مقدمه

یکی از زیرشاخه‌ها در کنار مفهوم کلان اخلاق و رشته‌ای نوپا در حوزه ی آکادمیک فلسفه ی اخلاق: «اخلاق زیست‌شناختی» است که هم شاخه ی فلسفه اخلاق است و بحث درباره ی خاستگاه‌ها و زمینه‌های زیستی اخلاق و پیوند بایدها و نبایدهای اخلاقی با جنبه‌های زیست شناختی را در بر می گیرد و هم به دلیل داشتن جنبه ی کاربردی و عملی در زندگی آدمی با جنبه های گوناگون ارتباط وثیق می یابد و در حوزه ی اخلاق کاربردی و عملی نیز مطرح می شود.

متخصصان بیواتیکس به دنبال یافتن پاسخ‌هایی برای سؤال هایی اخلاقی اند که از ارتباط بین علوم زیست شناسی، تکنولوژی زیستی (بیوتکنولوژی)، پزشکی، علوم سیاسی، حقوق، فلسفه و دین‌شناسی ایجاد شده‌اند و اخلاق رفتار با حیوانات و اخلاق محیط زیستی (environmental ethics) هم بخشی از آن است.

اخلاق زیستی به همه ی چالش¬های هنجاری پدیدآمده از رهگذر پیشرفت علوم زیست شناختی اشاره دارد، و در این عرصه به ویژه بر مسایلی که مستقیماً با بهداشت و پزشکی ارتباط دارند، تمرکز فراوان دارد و چالش های اخلاقی را که به سبب پیشرفت¬های زیست پزشکی شگفت¬انگیزی مانند امور ژنتیک به وجود آمده است، مورد بحث قرار می دهد.

برخی به‌ دلیل طرح مسأله ی سلامتی، به اشتباه آن را معادل و مترادف اخلاق پزشکی(medical ethics) می‌دانند اما حق آن است که اخلاق بیولوژیک گستره‌ای فراتر از اخلاق پزشکی و نیز اخلاق زیستی - پزشکی(biomedical ethics) است و فلسفه ی حقوق پزشکی (Medical Jurisprudence) و نیز مسایل اخلاقی ناشی از پیشرفت های نوین و توسعه ی فناوری‌های پزشکی را در بر می‌گیرد.

هدف اخلاق زیستی درک عمیق و درست مسایل حاصل از دست آوردهای علوم زیستی و بیوتکنولوژی مدرن است و با پرسش های عمیق فلسفی، به جنبه¬ها و لایه¬های زیرین¬تر اخلاقی موضوعات نظیر ارزش حیات و مفهوم انسان می پردازد و مسایل مربوط به سیاستگذاری عمومی در حوزه ی اخلاق زیستی و نیز کنترل و جهت دهی اخلاق علوم زیستی را در بر می گیرد. درواقع اخلاق زیستی حوزه ای نوین در قلمرو اخلاق عملی است.

می توان گفت: مجموعه‌ها یا رشته‌هایی از مسایل اخلاقی که از تکنولوژی‌های زیستی- پزشکی و تعامل انسان با حیوانات و محیط زیست ناشی می‌شوند، اخلاق زیستی را سامان می دهند.

اهمیت اخلاق زیستی

در یک نگاه کلان، علوم زیستی به دلیل ارتباط مستقیم با زیست انسانی، هم امیدآفرین و هم بیم‏زا هستند. از یک سو، حل بسیاری از مشکلات انسانی از درمان بیماری ها گرفته تا حل مشکلات غذایی جوامع انسانی به آن وابسته است و از سوی دیگر، دست‏آوردهای علوم زیستی بی‏تردید می‏تواند به جای حل مشکلات انسانی، شبیه فیزیک به سلاحی در دست آدمیان تبدیل شود.

از همین رو اخلاق در حوزه ی علوم زیستی به معنای عام از اهمیت دو چندان برخوردار است.

مفهوم اخلاق زیستی

در این جا مراد ما از اخلاق زیستی، «اخلاق زیستی توصیفی» به مفهوم نوع نگاه مردم به زندگی و نقطه شروع عشق به زندگی و علاقه به خویشتن نیست. یا «اخلاق زیستی بینشی» به معنی حق بشری برای متذکرشدن به حقوق و تکالیف متقابل خویش و دیگران به لحاظ پیشرفت تمدن بشری هم نیست. حتی «اخلاق زیستی تعاملی» به مفهوم تکامل ایده¬های اخلاقی و سخن گفتن از آن ها برای رسیدن به نوعی همگرایی در میان افراد اجتماع هم نیست. بلکه اخلاق زیستی پژوهش و عملکردی با ماهیت بین رشته¬ای است که هدف آن تنقیح و حل مسایل اخلاقی ناشی از معرفی و اجرای مطالعات پزشکی، زیستی و زیست شناختی است. هم در جنبه ی نظری و هم در جنبه ی عملی باید بدان پرداخت.

اخلاق زیستی و بیولوژیک یا بیواِتیک (bioethics)در معنای وسیع کلمه و فراتر رفتن از اخلاق کلاسیک: مطالعه ی معضلات اخلاقی، اجتماعی و سیاسی‌ای در زندگی بشری است که خط مشی سیاسی و اجتماعی نیز در بر می¬گیرد و از پیشرفت در علوم پدید آمده و ریشه ی بیولوژیک دارند و نه ایدئولوژیک و به تعبیر وی. آر. پاتر (V. R. Potter) مستقیم یا غیرمستقیم با سلامتی، تندرستی و بهروزی انسان ارتباط دارد.

اخلاق زیستی در اسلام

اخلاق زیستی اسلامی به شکل تنگاتنگ با آموزه¬های گسترده ی اخلاقی قرآنی و سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم و در نتیجه با نوعی تفسیر از شریعت اسلامی مرتبط است. تأملات اخلاق زیستی از خود دین جدایی ناپذیر است؛ دینی که بر پیوستگی بین جسم و روح و حوزه های مادی و روحانی و نیز اخلاق و حقوق تأکید دارد. قرآن و سنت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم حاوی اصول راهنمایی کننده ی مشروح و مشخصی در موضوعات مختلف است، که به طور مشخص نشان از اهمیت اخلاق زیستی در زندگی انسان است.

از سوی دیگر، اخلاق و حقوق و به تبع آن اخلاق و قانون در هیچ زمینه ای به اندازه ی حوزه ی اخلاق زیستی به هم پیوند نیافته¬اند. در اخلاق زیستی، همواره بین اخلاق و حقوق رابطه¬ای متقابل و دو سویه برقرار است، هر چند که نقش و تأثیر اخلاق بر حقوق نقشی گسترده و پررنگ است، به گونه ای که برخی فلاسفه مانند ریپر فرانسوی و علامه جعفری حقوق را کاملاً متأثر از اخلاق می دانند. آموزه¬های حقوقی اخلاقی در بسیاری از زمینه ها، حاصل همکاری مشترک اندیشمندان حوزه ی حقوق و اخلاق است.

برخی تعابیر که در آیات شریف قرآن آمده، شایان توجه است:

«به سبب آن چه دست‌هاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، تا [خدا سزاي‏] بعضي از آن چه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند». (روم: 41)

«و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين برايشان مي‏گشوديم، ولي تكذيب كردند. پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان‏] آنان را گرفتيم». (اعراف: ۹6)

«و اگر آنان به تورات و انجيل و آن چه از جانب پروردگارشان به سويشان نازل شده است، عمل مي‏كردند، قطعاً از بالاي سرشان [بركات آسماني‏] و از زير پاهايشان [بركات زميني‏] برخوردار مي‏شدند. از ميان آنان، گروهي ميانه‏رو هستند، و بسياري از ايشان بد رفتار مي‏كنند». (مائده: 66)

بحران‌های اجتماعی و فردی انسان معاصر پیش از آن که ناشی از عقب‌ماندگی علمی و صنعتی باشد، ناشی از انحطاط اخلاقی و بی‌توجهی به فضایل انسانی است.

تجربه ی تاریخی بشری نشان داده که انسان ها در برهه‌هایی از تاریخ که جهان‌محوری یا خودمحوری را اساس دیدگاه خود ساخته است، از خود حقیقی و خدای خویش غافل شده و در نتیجه به «خود تباه‌گری» و «دگر تباه‌گری» روی آورده است.

تخریب محیط‌زیست از طریق دفن زباله‌های اتمی، به‌کارگیری سلاح‌های بیولوژیکی و توسعه تأسیسات آلاینده صنعتی از جمله نتایج و رهاوردهای علم و تکنولوژی مدرن با مدل سکولار است.

ورود تکنولوژی‌های برتر و صنایع و علوم پیشرفته در عرصه ی زندگی بشر مشکلات را پیچیده و پیچیده‌تر کرده و بحران‌های اخلاقی برای انسان به‌وجود آورده که هرگز با آن ها روبه‌رو نبوده است، این جا است که به اهمیت و ارزش مبانی و اصول اخلاقی و حیاتی و متعالی اسلام و سایر ادیان ابراهیمی پی می‌بریم.

جهان معاصر به موجب توسعه ی فلسفه، علم و تکنولوژی دنیامدار مخرّب با هویت مدرن و پست‌مدرن، بیش از هر زمان دیگری به توسعه ی اخلاق و حقوق از جمله اخلاق و حقوق زیستی با رویکرد و مبانی عرفانی، اسلامی، نبوی و علمی اصیل نیازمند است.

نگاهی به اخلاق در محیط زیست

پرسش مهم در باب چگونگی بهره گیری آدمی از جهان مادی و محیطی است که به تسخیر بشر در آمده است. ما در عصری زندگی می کنیم که همراه با بحران‌هاي بزرگ زيست‌محيطي در زمين است. سال 1992 حدود 1600 تن از دانشمندان برجسته ی و متعهد جهان، در بيانيه‌اي، با عنوان «دانشمندان جهان به بشريت هشدار مي‌دهند»، اعلام كردند كه «رفتارهاي ويرانگر انسان معاصر به جايي رسيده است كه ممكن است جهان زنده چنان دگرگون شود كه ديگر نتواند حيات را، به شيوه‌اي كه براي ما آشنا است، تأمين كند... اخلاق جديدي لازم است، اين اخلاق بايد حركت عظيمي برانگيزد، بايد رهبران بي‌ميل و انگيزه، حكومت‌هاي بي‌ميل و انگيزه و انسان‌هاي بي‌ميل و انگيزه را وادارد تا تغييرات لازم را ايجاد كنند». به تعبیر لستر راسل براون و دیگران در کتابشان به نام «جهان در آستانه ی سال 2000»: «هيچ نسلي تاكنون با چنين مجموعه ی پيچيده‌اي از مشكلات كه نيازمند توجه فوري باشد، روبه‌رو نبوده است. ما نخستين نسلي هستيم كه بايد تصميم‌هايي تعيين‌كننده اتخاذ كنيم تا سياره‌اي كه به فرزندان ما به ارث مي‌رسد، قابل سكونت باشد... زمان آن فرا رسيده كه با يكديگر صلح كنيم، تا بتوانيم با كره ی زمين صلح كنيم».

چرا كار انسان و طبيعت به اين جا رسيده است!؟

رشد و پيشرفت چشمگير و روزافزون علم‌ و فن آوري در دو قرن اخير، موجب توانايي انسان برای تسلّط بر محيط زيست، طبيعت و تصرّف در آن و بهره‌گيري هرچه بيش تر شده است، اما کدام اندیشه ی فلسفی حاکم بشر امروزی را به این وضع رسانیده است؟ اصالت انسان یا اومانیسم، همراه با اصالت فرد (Individualism) که خودمختاری، آزادی مطلق و محوربودن انسان را ترویج می کند، اصالت سود يا مطلوبيّت (Utilitarianism)، که هر چیز سودآور را ارزشمند و درست می پندارد، اصالت لذّت (Hedonism) که لذّت را خیر ذاتی می داند و لذّت بیش تر را با ارزش تر تلقی می نماید و استفاده ی مسرفانه، غیرمنطقی، نامناسب و تخریب منابع و مواهب طبیعی را به شرط لذّت آوری مجاز می شمارد، و اصالت آزادي یا لیبرالیسم (Liberalism) که آزادي مطلق بشر را ارزشي حاکم و مقدّم بر ارزش‌هاي الهي و اخلاقي مانند توحيد و عدالت می پندارد، تنها بخشی از این اصول است و این اصول، انسان را بریده از خدا یا حتی دشمن با او قلمداد می کند که متّکی بر عقل خطاكار و علم و فن آوري، خود را در دستيابي به سود و لذتِ هرچه بيش تر و تسخیر محیط و عالم و آدم، رها مي‌بيند. از ميان‌رفتن جنگل‌ها و سبزه‌زارها، آلودگي آب و هوا و حتی خاك، كاهش منابع طبيعي، همراه با از دست‌رفتن ارزش‌هاي والاي الهي، معنوي و اخلاقي و البته افزايش انواع بزه كاری هاي فردي و اجتماعي، ازدياد انواع بيماري‌هاي جسمی، رواني، و روان‌تني، تنها نمونه‌هايي از پيامدهاي ناخوشايندی است که گریبانگیر بشر امروز شده و می شود.

اخلاق زيستي در پی پاسخ به سؤالاتی اخلاقي است که در حوزه ی زيست شناسي، طب و زيست فناوري هاي نوين ايجاد شده است و در این راستا، به كارگيري اخلاق در عمل را دنبال مي نمايد و در این عرصه، اخلاق زیست محیطی نیز درباره ی چگونگي رفتار انسان با محیط پیرامونی او بحث مي‌كند.

به دیگر بیان، انسان علاوه بر رابطه ای که با خداوند سبحان، با خود و نیز با دیگر انسان‌ها دارد، رابطه ای ویژه نیز با پیرامون و محيط زيست (Environment) دارد و بر همین اساس، باید برای این رابطه، مجموعه‌اي از احكام و دستورالعمل‌هاي اخلاقي در نظر گرفته شود که از آن می توان تحت عنوان «اخلاق محيط زيست» (Environmental Ethics) نام برد.

نظریات اخلاقی در این عرصه

همه ی نظریات اخلاقي، مبتني بر جهان‌بيني؛ یعنی نوع نگاه به هستي، طبيعت و انسان است و طبعاً بنيادي‌ترين و مهم‌ترين پرسش‌هاي پيش روي آدمي در این باره، باید به درستی پاسخ داده شود تا نظریه ی اخلاقی درست سامان بیابد.

داشتن آفریننده یا تصادفی بودن آن، غایت داشتن یا بی هدفی، مادی محض یا درهم پیچیده ی مادی و معنوی، ارزش داری یا بی ارزشی طبیعت و رابطه ی انسان با آن، کمال و سعادت انسانی و بسیاری دیگر از جمله سؤال هایی است که نیازمند پاسخی درخور و شایسته است.

در باب نظریات اخلاق زیستی، و حق اخلاقی انسان و زیست، تاکنون مبتنی بر مکاتب مختلف، نظریات گوناگونی مطرح شده است:

الف) نظريه ی انسان‌مدار (anthropocentric, human center) از ميان موجودات طبيعي، فقط انسان را داراي ارزش می داند و حتی برای او ارزش ذاتي (Intrinsic Value) اثبات می کند که بر اساس آن، انسان داراي شأن و حق اخلاقي است و ساير موجودات طبيعي، يا بي‌ارزش‌اند يا حداكثر داراي ارزش ابزاري‌اند (Instrumental Value). پس هر نوع رفتار انسان با طبیعت، اخلاقاً فاقد اشکال است.

ب) نظريه ی حيوان‌مدار (Animal Liberation, zoo centrism) از میان موجودات هستی، برای انسان و حیوانات قایل به ارزش و شأن اخلاقی است.

ج) نظرية زيست (حيات‌) مدار (Biocentrism, extensionism) همه ی موجودات زنده، اعم از انسان، حيوان و گياه را داراي ارزش و شأن و حق اخلاقي می داند.

د) نظريه ی بوم‌مدار (Ecocentrism) همه ی موجودات كره ی زمين با ارزش و داراي شأن و حق اخلاقي می داند.

ه) نظريه ی عالم‌مدار (Universalism) همه ی موجودات عالم را ارزشمند و داراي شأن و حق اخلاقي می داند.

بر اساس این نظریات، دایره ی مسؤولیت انسان نسبت به هستی، از محدود و کم دامنه (انسان مدار) تا بیش ترین حد و دامنه (عالم مدار) قلمداد شده است که طبعاً پیروی از هر کدام، نتایج ویژه ی خود را به دنبال دارد.

بررسی دیدگاه اسلام

از ديدگاه اسلام، همه ی مخلوقات عالم متناسب با بهره ی آن ها از کمالات وجودی و افاضه و عنایت الهی، از ارزش برخوردارند، اما لزوماً این ارزش، اخلاقی نیست. شأن و ارزش اخلاقي، تنها مربوط به موجوداتي است كه داراي توانايي انتخاب آگاهانه هستند و بر این اساس، تنها انسان داراي شأن و ارزش اخلاقي است و همین انسان، نسبت به همه ی موجودات آفرینش مسؤوليت دارد و در روز داوری بازپسین و نهایی در باره ی آن ها مورد پرسش قرار خواهد گرفت. به تعبیر قرآن کریم: «و قفوهم إنهم مسؤولون» (صافات: ۲۴).

با تأمل در آيات قرآن كريم، منشأ و ماده ی اوليه ی آفرينش انسان، ارض یا زمين (هود: 61)؛ تراب یا خاك (حج: 5)؛ صلصال یا گِل خشكيده ی بدبو (حجر: 26)، طین یا گِل (انعام: ۲)، ماء یا آب (فرقان: ۵۴) و نطفه (نحل: ۴ و يس: 77) را دانسته است که همه برگرفته از طبیعت است و در مرحله ای خاص با دمیدن روحی که مخلوق ذات باری تعالی است (مؤمنون: ۱۲ـ۱۴)، به او کسوت انسانی پوشانیده می شود. پس انسان، دارای دو بعد جسمی و روحی است.

انسان با زیستی جاودانه، به دلیل ابتلا و آزمایش الهی (دهر: ۲؛ كهف:۷) مورد بشارت یا بیم و انذار قرار می گیرد (بقره: ۲۱۳؛ فاطر: ۲۴) و عهد و میثاق الهی مبنی بر تبعیت نکردن از شیطان و شرک نورزیدن از او گرفته شده است (يس: 6۰؛ بقره: ۸۳)، پس موجودي مختار و توانا بر انتخاب آگاهانه و ایمان یا کفر او نسبت به حق مختارانه است (كهف: ۲۹ و ۴۲) و از همین رو، مورد بازپرسی نعمت ها قرار می گیرد (تكاثر: ۸) و مسؤول است (صافات: ۲۴). پس کمال او نیز اختیاری است و همین ارزش اختیاری، واجد حسن و قبح است و اتّصاف به اخلاقی بودن یا غیراخلاقی بودن می یابد. پس بحث از ارزش، حق و مسؤوليت اخلاقي، فقط در باره ی انسان معنا و مفهوم خواهد داشت.

از منظر قرآن کریم، کاری واجد ارزش اخلاقی است که واجد دو شرط اساسی باشد تا او را به سعادت و کمال نهایی برساند:

الف) برخاسته از ايمان به خداوند و روز قيامت

ب) در چارچوب دستورات شرع مقدس اسلام.

از یک سو انسان، با نوعی کرامت تکوینی یا ذاتی (اسراء: ۷۰) توانايي بهره گیری از همه ی مخلوقات در جهت اهداف خود را که «مقام عبودیّت» است (ذاريات: ۵6) دارد و با عقل‌ورزي و انتخاب آگاهانه و استعداد كمال‌يابي بي‌نهايت، در این آزمون الهی (انعام: ۱6۵؛ ملك: ۲) مسیر کمالی خود را طی می کند (انشقاق: 6) و در این مسیر، زمين بستر آرامش و آسايش، رشد و شكوفايي انسان است (بقره: ۲۲؛ طه: ۵۳؛ ملك: ۱۵) و نعمت های الهی به عنوان امانت در اختیار او قرار داده شده (احزاب: ۷۲)، و جهت تأمين مصالح انسان، طبیعت برای او تسخیر و رام شده (ابراهيم: ۳۳؛ نحل: 12 و 14) و حق تصرف و استفاده دارد (بقره: ۲۹؛ اعراف: ۱۰). اگر درست استفاده نکند، ستمگر و ناسپاس خواهد بود (ابراهيم: ۳۴) و پایین تر از چهارپايان، در مقام گمراهان قرار خواهد گرفت (اعراف: ۱۷۹).

از سوی دیگر، جهان هستي و طبيعت، مخلوق و مملوك خداوند است (انعام: ۱۰۱ و 102؛ فرقان: ۲؛ نجم: ۳۱) که به حق آفریده شده (دخان: ۳۸؛ انعام: 73؛ حجر: 85) و بر کلیت جهان آفرینش، قوانين و سنت‌هاي تغییرناپذیر الهي حاكم است (فرقان: 2؛ يس: ۳۸ و 39؛ لقمان: ۲۹؛ اعراف: ۳۴) و مانند انسان، تحت تدبیر الهی (رعد: 2) غایتمند و هدفدار و البته شعورمند است (نحل: 68؛ هود: ۴۴؛ حشر: 11؛ احزاب: ۷۲). همه ی اجزاي عالم هستي، با دو جنبه ی ملکی (دنیوی) و ملکوتی (معنوی) (كهف: 26؛ انعام: ۷۵؛ حجر: ۲۱؛ يس: 83؛ سجده: 6؛ اعراف: 185)، تجلي و آيت خداوند است (اسراء: ۱۲؛ فصلت: ۵۳) و با نظامی هماهنگ، بدون خلل در تدبیر الهی اند (ملك: ۳۲؛ حجر: ۱۹؛ انبياء: ۳۳) و ذات اقدس الهی بر آنان احاطه دارد و حافظ آن ها است (نساء: ۱۲6؛ اسراء: 6۰؛ فاطر: ۴۱؛ حجر: ۱۷).

هر آدمی واجد سه گونه زیست در دنیا است:

الف) زیست بیولوژیکی: در زیست دنیایی و زندگی طبیعی خود، نیازمند بدن است و با نوعی اشتراک میان انسان، حیوان و گیاه به تغذیه، نمو و تولید نیازمند است.

ب) زیست حیوانی: آدمیان در نقطه ی مشترکی با حیوان، از عواطف و احساسات برخوردار است.

ج) زیست انسانی: آدمی در حیات انسانی خود، از یک سود مبتنی بر داده های عقل و وحی، جزم علمی درباره ی جهان و موجودات ویژه ی آن پیدا می کند و از سوی دیگر، در باب کیفیت تعامل درست با خدا، خود، جهان و دیگران، عزمی عملی می یابد و رسالت تأمین این حیات معنوی انسانی برای فرد و جامعه را اخلاق بر عهده دارد که با راهنمایی های وحی، سامان درست را برای زندگی بشری ترتیب می دهد.

بر این اساس، مبتنی بر مبانی فوق، شاید بتوان چارچوب نظريه ی اخلاق زيستي اسلام را به ‌اختصار به شرح زیر بیان کرد:

فارغ از ارزشمندی همه ی موجودات الهی متناسب با بهره ی کمالی آن ها، شأن، ارزش، حق و مسؤوليّت اخلاقي، به معنای خاص، از ميان مخلوقات الهی، گذشته از جن به عنوان موجودی نامرئی، فقط به انسان اختصاص دارد، زيرا فقط او داراي قدرت اختيار و انتخاب و هدف آگاهانه است و شعور، آگاهي و انتخاب ساير مخلوقات، طبيعي يا غريزي است و نه اختیاری. مسؤوليت اخلاقي انسان در برابر طبيعت، بر حسب فضيلت امانت‌داري و جانشيني عام او در زمين و نيز به موجب قاعده ی تلازم ميان حق و تكليف، در قبال حقِّ الهی تصرف و بهره‌برداري از طبيعت است که باید با رضايت و اذن خداوند و مطابق با دستورها و احكام الهي باشد. پس نمی تواند هرگونه كه بخواهد با طبيعت و محيط زيست رفتار كند و هر مقدار كه بخواهد از آن استفاده كند، بلكه بايد براساس ضوابط و به مقداري كه براي بقا، رشد و كمال حقيقي او ضرورت دارد، بدون اسراف، تبذير، تخريب و افساد به شدت بپرهيزد (مؤمن: ۳۴؛ مائده: ۳۳ و 6۴؛ اسراء: ۲6 و ۲۷) در طبيعت تصرف و از آن استفاده كند.

این نظریه، با نگاهی واقع‌بينانه مبتنی بر خرد‌ سالم، و متكي بر مباني و آموزه‌هاي مستدلّ وحیانی، از نوعی اعتدال برخوردار است و برخلاف نظریه ی انسان مدار که تنها انسان را با ارزش می داند، با ارزشمند دانستن همه ی آفریده های الهی، برخلاف نظریه عالم مدار که همه ی موجودات را دارای حق و مسؤولیّت اخلاقی قلمداد می کند، ارزش، حق و مسؤوليّت اخلاقي را تنها از اختصاصات انسان بر مي‌شمارد که به موجب آن، مورد پرسش الهی نیز در روز بازپسین و یوم الحشر قرار خواهد گرفت. به تعبیر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در آن روز، آدمیان در باره ی همه چیز مورد سؤال قرار می گیرند، حتی از حیوانات و زمین مورد استفاده.

در این عرصه، گذشته از فضایل و مفاهیم عام اخلاقی، نظیر تقوا و پرواپيشگي، امانت‌داري، شكرگزاري، عدالت‌ورزي، اصلاح، اعتدال و ميانه‌روي و قناعت، که در اخلاق زیستی لازم الرعایه است، می توان از پاره ای احکام سخن گفت که در متون و منابع دینی آمده است.

احکامی در این عرصه مطرح است:

الف) آبادساختن زمین (هود: 61) به گونه ی متوازن و هماهنگ در همه ی اجزای طبیعت: به تعبیر پیامبر اعظم خاتم صلی الله علیه و آله و سلم: باید در حفظ آن کوشید و به آن مانند مادر، حرمت نهاد و هرکس بر روی آن کار نیک یا بد انجام دهد، گزارش خواهد کرد (نهج الفصاحه پاينده، ح۱۱۳۰) و به تعبیر حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام: «خدا را واپاييد در حق شهر‌هاي او و بندگانش، كه شما مسؤوليد حتي از سرزمين‌ها و چهارپايان (نهج البلاغه، خطبه 167)

ب) نهی از افساد در زمین (اعراف: 56) و نابودسازی کشتزارها و دام ها (بقره: 205).

ج) لزوم استفاده و تصرف از مواهب حلال و پاک به دور از هوا و هوس و پیروی از شیطان (بقره: ۱6۸؛ مائده: ۸۸) همراه با سپاس گزاری (نحل: ۱۱۴) و به دور از اسراف و تبذير و نابودسازی آن ها (انعام: ۱۴۱).

د) لزوم تفکر و تأمل در آیات و نشانه های الهی و الگوگیری مناسب از آن ها (روم: ۵۰؛ آل‌ عمران: ۱۹۱؛ جاثيه: ۴ و 5؛ رعد: 3). قرآن کریم آب را منشأ حيات و زندگي دانسته است (انبياء: ۳۰) و به تعبیر پیامبر اعظم خاتم صلی الله علیه و آله و سلم، در کنار آتش و چراگاه، آب نیز حقّی همگانی (مستدرك الوسائل نوري، ج۱۷، ص۱۱۴، ب۱، ح۲) و سرور نوشیدنی های دنیا و آخرت است (مستدرك نوري، ج۱۷، ص6، ح۵) و در احادیث فراوانی از آلوده ساختن آب نهی گردیده است.

در قرآن کریم از گیاهان و درختان صحبت شده و به برخی سوگند خورده شده (تين: ۱) و بر نگهداری آن ها تأکید رفته است. در روایات شریف نیز از یک سو بر كشاورزي، درخت‌كاري و آبياري گياهان و مراقبت از آن ها تأكيد شده و در بیان پیامبر اعظم خاتم صلی الله علیه و آله و سلم کاشتن درخت و افشاندن بذر، ثواب و صدقه است (مستدرک نوري، ج۱۳، ص۴6۰) و ثواب آب دادن به گياه را، همانند ثواب آب دادن به انسان مؤمن تشنه (بحار مجلسي ، ج۹، ص۲۱۲) و کشت و زرع را بهترین مال دانسته است (مستدرک نوري، ج۱۳، ص۴6۰) و آن را محبوب ترین اعمال نزد خدا دانسته و تصریح کرده است که همه ی پيامبران الاهي جز حضرت ادريس علیه السلام كشاورز بوده‌اند (مستدرک نوري، ج۱۳، ص۴6۰). از سوی دیگر، از آسيب رساندن و از بين بردن گياهان به شدت نهي شده است. پیامبر اعظم خاتم صلی الله علیه و آله و سلم در فرازي از فرمان خود درباره ی رفتار سپاهيان اسلام، حتي در سرزمين دشمن، از آتش زدن، غرق كردن و قطع و نابود ساختن درختان و كشتزارها به شدت پرهيز داده است (کافي كليني، ج۵، ص۲۹) جز در موارد اضطرار (کافي كليني، ج۵، ص۲۷) امام صادق علیه السلام نیز با نهی از قطع درختان، كيفر آن را عذاب الهي دانسته است (کافي كليني، ج۵، ص۲6۴) و امير مؤمنان علیه السلام نیز كيفر کشتن بي‌دليل چهارپايان یا قطع درختان یا تخریب كشتزار، چاه و نهر آب را، جريمه ی نقدي و شلاق دانسته است (مستدرك نوري، ج۱۷، ص۹۵).

در قرآن با نام بردن از بسیاری حیوانات، حتی برخی سوره ها نیز به نام حیوانات نام گذاری شده است یا به منابع و فواید حیوانات برای انسان اشاره شده (نحل: ۸) و از انسان تفکر و تأمل و حتی الهام گیری خواسته شده است (انعام: ۱۴۴). در روايات اسلامي نيز از حقوق حيوانات و احكام مربوط به رفتار با آن ها بسيار ياد شده است. در بیان پیامبر اعظم خاتم صلی الله علیه و آله و سلم نشستنگاه قرارندادن پشت چهارپایان (مستدرک نوري، ج۸، ص۲۵۹) و آن را محل گفتگو قرار ندادن (کافي كليني، ج6، ص۵۳۹) توصیه شده و از داغ كردن و ضربه زدن بر چهره ی آن ها نهي شده است (مستدرک نوري، ج۸، ص۲6۱). حتی به صاحب شتری که بدون برداشتن جهاز از پشت آن، پای او را بسته و در زنجیر کرده بود، فرمود باید آماده ی پاسخ گویی روز قیامت باشد (وسائل حر عاملي، ج۱۱، ص۵۴۱) و از ایشان روايت شده كه هركس بي‌دليلي موجَّه گنجشكي را بكشد، روز قيامت از عرش چنين ندا مي‌رسد: پروردگارا از اين فرد بپرس از چه رو بي‌فايده مرا كشت؟ (مستدرك الوسائل نوري، ج۸، ص۳۰۳) حضرت امير مؤمنان علیه السلام نيز بر پروای الهی در اموال و احشام (گوسفند، گاو و كبوتر) تأکید کرده است (وسائل حر عاملي، ج۱۱، ص۵۱۸) امام صادق علیه السلام خطاب به جوانی که صاحب شتری لنگ بود، توصیه به مدارا فرمود (وسائل حر عاملي، ج۱۱، ص۵۴۱) و برای چهارپا، شش حق را بر صاحب آن ذکر کرد:

اول، بيش از توان چهارپا بر آن بار مگذارد. دوم، از پشت چهارپا به مثابه محلي براي نشستن و گفت‌وگو استفاده نكند. سوم، علوفه ی آن را همواره به‌هنگام دهد. چهارم و پنجم، به چهره ی آن داغ و ضربه نزند؛ زيرا چهارپا خدا را ستايش مي‌كند. ششم، به هنگام عبور از كنار آب، اجازه دهد كه آب بياشامد (کافي كليني، ج6، ص۵۳۷).

سخن آخر

خلاصه این که: پیشرفت های علمی بشر در حوزه ی علوم زیستی و فن آوری های نوین به انسان معاصر توانایی‏های فراوانی بخشیده که هم امیدوار کننده و هم بیم افزا است که توجه به اخلاق زیستی همراه با التزام درونی و البته قواعد نگهدارنده ی بیرونی را می طلبد تا آرامش را در کنار آسایش به او عطا کند و با ممانعت اخلاقی از استفاده ی ابزاری از انسان به عنوان غایت بالذات، نظام طبیعی جهان و حیات انسانی را از انواع خطرهای ناشی از پیشرفت علمی حفظ نماید.

در این راستا، پايبندي به قوانين الهي و احكام و فضايل اخلاقي، ضروری است.

در جهان‌بيني مادي، كه طبيعت و انسان محصول تصادف و بي‌هدف‌اند، انگيزه و دليلي معقول براي حفظ محيط زيست وجود ندارد. نظريات انسان‌مدار، حيوان‌مدار، زيست‌مدار، بوم‌مدار و عالم‌مدار، مشهورترين نظريات در باب اخلاق محيط زيست بوده و البته هريك كاستي‌هايي دارند.

براي تبيين چارچوب نظريه ی اخلاق زيستی اسلام، بايد مهم‌ترين ويژگي‌هاي انسان و طبيعت و رابطه ی آن ها و دیگر مسایل مربوط به این حوزه از علم را از منظر قرآن و روايات شناخت و به صدور نظریه اقدام کرد.

براساس نظريه ی اخلاق زيستي اسلام، از ميان مخلوقات، انسان داراي ارزش و شأن اخلاقي است، و بر همین اساس، و به عنوان امانت دار در قبال حق تصرف و بهره‌برداري از طبيعت، نسبت به همه ی طبيعت و مخلوقات، داراي وظيفه و مسؤول است و در روز بازپسین مورد پرسش قرار می گیرد.

درهمین راستا، گذشته از لزوم رعایت مفاهیم عام اخلاقی و نیز اخلاق خاص در حوزه های مربوط به محیط زیست در ابعاد گوناگون، در متون دینی و روایات شریف، از احکامی فقهی و شرعی در این عرصه نیز سخن رفته است.