوو؛

" عادل ذوالفقارپاشیچ؛ هویت بوشنیاکی و اروپایی "

در دوره جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی، شش گروه فعال بوشنیاک در خارج از مرزهای بوسنی و هرزگوین فعالیت داشتند. اولین گروه مرکب از 6 هزار بوشنیاک بود. اینها را حازم شاتریچ هدایت می کرد که در دوره جنگ جهانی دوم مجله سویست را منتشر کردند. اینها از اعضای سابق گردان اس اس خنجر بودند. بریتانیاییها این گروه را برای کار به معادن بردند، ولی بعدا هیچ خبری از این گروه بدست نیامد. دومین گروه را جوانان روشنفکر تشکیل می دادند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم برای تحصیل به مناطق مختلف رفتند. سومین گروه شامل سیاستمداران بوشنیاکی بود که در دوران حکومت پادشاهی یوگسلاوی نقشی داشتند. چهارمین گروه جوانان مسلمان، پنجمین گروه را جعفر کلنویچ به عنوان یک جریان رادیکال مهاجر هدایت می کرد و ششمین گروه، گروهی بود که با هدایت عادل ذوالفقارپاشیچ بود. این گروه به جریان دموکراتیک وابسته بود. موضوع اصلی این مقاله در باره فعالیت عادل ذوالفقارپاشیچ است. او سعی عمده ای در فعالیت بشونیاکهای مهاجر خارج از یوگسلاوی، مخالفت با کمونیسم و تلاش برای ایجاد نخبگان بوشنیاک متناسب با ارزشهای اروپای غربی، دموکراسی و لیبرالیسم داشت.

elvira_islamovicخانم دکتر الویرا اسلام اویچ، دانشکده تعلیم و تربیت بیهاچ؛

 " پیچیدگی رابطه هویت اروپایی و بوشنیاکی"

مساله هویت، به مفهوم این است که از کجا هستم و به کجا می روم. هویت یک مساله پویا است. هویت ما دارای ابعاد مختلفی است. روند تکوین هویت یک قوم و ملت، بستگی بهش را طی سیاسی و اجتماعی دارد. هویت بوشنیاکها در قرن بیستم دچار تغییراتی شده و بازسازی در آن صورت گرفته است. حکومت عثمانی مقتضیات خاص خود را داشت و هویت مبتنی بر ارزشهای سنتی و دین بود. در دوره اتریش، ارزشها متفاوت می شود و تغییر هویت نیز در این صورت می گیرد. در این دوره، بحث اصلاح دینی به عنوان یک ضرورت در بین مسلمانها مطرح می شود تا خود را با شرایط جدید فرهنگی و تمدنی وفق دهد. پدیده هویت در دوره بحرانی بعد از فروپاشی یوگسلاوی دوباره مطرح شده است و طبیعی بود این تغییرات بزرگ در سیستم زندگی اجتماعی، سوالهای جدیدی برای هویت مطرح کند.

sead_muhamedagicسعاد محمد آگیچ، زاگرب؛

من سعی دارم در این سخنرانی از تجربه شخصی دینی خودم سخن بگویم و به جنبه های معنوی و باطنی دین در ادبیات اشاره کنم. هویت اروپایی بوشنیاک را من در سطح فردی دوست دارم مطرح کنم. من به عنوان یک نابینا متولد شدم. در کودکی مکتب قرآن و اصول اولیه دین را یاد گرفتم. ولی بعدا متوجه شدم تجربه دینی با این آموزشها ندارم، لذت روحانی نمی برم. آموزه های دینی در مکتب و مسجد چندان عمیق نبود و من سوالات بسیاری داشتم  و لذا بتدریج به مسیحیت متمایل شدم تا جایی که مسیحیت را پذیرفتم. مسیحیت برایم از نظر تجربه شخصی و عشق مهم بود، من با خدایی مواجه داشتم که نزدیک به من بود. ولی پس از مدتی در برخورد با ادبیات عرفانی فهمیدم، اصلا این نگاه در تفکر اسلامی است و بتدریج فهمیدم هویت من غیر قابل تغییر است. هویت اسلامی بوشنیاکی من، یک مساله عمیق پایه ای است و قابل تبدیل نیست. من وقتی قلبا خود را مسلمان می بینیم، مسیحیت برایم دیگر مهم نیست و از اینرو بود که با بازگشت دوباره به اسلام، خود را عمیقا آشنا و مانوس با هویت دینی ام یافتم.

senadin_lavicدکتر سنادین لاویچ، دانشکده علوم سیاسی سارایوو؛

" فرایند جهانی شدن ، همگرایی اروپایی و چشم انداز بوسنیایی ، بلوغ بوشنیاکی "

آنچه که درحفظ هویت مهم است، اول از همه حفظ نام می باشد. فرایند نامگذارری روند طبیعی نیست، بلکه روندی آگاهانه است که توسط انسان صورت می گیرد. این نیز از جانب خداوند است و او به ما نامگذاری را می آموزد. بنابراین اسم بوشنیاک با هویت اسلامی معنی خاص و مشخصی دارد و این با سایر نامها متفاوت است. اکنون برای نخستین بار، روشنفکران بوشنیاک بر اسم خود توافق دارند و در این باره اختلافی نیست، ولی باید این مفهوم را در بین بوشنیاکهای غریب ساکن کشورهای دیگر رشد و گسترش داد. نام در حفظ هویت یک ملت مهم است و بی تردید یکی از وظایف ما، استفاده گسترده از نام بوشنیاک است. بوشنیاکها از ملتهای اسلاو جنوبی و دین آنها اسلام است.

aida_abadzic_hodzicدکتر آیدا آباجیچ هوجیچ، دانشکده هنر سارایوو؛

" هنر معاصر بوشنیاکی در دهه های 70 و 80 قرن بیستم"

تکوین هویت بوشنیاک از دهه 60 میلادی تا پایان قرن بیستم، روند بارزی است. این مساله در هنر، ادبیات و معماری خود را نشان می دهد. در دهه 60 و 70 میلادی، هنر معاصر بوشنیاکی شکل می گیرد. این پدیده با جداسازی تدریجی خود از تفکر ایدئولوژیک، حکومت مرکزی؛ هنر را در شکل و فرم بندی جدید نشان می دهد. تاسیس نهادهای علمی، انتشار مجلات و انجام مطالعات تاریخی و معاصر سهم بزرگ یدر تکوین این هویت بازی می کند و همین هویت، نقش مهمی در بین مردم دارد. نباید از سهم معماری گذشت کرد که نگاه مدرن ولی وابسته به سنتها و ارزشهای گذشته دارد. بحث در باره میراث فرهنگی بوسنی و هرزگوین از اوایل دهه 60 مطرح می شود. بحث از فرهنگهای کوچک، نقش بوشنیاکها در فاصله بین شرق و غرب و ایجاد نهادهای نوین، گرایش روشنفکران بوشنیاک را در تکوین هویت جدید نشان می دهد.

ajka_srebrenikovic_tiroخانم آیکا سربرنویچ، موسسه پرپورود زاگرب؛

" انعکاس مساله هویت در نویسندگان بوشنیاک در قرن بیستم "

مساله هویت در بین نویسندگان بوشنیاک مساله گسترده و وسیعی است. جنگ در بوسنی و هرزگوین، مساله بسیار مهمی در بازتاب تفکرات و اندیشه های معاصر دارد. تا جایی که هویت، مساله محوری را در آثار نویسندگان در پی می گیرد. اگر به گذشته بازگردیم، بحران هویت را نویسندگان در تغییر حکومت عثمانی به اتریش نشان می دهند. در این دوره با تغییر ناگهانی حکومت، به یکباره مردم با فرهنگ جدیدی روبرو می شوند که نسبت بدان بیگانه اند. مشا سلیم اویچ، ماک دیزدار، جواد قره حسن  ایوو آندریچ و سایر نویسندگان با مساله هویت روبرویند. هویت بوشنیاک با ورود تمدن و فرهنگ جددی از بین نمی رود، نخبگان متناسب با تغییرات، به بازتعریف هویت بوشنیاکی می پردازند، هر چند در دوره های گذشته ، سخن گفتن از هویت بوشنیاکی چندان راحت نبود.

بسمه تعالی

 

در تعریفمفهوم هویت

 

موضوع هویت اروپایی بوشنیاکها  ، بستگی به تعریف هویت جمعی بوشنیاکها و اروپا دارد . تعریف این هویت ، هر چند بنظر بدیهی و روشن می رسد ولی پیچیده و دشوار است. استدلال این مقاله این است که بوشنیاکها نیاز به تعریف سیاسی و فرهنگی هویت مشترک اروپایی دارند و این موضوع را باید  در عین حفظ تعریف سنتی از دین و آداب و سنتهای قومی انجام دهند. اتحادیه اروپا ، فرصت تاریخی منحصر بفردی برای ساکنان اروپا است و ازین فرصت بایستی در خدمت همزیستی اقوام و ادیان و ملتهای ساکن آن و تامین امنیت جمعی استفاده کرد.

ما با اروپاهای متعددی روبرویم ، اروپای مسیحی ، اروپای تاریخی ، اروپای فرهنگی ، اروپای فلسفی ، اروپای استعمارگر ، اروپای مدرن ، پست مدرن و غیره . در گفتمان کنونی سیاسی ،  منظور از اروپا ، اتحادیه اروپا می باشد . از زمان تصویب معاهدة رم در سال 1957 تا معاهده ماستریخت در 1992 و تا پیش نویس واحد اروپایی در سال 2005 و روندهای اخیر در اتحادیه اروپا ، مساله هویت جمعی و همگرایی اروپایی یک بحث مهم بوده است هرچند توافق جمعی در باره آن وجود ندارد.

تکوین هویت مشترك اروپایی یکی از مهمترین بحثها و روندهای داخل اتحادیه اروپا برای شتاب بخشیدن به همگرایی آن است. اصولا ، اتحادیۀ اروپا ، یک سازمان بین دولتها  با ساز و کاري پیچیده تري از سایر سازمان هاي بین المللی است و تکوین هویت جمعی اروپایی نقشی مهم درتوسعه و تعمیق اتحادیه اروپا  دارد. هویت جمعی اروپایی، مرحله شکل گیري خود را آغاز نموده ولیکن به دلیل عدم بهره مندي از برخی عوامل و متغیرهاي اصلی هویت ساز نظیر خاطره جمعی و تجربه تاریخی، تحقق کامل آن لاجرم ماهیتی سیاسی خواهد داشت.   بنظر نمی رسد عوامل تاریخی و دینی بتوانند در تکوین هویت مشترک اروپایی نقش مثبتی ایفا کنند و باید به دنبال عوامل مشترک سیاسی و فرهنگی و تمدنی بود.

بطور کلی ، ما با چند طیف در تعریف هویت مشترک اروپایی روبرویم . در یک سوي طیف کسانی هستند که وجود کنونی هویت مشترك اروپایی را  در حال حاضر را رد می کنند . Beetham, 1998. عده ای دیگر هویت مشترک اروپایی را هویتی سنتی مسیحی می دانند . از سوي دیگر، طیف منتقدینی هستند که اساسا ساخته شدن چنین هویتی را امکان پذیر نمی دانند.Fuchs and Schlenke  آنها  نظرات خود  را مبتنی بر تقدم هویت هاي محلی می دانند. بر اساس این نظریه، هویت هاي ملی محصول یک فرایند تاریخی مشتمل بر ملت سازي از طریق همگن شدن زبان و مذهب با اتکاء بر نقش مرکزي قدرت دولتی بوده اند.

منتقدین هویت اروپایی بر این باورند که نمی توان یک رشته ارزش هاي مشترك مبتنی بر مؤلفه هایی همچون اسطوره ها، تجارب و نمادها در سراسر قارة اروپا یافت و این در حالی است که وجود چنین مؤلفه هایی براي ایجاد یک هویت منطقه اي ضروري است. در کنار متغیرهاي فرهنگی بازدارنده اي نظیر فرایند ملت سازي تاریخی و ارزش ها، تجارب و نمادهاي  مشترك، برخی دیگر از منتقدین دیدگاه نقادانۀ خود در مورد عدم هویت مشترك اروپایی را در وجود تنوعات زبانی، قومی و دینی در اروپا متمرکز می سازند .

رویکرد دیگر را ارنست گلنر با تأکید بر نقش هویت سازي فرهنگ مطرح می کند وی  معتقد است که انسان مدرن نه به شاه وسرزمین و دین، که به فرهنگ پاي بند است. بر این اساس، لازمه یک اتحادیۀ اروپايی یکپارچه تر، استحکام بخشی به یک سنت و فرهنگ اروپایی متمایز و یا رشته اي از ارزش هاي با اهمیت از لحاظ سیاسی می باشد.بر اساس دیدگاه این عده، اگر چه ایجاد یک فرهنگ اروپایی یکپارچه ستون اصلی تشکیل دهنده هویت اتحادیه اروپا است، اما می پذیرد که ایجاد این فرهنگ نباید  و یا نمی تواند  هویت هاي ملی ریشه دار در اروپا را در خود مستحیل نماید. اروپا در عین کثرت باید وحدتی داشته باشد و این وحدت از نظر سیاسی و فرهنگی امکان پذیر است.

هویت مشترک فرهنگی اروپایی بحث بغرنجی است و گرایشهای ضد دینی برای تعریف هویت فرهنگی ، مسیر هویت مشترک اروپایی را با دشواری و مانع روبرو می سازد. فرهنگهای سنتی دینی اروپایی ، با تعریف ضد  دینی در تضادند و در مقابل آن مقاومت می کنند و چه بسا چنین گرایشهای اروپایی با ترویج نیهیلیسم و همجنس بازی به عنوان ارزشهای اروپایی ، زمینه رشد کانونهای دینی بنیادگرایی را فراهم می سازند. کوشش برای ترویج اندیشه غیر دینی با مقاومت هویتهای سنتی روبرو است. به عنوان نمونه هویت سنتی بوشنیاک که هویت دینی صوفیانه می باشد ، مخالفتی اساسی با اندیشه مدرن ندارد .ولی اصرار بر گرایشهای پست مدرن ، تمامی فرهنگهای سنتی مسیحی ، یهودی و اسلامی اروپایی را تحریک و به رشد بنیادگرایی دینی می انجامد. اگر ارزشهای اروپایی عقلانیت ، دیالوگ ، سکولاریسم و لیبرالیسم  است ، بوشنیاکها برای تطبیق با این ارزشها مشکل چندانی ندارند ولی چنین نیست که چشم بسته تسلیم این ارزشها گردند. وقتی ارزشهای اروپایی به مرزهای نسبیت شکاکیت فلسفی ، دینی و نیهیلیسم می رسد و پدیده های چون همجنس بازی ، به عنوان فرهنگ و ارزش نوینی مطرح می گرند ، و دین ستیزی اصلی در استقرار فرهنگ جدید اروپایی می شود ، در آن موقع هویت سنتی مانند هویت بوشنیاک در مقابل آن احساس خطر می کند. 

فرایند تکامل هویت سیاسی اروپایی با مشکلات و موانع عمده اي روبروست و حرکت این فرایند را کند و بطئی می نماید . در صورتی که این اتحادیه بخواهد به یک نهاد فراملی آن گونه که زمینه هاي شکل گیري آن در پیش نویس  قانون اساسی واحد پیش بینی شده تبدیل شود ، شکل گیري یک هویت جمعی اروپایی می تواند این فرایند را تسهیل کند. ولی هویت سیاسی اروپایی نیز دقیقا مشخص نیست چه چیزی خواهد بود. آیا این هویت انعکاس خواست قدرتهای بزرگی اروپایی خواهد بود و کشورهای کوچک در آن مستحیل خواهند شد و یا این که هویت اروپایی ،همانگونه که جریانهای راست اروپایی می گویند هویتی مسیحی خواهد بود و یا این که اساسا هویت اروپای ، پدیده ای پست مدرن غیر دینی خواهد بود.

هویت اروپایی بدون در نظر گرفتن اسلام به عنوان مولفه فرهنگی وتمدنی ، هویت کاملی نیست . اسلام از اوایل قرن 700 در اندلس تا عصر حاضر در اروپا وجود دارد و خدمات مهمی در انتقال فرهنگی و تمدنی و بیداری اروپا ایفا کرده است. اسلام همچون مسیحیت ، دینی برخاسته از شرق جغرافیایی می باشند ولی هر دو حقیقت عام و جهانی اند . از اینرو هر قدر که مسیحیت یک پدیده اروپایی است ، اسلام نیز پدیده اروپایی می باشد و مسلمانان اروپا همانند مسیحیان اروپا ، اروپایی و خودی می باشند.

هویت اروپایی بوشنیاکها ، یک مفهوم مبتنی بر هویت جمعی را تداعی می کند . هویت جمعی ، یک رویکرد دو طرفه است و هر چه افراد تعلق عینی بیشتري به جمع داشته باشند، وابستگی ذهنی و احساسی آنها به هم  نیز تحکیم خواهد یافت .  به گفته دیوید ایستون ، شرط ضروري براي مجموعه اي از افرادي که می خواهند همکاري سیاسی کامل با یکدیگر داشته باشند ، داشتن احساس وحدت و تفاهم است و بدون چنین احساسی در دراز مدت هیچ رژیم بین المللی براي مدت طولانی نمی تواند پایدار بماند و بالاخره به واگرایی و تجزیه منجر خواهد شد . واگرایی و تجزیه قومی و سیاسی در یوگسلاوي و اتحاد جماهیر شوروي دو نمونه روشن از عدم وجود هویت جمعی در آن کشورها بود.

بوشنیاکها ، نیاز به باز تعریف هویت اروپایی خویش دارند ولی اروپا نیز نیاز به بازشناخت و بازتعریف هویتهای قومی و دینی دارد. تعریف هویت اروپایی نباید در مسیر تغییر ارزشهای سنتی دینی به ارزشهای سکولار پیش برود ، در واقع آنچه که باید سکولار باشد ، حکومت ، سیاست و اقتصاد است و سکولار بودن نباید به مفهوم ضد دینی باشد. دین به دلیل تلقی پیروان از آن به عنوان ماهیت قدسی ، امر زیربنایی در تنظیم اخلاق و روابط فردی و اجتماعی است

 از سوی دیگر بومی گرایی بویژه در بالکان ، یک موضع انفعالی ناقص در مقابل مدل ناموفق هویت سوسیالیستی است. بومی گرایی به مقابله با دیگران به عنوان موجودیتهای غیر بومی می انجامد و خود خطری در مقابل روند اروپاگرایی و بطور کلی نگرش جهانی است. بومی گرایی برای اثبات خویش متکی بر تاریخ ، اسطوره و ایدئولوژی است این بومی گرایی در مواضع نخست وزیر ایتالیا یا رییس جمهور فرانسه تا سازندگان فیلم فتنه آشکار است، آنجا که اسلام امر بیگانه ای تلقی می شود و تاریخ گذشته پرستش می شود. اروپا مداری یک نوع بومی گرایی است ، آن را حقیقتی صرفا مسیحی می داند،  و حقیقت را در بسته های تاریخ منجمد و فریز می کند. اروپامداری ، جنگها و خونریزیهای مسیحیان این قاره با یکدیگر را با مدارا و به عنوان یک واقعیت تاریخی می پذیرد و جنگهای عثمانی با دولتهای مسیحی را ، نشانه حمله اسلام به مسیحیت تفسیر می کند.

از سوی دیگر با پدیده بومی گرایی قومی ؛ صرب ، کروات و بوشنیاک روبرو هستیم. بومی گرایی بوشنیاک با شعار بوشنیاکی کردن بوشنیاکها ، به ترسیم هویتی از بوشنیاکها می پردازد که با اقوام صرب و کروات مرزبندی دارد.

یورگن هابرماس با تأکید بر اینکه اتحادیه اروپا فاقد یک تجربه تاریخی مشترك  همانند آنچه که در درون جوامع ملی هر یک از اعضاي این اتحادیه به وقوع پیوسته است  می باشد، چنین استدلال می نماید که هویت اروپایی لاجرم باید بافتی سیاسی و دموکراتیک داشته باشد. اگر چه اعضاي اتحادیۀ اروپا جملگی از رژیم هاي دموکراتیک برخوردار هستند و شهروندان آنان نیز از ارزش هاي سیاسی مشترك بهره مند می باشند.لیکن این همسانی ملی در سطح فراملی تجلی نیافته و تحقق آن نیز با تنگناها و چالش هاي عمده اي مواجه است.

بنابراین بنظر می رسد چالش اساسی بوشنیاکها ، چالش برای حفظ هویت دینی در کنار عقلانیت ، تحقق جامعه دموکراتیک و سکولاریسم سیاسی است. این چالش در مراحل اولیه آن قرار دارد و تعاریف دوباره از وضعیت خویش و اروپا ، کمک اساسی برای رسیدن به تعریف هویت اروپایی بوشنیاک خواهد کرد ، هویتی که هنوز در مرحله گذار و تحول است . برای تعریف این هویت ، نگاه عقلانی به جامعه و تاریخ و خروج از اندیشه بومی گرایی اساسی است. نگاه عقلانی به مفهوم غلبه بر عقده حقارت تاریخی و همچنین بر پایه های تعلق به دو فرهنگ و تمدن اسلام و غرب امکان پذیر است.