1میزگرد علمی «جوانان و چالشهای فرهنگی معاصر» روز جمعه 24 بهمن ماه در محل سالن اجتماعات مرکز فرهنگی شهر پریپولیه واقع در منطقه سنجک صربستان از ساعت 19 تا 21 برگزار شد.

در ابتدای این مراسم ، نادر افندی داچیچ با معرفی موسسه ابن سینا گفت: موسسه ابن سینا یکی از فعال ترین موسسات تحقیقاتی در بوسنی و هرزگوین است. کتابهای این موسسه و از جمله فصلنامه نشانه های زمان نقش مهمی را در دیالوگ فکری جامعه معاصر بوسنی ایفا می کنند. وی افزود: افزایش مشکلات اجتماعی و اخلاقی در بین اقشار مختلف اجتماعی از جمله جوانان یکی از پدیده های رو به رشد است. ما با سوالات مختلفی روبرو هستیم. پاسخ به این سوالات نیازمند تحلیل و بررسیهای دقیق است. اکنون فرصتی برای شهر ما فراهم شده تا به این مهم بپردازیم.

- سخنان دکتر روح الله قادری، مدیر موسسه ابن سینا سارایوو:

بسم الله الرحمن الرحیم. آنچه ما را واداشت که در این جلسه درخصوص چالش های جوانان اروپایی صحبت کنیم، بررسی و تحلیل نامه تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران امام خامنه ای است که کمتر از یک ماه گذشته خطاب به جوانان اروپایی و آمریکای شمالی نگاشته شد. سوالی که در این نامه مطرح گردید این است که جوانان از روشنفکران خود بپرسند که چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ لذا رهبری ایران از جوانان می خواهد که خودشان شناختی مستقیم و بی واسطه از منابع اصلی اسلام یعنی قرآن و سنت و سیره عملی پیامبر اسلام(ص) پیدا کنند و اجازه ندهند با چهره پردازی های موهن و سخیف، بین آنها و واقعیت، سد عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بی طرفانه را از آنها سلب کنند.

البته شما می دانید که جوانان با چالش های متعدد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند اما در اینجا مقصود و منظور ما تأکید بر یکی از این چالش هایی که به نظر مهمترین چالش معاصر جوانان نیز می باشد هست یعنی چالشهای فکری، اندیشه ای و اعتقادی.

من سه سوال مطرح می کنم و سعی می کنم به فراخور بحث و زمان پاسخ بدهم: 1) چرا جوانان 2) مهمترین چالش فرهنگی جوانان 3) راهکارهای پیشنهادی.

1) چرا جوانان:

دو دلیل در نامه تاریخی مذکور برای این سوال بیان شده. اینکه ما جوانان را مخاطب قرار می دهیم نه به دلیل اینکه پدران و مادران شما را نادیده می گیریم بلکه چون آینده ملت و سرزمینتان در دست شماست و از طرفی حس حقیقت جویی در قلب های شما زنده تر و هوشیارتر است.

از طرف دیگر امروزه به دلیل تحولات گسترده در حوزه های مختلف و چند قطبی شدن نظام بین الملل، مفهوم امنیت ماهیت نظامی وانحصاری خود را از دست داده و مفهوم امنیت ملی با سطح «رضایتمندی مردم» در هم تنیده شده و لذا جوانان به عنوان موتور محرکه تمامی تحولات سیاسی و اجتماعی در هر جامعه ای نقشی کلیدی و اساسی ایفا می کنند. از این رو جوانان همواره مورد طمع سیاسیون و دولتمردان برای منافع شخصی خودشان هستند.

2) مهمترین چالش فرهنگی جوانان:

دو چالش جدی جوانان امروز «جهل» و بدتر از آن «فهم نادرست» از حقایق و واقعیات بیرونی است. و از قضا فهم نادرست بیش از جهل، دست مایه افراط گرایان قرار گرفته است. اساساً ریشه افراط گرایی و فرقه گرایی فهم و درک نادرست از حقایق بیرونی است. مثالی را عرض کنم. شما رفتارهای سبعانه و وحشیانه گروههای تکفیری را در قتل بی گناهان، زنان و کودکان و اجبار دیگران به پذیرش اسلام را با پیام رحمانی و الهی قرآن و رفتار عملی پیامبر عظیم الشأن اسلام مقایسه کنید. در آیات متعددی از قرآن مثل «لا اکراه فی الدین(آیه 256 سوره بقره)؛ أفانت تکره الناس حتی یکونوا مومنین(آیه 99 سوره یونس)؛ و ما انت علیهم بالجبار(آیه 45 سوره ق)؛ فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمسیطر(آیه 22 سوره غاشیه)» هرگونه اجبار در پذیرش دین را غیرقابل پذیرش می داند چرا که اساسا دین پدیده ای قلبی و اعتقادی است و نه صرفا زبانی. بنابراین هرگز نمی توان و نباید رفتارهای غیر منطقی و غیرانسانی گروههای تکفیری و تروریستی را به نام اسلام دانست.

همچنانکه در نامه سال گذشته 126 نفر از علماء اسلامی به خلیفه خودخوانده داعشی اساسا این خلافت غیرشرعی و خودخوانده و تمامی رفتارهای وحشیانه این گروه تروریستی اعم از شکنجه کردن، مثله کردن، ویران کردن قبور صحابه و مسایلی از این قبیل را به شدت محکوم کرده و غیراسلامی و غیرانسانی اعلام کرده اند.

به این ترتیب مبارزه فکری و اندیشه ای با تفکرات و اعتقادات غلط و انحرافی گروههای تکفیری گام مهمی در مشروعیت زدایی از آنها و مکمل و بلکه مقدم بر مبارزه عملی با آنهاست.

3) راهکارهای پیشنهادی:

راهکار مبارزه با اسلام هراسی، اسلام شناسی و درک درست و حقیقی از ماهیت اسلام است. و این امر میسر نمی شود مگر با مطالعه درست و دقیق خود قرآن و رفتار اخلاقی پیامبر اسلام در تمامی امورات مدنی و نظامی. و از طرفی کرسی آزاداندیشی و تعامل و گفتگوی رهبران دینی و علماء و دانشگاهیان برای روشن شدن امور و تنویر افکار عمومی در فضای آزادی بیان بسیار مهم و اساسی است. البته از نظر ما هدف از آزادی بیان و عقیده همزیستی مسالمت آمیز ادیان و تمدن ها و فرهنگ هاست و نه ترویج نفرت افکنی، لجن پراکنی و وحشت افکنی میان مردم. اساساً اخلاق و حقوق از (احترام به) دیگری شروع می شود و نه از خود.

من در پایان عرایضم سوالی را مطرح می کنم و دوست دارم هر وقت با خودتان خلوت کردید به این سوال خوب فکر کنید؛ براستی اگر روزی تمام انبیاء اللهی یعنی ابراهیم خلیل الله، موسی کلیم الله، عیسی روح الله و محمد حبیب الله به طور همزمان ظهور کنند آیا ایشان با هم می جنگیدند و یا با هم به گفتگو و مناظره می نشستند که پیروان آنها همدیگر را تحمل نمی کنند؟!! خودتان قضاوت کنید.

- سخنان ادین اسماعیلویچ، مدیر کتابخانه شهر بیله پولیه مونته نگرو:

دولتها و نهادهای اجتماعی باید نقش بهتری را در چالش با مشکلات فرهنگی ایفا کنند. دولتها در این زمینه بودجه و امکانات بیشتری برای فعالیتهای فرهنگی جوانان اختصاص دهند و نگذارند تا این قشر بدون حمایتهای فرهنگی و اجتماعی دچار بحران بی هویتی شود. اگر فعالیتهای نهادهای غیر دولتی در این زمنیه گسترش یابد ، امید بیشتری برای مقابله با بحران اجتماعی و اخلاقی وجود دارد. ما اکنون با فقر امکانات فرهنگی مواجه هستیم. جوانان نیاز به برنامه ریزی و استفاده از امکانات دارند ولی در این زمینه دچار کمبود فراوانی هستیم.

آقای نادر افندی داچیچ در ادامه متن کامل نامه مقام معظم رهبری خطاب به جوانان اروپایی و امریکای شمالی را برای حاضران قرائت کرد.

- سعید عابدپور، مرکز بالکان شناسی موسسه ابن سینا:

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد – آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد. در جامعه امروز آنچه که به عنوان مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی با آن روبرو هستیم ، ما شاهد بخشی از بحران بزرگ جهانی می باشیم. جهانی که در آن زندگی می کنیم تحت تاثیر امواج جهانی شدن ، سکولاریسم ، صنعتی و شهری قرار دارد و این جهان به درون خانه ها خزیده است. جهانی که با انبوه اطلاعات و سردرگمی روبرو هستیم و فضای مجازی واقعی تری از هر چیز دیگری به نظر می رسد. بنابراین این سوال مطرح می شود چه چیزی واقعیت دارد ، چه چیزی درست و چه چیزی درست نیست ؟ و هزاران چرا و اما مطرح می شود. جهانی که در آن جوان تهرانی ، لندنی ، سارایوویی و استانبولی با سوالها و تردیدها روبرو هستند و ارزشها و هنجارهای اخلاقی و اجتماعی با دید نسبی گری به کناری گذاشته می شود.

اگر جوانان فکر می کنند دولتها و نهادهای اجتماعی و فرهنگی برای آنها راه حلی خواهند یافت ، راه خطایی می روند. دولتها و نهادهای اجتماعی در خدمت تبلیغ ارزشهای عصر نوین یعنی ارزشهای غربی می باشند. غرب به دنبال ایجاد جامعه مبتنی بر همزیستی مسالمت آمیز فرهنگها و تمدنها نیست و همه فرهنگها و تمدنهای دیگر باید تحت فرهنگ غربی دربیایند. دولتهای بالکان چنین وضعیتی دارند ، آنها در مسابقه برای اروپایی شدن بسر می برند و محکوم به تبعیت از آنچه هستند که اتحادیه اروپا برای آنها تعیین می کند. رابطه برابر بین ارزشهای ملی و منطقه ای و غربی وجود ندارد. دولتها تضادهای فرهنگی و اجتماعی را بیشتر می کنند و حتی نگاهی به آن نمی کنند که چه بر سر جامعه می آید.مگر یونان ، اسپانیا و پرتغال را فراموش کرده ایم. سناریوی یونانی سازی اروپا ، محتمل ترین سناریو برای کشورهای بالکان است.

اگر جوانان انتظار دارند نهادهای دینی می توانند راه حلی برای آنها بیابند ، دچار اشتباه هستند. بخش بزرگی از عملکرد نهادهای دینی در خدمت تبلیغ افراط گرایی دینی و ایجاد نفرت است. براستی اگر نهادهای دینی در راستای ارزشهای اخلاقی عمل می کردند و علیه دین ناسیونالیستی ، دین ضد تعقل و دین اسطوره زده و خیالاتی عمل می کردند ، چنین آشوب فکری و دینی وجود داشت ؟ در تمامی کشورهای منطقه یوگسلاوی اکثر نهادهای دینی در خدمت سیاست قرار دارند ، سیاستی که مبتنی بر اندیشه ناسیونالیستی و مخالف با ارزشهای برابری است که ادیان از آن سخن می گویند. اگر تاریخچه و عملکرد نهادهای دینی را مورد بررسی قرار دهیم ، تنها می توان از نقش مثبت برخی اعضای این نهادها سخن گفت. تا زمانی که نهادهای دینی به پرسش از عملکرد خویش و نقش اخلاقی و فرهنگی در جامعه نپردازند و تا جایی که این نهادها صرفا نگران کادر خود باشند و هدف را فراموش کنند ، ما با بحران روبرو هستیم.

اگر جوانان فکر می کنند راه حل از خود بیگانگی و پشت کردن به ارزشهای اخلاقی و سنتی است ، باز هم در اشتباه هستند. مگر می توان فروپاشی نظام اخلاقی در غرب را دید و آرزومند چنان نظامهای اجتماعی و اخلاقی بود. راه حل نه در پشت کردن به خود و نه در خود فرو رفتن است. خود فرورفتن یعنی تحجر و افراط گرایی دینی که تیشه بر ریشه دین و اخلاق می زند. بنابراین باید به خود اصیل و اخلاقی بازگشت . به همان خودی که حافظ از آن سخن می گوید. تا زمانی که جوانان به مطالعه و شناخت خویش نپردازند ، تا زمانی که عادت به مطالعه کتاب جایگزین هدر دادن اوقات نشود و تا زمانی که عادت به فکر و اندیشه در جامعه جایگزین عادات بد نشود ، مشکل بتوان از مبارزه با مشکلات فرهنگی و اجتماعی سخن گفت. به جای این که ما از دولت و نهادهای دیگر انتظار حرکت و مبارزه داشته باشیم باید اول از خود شروع کنیم .

سوال : شما در واقع می خواهید بگویید به دنبال کار اجتماعی و فرهنگی از طریق انجمنهای غیر دولتی یا دولت نباشیم؟ در آن موقع چگونه ممکن است به مقابله با ناهنجاریها پرداخت؟

عابدپور : رویکرد من این است که نباید نقش خود را فراموش کنیم و تنها به دنبال معجزه از سوی دولت باشیم. جوانان ، والدین و مربیان فرهنگی و تربیتی بیشترین نقش را در جامعه باید ایفا کنند. اگر فکر می کنیم تلویزیون و اینترنت به تنهایی جوانان ما را تربیت می کنند ، ما جوانان خود را در مقابل تضادها و ناهنجاریها قرار می دهیم. باید معنا و مفهوم زندگی و مفهوم بودن را مشخص کرد. چگونه شما می توانید بر این واقعیت چشم ببندید که دولتهای منطقه به دنبال استقرار دیدگاهها و گرایشهای فرهنگی غربی با تمامی نکات مثبت و منفی آن هستند. چگونه می توان نقش دولتها را در تبلیغ همجنس گرایی دید و ساکت نشست. بنابراین هدف من بیشتر انتقاد از عملکرد دولت و نهادهای فرهنگی و اجتماعی و دینی است. طبیعتا اگر این نهادها صادقانه در خدمت ارزشهای اخلاقی و دفاع از آنها قرار بگیرند و انجمنهای غیر دولتی هم چنین فعالیتی بکنند ، برای همه خوب است.

قادری: همه چیز بستگی به این دارد که ما چه مطالبه و انتظاری از نهادهای دولتی داریم. درخصوص مسائل فکری، اندیشه ای و اعتقادی حتماً خود فرد بایستی با تحقیق و تدبر مسیر زندگی خود را مشخص کند که البته این مهم نافی نقش تربیتی و حمایتی نهادهای فرهنگی و دینی دولتی نیست. از طرفی دولتها وظیفه ذاتی حفظ امنیت و رفاه ملی و عدالت اجتماعی تمام اقشار جامعه از هر قوم و مذهب و نژادی را دارند. و دراین مسیر دولتها با بسترسازی مناسب فرهنگی امکان انتخاب درست و اخلاقی را برای خصوصا جوانان فراهم می کنند. وگرنه به آن نقطه رضایتمندی که قبلا عرض کردم نخواهند رسید. هر دولتی را باید با دو شاخص ارزیابی کرد. اولا کارآمدی حداکثری در تمامی حوزه های سیاسی،فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و ثانیاً پاسخگویی و مسئولیت پذیری. و این دو میسر نخواهد شد مگر با چرخش تمام نخبگان و از تمام علایق و سلایق اجتماعی.

سوال : شما از تجربه ایران در برخورد با مشکلات و ناهنجاریهای اخلاقی بگویید ؟

عابدپور: تجربه ایران را می توان در سه محور بیان کرد. نخست این که در نظام تعلیم و تربیت ایران و در سطح مدارس و دانشگاهها تا حد زیادی تاکید بر رابطه عادلانه با دانش آموزان و دانشجویان می شود. چنین نیست که افراد از طریق سوءاستفاده بتوانند مدارک دانشگاهی اخذ کنند. در بخش بزرگ نظام آموزشی ایران نگاه عادلانه برقرار است. دوم ، ما این بنا را داریم که نظام بسته ای نباشیم و همچنین نظام کاملا بازی نباشیم. مفهوم آزادی مطلق یک مفهوم ضد اخلاقی است. بنابراین همواره در مسیر نقد ، تعقل و شناخت قرار داریم و از اینرو ایران کشوری است که در آن افراط گرایی دینی و غربی شدن به یکسان مورد حمله است. سوم نوع نگاه ما به ارزشهای اخلاقی و سنتی است. این محوری ترین قاعده زندگی در زندگی ایرانی است. شاید تغییر وارد حوزه های سیاسی و اجتماعی بشود ولی قاعده اخلاق باید ثابت بماند. بحث نسبی گرایی که اکنون با غلبه غرب بر جهان سیطره دارد ، مفهومی جدال برانگیز در ایران است. ما نسبی گرایی اخلاقی را نمی پذیریم و جوانان نیز با این رویکرد تربیت می شوند. البته باید بگویم در ایران نیز در بین بخشی از جوانان و جامعه مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی وجود دارد ولی خوشبختانه این مشکلات نتوانسته قاعده نظم سنتی اخلاقی را بر هم بزند و تنها به دلیل فعالیت گسترده حکومت و مردم فکر نمی کنم بحران هویت به شکل وسیعی ایران را فرا بگیرد.

234567