میزگرد معرفی کتاب اسلام و مسلمانان در کرواسی روز چهارشنبه 10 آبان ماه در محل تالار اجتماعات موسسه ابن سینا برگزار شد. در ابتدای مراسم، مجری برنامه، نرمین هوجیچ با توجه به اهمیت تاریخ نگاری و حفظ هویت مسلمانان این منطقه از حضور میهمانان و حضار تشکر کرد و اظهار امیدواری کرد برگزاری چنین مراسمی، به توسعه گفتگو و تبادل افکار در جامعه بوسنی و هرزگوین کمک کند.

دکتر زلاتکو حسن بگویچ، پژوهشگر از موسسه مطالعات اجتماعی " ایو پیلار" از زاگرب در سخنان خود با تاکید بر روحیه باز و ذهن فعال مولف کتاب گفت: شفکو عمرباشیچ، وقتی به عنوان مفتی زاگرب انتخاب شد  این حس و آگاهی را داشت که مسلمانان کرواسی، تداوم یک گذشته تاریخی می باشند و حس شناخت گذشته و حضور اسلام او را به پژوهش و نگارش در باره تاریخ مسلمانان رهنمون ساخت. همین حس قوی او به تاریخ بود که وی را به گفتگو ثبت خاطرات، اعضای فراموش شده جامعه اسلامی از دوران جنگ جهانی دوم از جمله حیمزی افندی ولاگیچ واداشت و همه اینها زمینه ای قوی برای توسعه بیش تر دانش تاریخی این مفتی فراهم آورد. مفتی، شفکو عمرباشیچ به تدریج با انتشار مقاله هایی در باره تاریخ اسلام و مسلمانان کرواسی، با حمله از جانب گروه ها و افرادی مواجه شد که هیچ گاه تحمل حقیقت تاریخی را نداشتند.

وی در ادامه افزود: کتاب اسلام و مسلمانان در کرواسی، ترکیبی از چند روش تاریخ نگاری از خاطره نویسی، سفرنامه نویسی، نگارش دایره المعارفی و تاریخنگاری مستند بر اسناد و مدارک است. ماهیت نوشتن چنین اثری نیاز به استفاده از انواع مختلف منابع را دارد و کتاب راهگشا و راهنمایی برای آینده مسلمانان است. البته دولت معاصر کرواسی و فضایی که برای مسلمانان ایجاد کرده، از عوامل مهم شکل گیری چنین کتابی در عصر حاضر است، کتابی که برای تاریخ اسلام در این نواحی بسیار مهم می باشد.

در ادامه دکتر حیلمو نرمالیا از دانشکده فلسفه سارایوو در سخنان خود با توجه به اهمیت کتاب گفت: کتاب آقای شفکو، ترکیبی از نوع نگاه سنتی، مدرن و بعد مدرن به تاریخ اسلام در کرواسی است. در بخش اول کتاب، با روش تاریخ نگاری سنتی روبرو هستیم. شفکو در این بخش از برخی منابع مهم مثل کتاب مهم ادریسی  جغرافی دان بزرگ دوره اسلامی استفاده کرده است. ادریسی شخصی است که از کرواسی دیدار کرده است. یا وقتی مولف بر اساس مدارک ثابت می کند، جوهری موسس الازهر از مردم اهل دوبرونیک است، این همه اطلاعات گران قیمتی را در اختیار خوانندگان قرار می دهد.

دکتر نرمالیا در ادامه افزود: روش تاریخنگاری مولف چنین است که او با ذکر جزییات در باره ورود اسلام به این مناطق، سعی کرده از روش تاریخ نگاری مرسوم که به جنگ ها و نبردها بین مسلمان ها و مسیحیان در گذشته می پردازد، فراتر برود. عمرباشیچ به تعاملات فرهنگی و تمدنی توجه ویژه ای دارد. او در کتاب، به رد پیشداوری ها و کلیشه های رایج تاریخ نگاری می پردازد. زندگی انسان ها در هر جامعه ای به قدری متنوع است که تحلیل تاریخی نمی تواند مبتنی بر چند نظریه خاص باشد. مولف کوشش کرده به شیوه هگلی، خود بازیگر تاریخ باشد و در باره تاریخ بنویسد. شفکو برای نگارش کتاب به نقاط مختلف کرواسی مسافرت و به جمع آوری مدارکی پرداخته که کمتر در کتاب های دیگری پیدا می شود.

این استاد دانشگاه سارایوو با انتقاد از صرب ها گفت: صرب ها به مدت 7 دهه در قرن بیستم مرکز سیاسی منطقه بودند ولی در این مدت حتی یک بار ضرورت ساخت یک مسجد را ندیدند و مسلمان ها را در محدودیت نگاه داشتند. ولی با وجود این که در زاگرب مسلمانان حضور کمتری داشتند، مسجد زیبای زاگرب ساخته شد. مقایسه این دو نوع برخورد با موجودیت مسلمان ها، نشانگر تفاوت های فرهنگی و تمدنی بین صرب ها و کروات ها است. این اتفاقی نیست که در زاگرب، سلیمان ماشویچ یکی از فیلسوفان مسلمان زندگی می کرد.

در ادامه برنامه، دکتر انس کاریچ، استاد دانشکده علوم اسلامی گفت: من از دوران دانشجویی افتخار آشنایی با مفتی را داشتم. وی همواره بر ضرورت دانش تاریخی تاکید می کرد. معتقدم همانگونه که طبری و ابن خلدون، مورخان بزرگ تاکید داشتند، باید بین تاریخ به عنوان مدارک و اسناد و کشف روابط گذشته با تفکرات مه آلود و اوهامی چون مدرنیسم، ناسیونالیسم، آمپریسم و نظریه تکامل فرق گذاشت. مورخان بزرگ اسلامی و حتی مسیحی، برای نگارش تاریخ از ایده ها و افکار و اوهام و خیالات آغاز نکردند. آنها برای ثبت هر واقعه تاریخی به دنبال اسناد و مدارک مربوط بدان رفتند.

وی افزود: در کتاب عکسی از هانچیچ، مورخ و عالم  برجسته بوسنیایی است، شخصی که الهام بخش مولف در نگارش این اثر بزرگ می باشد. به هر صورت توجه مولف در این کتاب به اسلام و مسلمانان به عنوان روش زندگی، تعاملات فرهنگی و تمدنی، روابط بازرگانی و پیچیدگی جامعه در کرواسی آن روزگار است. در یک دوران تاریخی روابط بین مسلمان ها و مسیحی ها زیاد است. تحولات منطقه ای و تغییر در حاکمیت های منطقه، اثر مستقیمی بر زندگی مسلمان ها داشت به طوری که بعد از عقب نشینی عثمانی ها، حکومت اتریش– مجارستان، حکومت پادشاهی یوگسلاوی و دو جنگ جهانی اول و دوم، مسلمانان بسیاری از کرواسی به نقاط دیگر مهاجرت کردند و بخش عمده ای از بناهای دینی و تاریخی مسلمان ها تخریب شد. نابودی میراث فرهنگی مسلمان ها در منطقه چنان بوده که باید شواهدی از زندگانی مسلمان ها را در گورستان ها و سنگ قبرها جستجو کرد و همین کار را مولف انجام داده و صدها گورستان متروکه و تاریخی را جستجو کرده تا اطلاعاتی هر چند ناچیز از حضور مسلمان ها در این نواحی به دست بیاورد.

استاد دانشکده علوم اسلامی در ادامه گفت: از نظر عمرباشیچ تفاوت بین تاریخ و گذشته وجود دارد. تاریخ آن چیزی است که ما از طریق مطالعه گذشته بدان می رسیم. ما بر گذشته ایستاده ایم و چشم به آینده داریم. شفکو، مولف کتاب در باره از بین رفتن مسلمان ها در کرواسی به انواع مختلف سخن می گوید. نمونه ای بیاورم. در اسلوونی، دولت عثمانی به مدت 150 سال حاکمیت داشت و این بدان معنی است که در طی این 150 سال شهرها، بازارها، بناهای دینی و علمی و فرهنگی ایجاد شد. ولی اکنون در عصر مدرن می بینیم که همه اینها در اسلوونی پاکسازی شده و اثری از حضور اسلام برجای نمانده است. این نمونه نشان می دهد چقدر رفتار خصمانه ای با اسلام در گذشته وجود داشته و چگونه مولف به سختی توانسته این همه شواهد و مدارک را برای انتشار کتاب پیدا کند.

سعید عابدپور از موسسه علمی و پژوهشی ابن سینا گفت: یکی از نظریه های کتاب حاضر، وجود اقلیت اسماعیلی در بخش هایی از مجارستان به ویژه در جنوب این کشور است. در باره وجود مناطق و روستاهای مسلمان در مجارستان مدارک تاریخی متقنی وجود دارد. ترکان به دلایل مختلفی به بلغارستان و مجارستان مهاجرت کردند. یک علت عمده ضعف و یا فروپاشی حکومت های خوارزم و خزر در ماوراءالنهر و اطراف دریای خزر بود. مسعودی، در مروج ذهب اشاره به این مسلمانان ساکن مجارستان دارد. مسلمانانی نیز بودند که اسماعیلی مذهب بوده و برای تبلیغ و گسترش عقاید به این منطقه آمدند. مولف به نمونه های از حضور اقلیت اسماعیلی در مجارستان و حتی به کارگیری این اقلیت در نیروهای نظامی شاهان مجار اشاره می کند.  روایاتی که ابوحمید غرناطی از این مناطق می کند، از مهم ترین اسناد تاریخی است.

عامل مهم برای گسترش اسلام در  بالکان تصوف است. تصوف به دوشکل و دو نوع نقش متفاوت سیاسی به گسترش اسلام در بالکان کمک کرد. بخشی از صوفیان در راستای استقرار دولت عثمانی به عنوان پیش قراولان و زمینه ساز نفوذ عثمانی وارد بالکان شدند و بخشی دیگر در شورش علیه برخی سیاست های ظالمانه این دولت، بالکان را منطقه ای مناسب برای استمرار فعالیت های خویش و دور بودن از تعقیب عمال عثمانی یافتند. از صوفیان گروه اول  به  روایت پاشازاده، چهار گروه عمده دينی و نظامی عبارت از: غازيان روم، آهيان روم، خواهران روم و ابدالان روم در دوره اولیه حکومت عثمانی نقش مهمی ایفا کردند.

اما، از سوی دیگر تصوف نقش شورشی و انقلابی برای احراز حقوق اجتماعی و برقراری عدالت داشت. اینان سلاطین عثمانی را ملزم به رعایت عدالت اجتماعی دانسته و سلطان را بالاتر از شرع نمی پنداشتند. قيام‌های "بابا ذوالنون"، "قاضی خواجه بابا"، و قيام "قلندر چلبی"، "شیخ بدرالدین" از این نوع قیام ها است. قیام هایی که علیه اختلاس و تبهکاری مقام های حکومتی بود. به عنوان نمونه به نوشته پچوی، زمانی که سليمان قانونی در انديشه توسعه قلمرو حاکميت خود در مجارستان بود. در آناتولی جنگ‌هاي داخلی ميان دولت و مردم رخ داد. در اثر اين جنگ‌ها ده ها هزار انسان مظلوم کشته شدند و سيل خون به راه افتاد. در استانبول خانه‌ها مورد تعرض واقع شدند و اموال مردم به سرقت رفت. دولت عثمانی بر اساس اين احتمال که ممکن است سارقین و قاتلین  افراد بيکار و فقير باشند، هشتصد نفر را از ميان اقشار ضعيف جامعه مثل نانوا، هيزم‌شکن، فروشنده و غيره را از کوچه و بازار جمع كرد و در ميدان شهر گردن زد. احمد دده منجم‌باشی اين عمل را بي‌اساس و دليلی بر مخالف با شرع دانست و با آن مخالفت کرد و به شورش برخاست. سلاطین عثمانی به این مخالفت ها تهمت انحرافی و خروج از دین زدند. از این رو است که صوفیان بسیاری برای دور بودن از تعقیب دولت عثمانی به بالکان آمده و به تبلیغ و نشر اسلام پرداختند. در این میان نقش عظیم صوفیان بایرامیه – ملامیه از جمله جنبش حمزه بالی در بالکان مهم و تاثیر گذار است.

عمر شفکو باشیچ، مولف کتاب به عنوان آخرین سخنران گفت: تاریخ معلم زندگی است. من آگاه بودم مسلمانان کرواسی شناخت کافی از گذشته خویش ندارند و بنابراین این را وظیفه خود دانستم تا با کمک نهادها و افراد مختلف به نگارش تاریخ اسلام و مسلمانان کرواسی بپردازم. آنچه هم که نوشته ام، بدان عنوان تاریخ نمی دهم. بلکه این نوشته من که در این کتاب گردآوری شده، اصول و مقدمات اولیه برای فهم تاریخ مسلمانان کرواسی است. آن چیزی که همواره ذهن من را به خود اشتغال داشت، این فکر بود که آیا ما مسلمانان از دوران عثمانی در کرواسی حضور داریم و یا این که پیش از عثمانی نیز حضور داشتیم. وقتی به طور اتفاقی به آثار ولادیمیر مازوران، رییس فرهنگستان برخورد کردم، دیدم که این فرد می گوید برای من چیزی بیش از حقیقت ارزش ندارد. ماژوران در باره تنی چند از مسلمانان قبل از ورود عثمانی ها تحقیق می کرد. ابو حمید غرناطی، چند صد سال قبل از عثمانی ها می نویسد که در این مناطق و در دوره حکومت مجارها، صدها مساجد بنا شده است. شریف ادریس در سال 1132 میلادی از کرواسی نام می برد و او نخستین کسی است که از بوسنی نام می برد. من خرسندم که خداوند توفیق داد تا این کار یعنی نگارش تاریخ اسلام و مسلمانان کرواسی را آغاز کنم و در کنار کارهای اجرایی بتوانم در حوزه تحقیق و پژوهش کاری انجام دهم.

در خاتمه باید خاطرنشان شد، جمع کثیری از اساتید دانشگاهی و دانشجویان در این مراسم شرکت داشتند. حضور نمایندگان رسانه های چاپی و تصویری نیز در مراسم جالب توجه بود./